نمادها را بە بند می‌توان کشید، جنبش‌ها را نە!

موج تازەای از سرکوب فعالان کارگری کە در ماەهای اخیر علیە نهادهای مستقل کارگری و فعالان و سازمان‌گران اعتصابات و اعتراضات کارگری توسط نیروهای امنیتی، قوە قضاییە و تعدادی از وزارت‌خانەهای دولت روحانی شروع شدە بود، بە رغم واکنش‌های اعتراضی و اعلام حمایت و همبستگی گستردە‌ی سازمان‌های کارگری داخلی و خارجی، هم‌چنان ادامە دارد و هفتەای نیست کە یک یا چند فعال و کنش‌گر کارگری بە خاطر فعالیت‌های صنفی، احضار و تهدید و بازداشت نشود.

در دو هفتە‌ی گذشتە، گرچە تعدادی از مبارزان حقوق سندیکایی بە خاطر اعتراضات کم‌سابقە‌ی اتحادیەهای نیرومند و پرنفوذ کارگری در گسترە‌ی جهانی بە بازداشت های اخیر، با قید وثیقە‌های ٢٠٠ و ١٠٠ میلیون تومانی موقتاً از زندان آزاد شدەاند، ولی متعاقباً، تعداد دیگری از مبارزان سندیکایی کە قبلاً برای‌ آنان پروندە‌سازی کردە بودند، بە دلیل دست برنداشتن از پیگیری حق و حقوق خود و همکاران‌شان برای گذراندان مدت محکومیت خود، توسط نهادهای سرکوب‌گر امنیتی فراخواندە شدند و عدە دیگری نیز به‌طور ناگهانی با هجوم پاسداران نظام بە خانە‌هایشان بازداشت و زندانی شدند.

بنا به گزارش کانون صنفی معلمان، رامین زندنیا، یکی از فعالین این کانون در کردستان، در پنج‌شنبە گذشتە، به همراه همسرش در شهر سقز بازداشت شدند. هم‌چنین جعفر عظیم‌زادە رییس هییت مدیرە‌ی «اتحادیە‌ی آزاد کارگران» کە قبلاً به‌خاطر نقش داشتن در گردآوری طومار ٤٠ هزار نفرە برای افزایش دستمزد و فعالیت‌های صنفی دیگر، بارها بازداشت و در آخرین بازداشت به  شش سال زندان محکوم شدە بود، برای گذراندان مدت محکومیتش بە زندان فراخواندە شد، پروین محمدی یکی دیگر از رهبران اتحادیە‌ی آزاد نیز مورد باز جویی قرار گرفت و کورش بخشندە یکی از اعضای «کمیتە‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» در دادگاە تجدیدنظر بە ٩١ روز زندان محکوم شد. علاوە بر این افراد، بنا بە گزارشات منتشر شدە، تنها طی یک ماە گذشتە، دەها کارگر به‌خاطر شرکت در اعتصابات و اعتراضات صنفی کە اکثراً در اعتراض بە عدم پرداخت دستمزد و حقوق‌های معوقە صورت گرفتە است، از کار اخراج شدەاند.

هم‌چنین خبرهایی کە از داخل زندان ها بە بیرون می رسند، حکایت از تشدید فشار بازجوها بر فعالین صنفی برای وادار کردن آنان بە اعتراف بە کارهای ناکردە برای توجیە این بازداشت‌ها و صدور حکم‌های سنگین توسط قاضی‌نمایانِ دادگاە های فرمایشی دارند.  در راستای همین پروندە سازی‌ها و اقدامات تبهکارانە، خبر رسیدە است، کە مدتی است رسول بداقی یکی از اعضای مبارز و شاخص کانون صنفی معلمان را با وجود تمام شدن مدت محکومیت شش سالەاش بە جای آزاد کردن  برای گرفتن اعتراف ساختگی بە سلول انفرادی منتقل نمودە و تحت فشار شدید قرار داده‌اند.

رژیم کە بە رغم همە‌ی بگیر و ببندها و وارد آوردن انواع فشارها نتوانستە است مقاومت حق‌طلبانە‌ی کارگران و مزدبگیران را از میان بردارد و کارگران و مزدبگیران را مطیع صاحبان سرمایە کند، بە عبث می‌کوشد با افزایش فشار بر فعالین مقاوم و پیگیر جنبش مزدبگیران و نمادهای کنونی جنبش و از میان برداشتن تشکل‌های مستقل و کارآمد، بە زعم خویش اعتراضات فزایندە‌ی کارگری را کە ریشە در رویکردهای به‌غایت استثمارگرانە و ناکارآمدی سرمای‌داری فاسد و انگلی حاکم دارد فرو نشاند.

حکومت البتە هنوز قادر است کە مبارزان سندیکایی را بە بند بکشد، اما یقیناً قادر به بەبند کشیدن جنبش کارگری و جلوگیری از رشد و کنکاش آن نخواهد شد. آن دورانی کە رشد جنبش کارگری را می‌شد با سربە‌نیست کردن و زندانی کردن عدەای از فعالین آن و غیرقانونی کردن فعالیت چند حزب و چند اتحادیە، برای دو، سە دهە کُند کرد و مانع بهبود شرایط اقتصادی و حقوق زحمت‌کشان شد، مدت‌هاست کە بە سر آمدە است. جنبش کارگری اینک جنبشی متکی بە خود است کە افزون بر داشتن انگیزەهای نیرومند مبارزاتی و برخورداری از حمایت معنوی اكثریت گروەهای اجتماعی جامعە و اتحادیەهای کارگری جهانی، قادر است با اتکا بە تجربیات مبارزاتی‌اش جای مبارزانی را کە زندانی می‌شوند بە سرعت پر کند و مانع از اُفت سطح اعتراضات و رشد جنبش شود و نقشە‌های حکومت و سرمایەداران را نیز نقش بر آب کند. کامیابی پرستاران در سازمان‌گری یک تشکل مستقل و پیروزی پرستاران مستقل و عدالت‌خواە در انتخابات آن، و وجود و تداوم چندین اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگری در نقاط مختلف در بحبوحە‌ی تشدید فشارها بە فعالین کارگری، گواهی بارزی است بر این مدعا.

اما گذشتە از آن، هم‌چنان کە همە‌ی فعالین سندیکایی در هنگام محاکمات‌شان در بیدادگاە‌های رژیم  و در زندان و خارج زندان گفتە و می‌گویند و ما هم بارها بە کرات بر آن تاکید کردەایم، فعالیت سندیکایی نە تنها جرم نیست بلکە یک حق بدیهی اولیە، شهروندی و طبقاتی است. به‌همین جهت پیگرد و زندانی کردن کارگران خود عملی غیرقانونی است و آن کسانی کە بایستی به‌خاطر زیرپانهادن قوانین و حقوق کارگران محاکمە و مجازات شوند، ناقاضیان حاکم بر بیدادگاەها و هم‌دستان حکومتی‌شان هستند. مبارزە و تلاش برای جلوگیری از زندانی کردن و آزادی فعالین کارگری، مدنی و سیاسی تا رهایی همگی‌شان ادامە خواهد یافت.

 

 

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای کار گرامی، سخنی بجا و قابل تأمل است، وقتی شما می نویسی؛ «...حکومت البتە هنوز قادر است کە مبارزان سندیکایی را بە بند بکشد، اما یقیناً قادر به بەبند کشیدن جنبش کارگری و جلوگیری از رشد و کنکاش آن نخواهد شد...»
در همین ارتباط، یافتنِ پاسخهایی مناسب برای سئوالات ذیل تهی از فایده نخواهد بود:
- سمت و سوی این «...رشد و کنکاش...» چیست؟
- آیا فعالیتهایِ اعتراضی کارگری علیرغم سرکوب، در درونِ خود توانِ نگرشِ اتحادی با دیگر شعبِ اعتراضی کارگری را داراست، یا که هر واحدِ صنفی مستقل از دیگر صنوف برای رسیدن به خواستهای صنفی اش فعالیت می کند؟

هر یک از گروهها، جمعیتها، سازمانها و احزاب اپوزیسیونِ ج.ا. در مجموعه خود، واحدهایی از اعتراضِ متشکل مردمی علیه خودکامگیهایِ ج.ا. هستند. اینکه این تشکلات در عرضِ بیش از سه دهه هنوز هم نتوانسته اند فضایی جهتِ نشستهای مشترک به منظورِ تفاهم بر سر برنامه ای مشترک فراهم آورند، یکی از ضعفهای اساسی دنیایِ سیاست کشورمان است، که بی هیچ تردیدی تأثیری منفی بر روی فعالیتهای اعتراضی نیروی کار کشور دارد.

 

 

 

 

آقای البرز گرامی، پس از تشکر از توجە، اظهارنظر و سوالاتی کە در ارتباط با این نوشتە از من پرسیدەاید، در مورد سوال اولتان کە نوشتەاید:"آیا فعالیتهایِ اعتراضی کارگری علیرغم سرکوب، در درونِ خود توانِ نگرشِ اتحادی با دیگر شعبِ اعتراضی کارگری را داراست، یا که هر واحدِ صنفی مستقل از دیگر صنوف برای رسیدن به خواستهای صنفی اش فعالیت می کند؟"پاسخ من آری است. البتە در گذشتە میزان توجە بە این مسئلە مهم و حیاتی کمتر بود ولی بتدریج ضرورت آن در جریان عمل مرتب بیشتر و بیشتر درک شد .تلاش های فعالین تشکل ها ی کارگری هم متوجە این موضوع بودە و در مواردی نیز منجر بە همکاری های مشترکی نیز شدەاند. ارزیابی من این است کە گرایش بە همکاری و بر آمد مشترک در آیندە در درون جنبش کارگری تقویت خواهد شد و محدود بە گسترش همکاری فی مابین تشکلها و اعتراضات کارگری نخواهند ماند. من بر این عقیدە بودە و هستم کە جنبش کارگری لازم است برای پیشرفت هم در درون خودش را منسجم کند و هم رابطە خودش را با سایر جریانات و جنبش های دمکراتیک فعال و هدفمند نماید. همچنین معتقدم کە تحرکات کارگری روز بە روز بیشتر مورد توجە جریانات دمکراتیک  غیر کارگری قرار خواهند گرفت و آنها نیز رغبت بیشتری بە حمایت از خواستەهای حق طلبانە و مبارزات کارگران نشان خواهند داد، زیرا اکثر مطالبات جنبش کارگری، جزء مطالبات آنها و اکثریت جامعە نیز هستند. کما اینکە در روز جمعە هفتە گذشتە بمناسبت سومین سالگرد قتل ستار بهشتی شاهد چنین تلاشی بودیم و در مراسم سالگرد سال گذشتە ستار بهشتی شاهد آن سخنرانی پر طنین و جسورانە خانم نرگس محمدی شیر زن مبارز در بند بودیم. یقینا بخشی از گناە نابخشودنی خانم محمدی، از نظر رژیم کە باعث چنین برخوردهای ضد انسانی با او در زندان می شود، بی ارتباط با سخنرانی ایشان در مراسم سالگرد ستار بهشتی و تلاش دلیرانە و راستین وی برای نزدیک کردن گرایشات دمکراتیک و ترقی خواە نیست. این تلاش ها را باید از هر دوسو بسط داد. رژیم هم از انسجام درونی جنبش کارگری و هم از بسط توسعە مناسبات و اقدامات مشترک میان جنبش های مطالباتی سایر گروە های اجتماعی هراسان است. این حقیقت را بە آسانی از نوع برخوردهایش با فعالین کارگری و سایر مبارزان دمکراسی خواە می شود فهمید، و این خود نشان می دهد کە مسیر جنبش کارگری در جهت درستی قرار گرفتە. در مورد سوال دومتان،  من کاملا با شما هم عقیدەام و معتقد هستم کە بسیاری از احزاب و سازمان ها متاسفانە در عمل و البتە هرکدام با توجیهات خاص خودشان مطابق نیازهای روز عمل نمی کنند. ضرورت اتحاد و وحدت را ظاهرا درک می کنند اما در عمل از این کار طفرە می روند. بهر روی این انزوا طلبی های منزە طلبانە در عمل نە کمک چندانی بە تقویت و توسعە حرکت های مطالباتی تودەها و نە کمکی بە موقعیت خود آن ها می کند.

 

با احترام فراوان

 

صادق کار

 

 

"

آقای کار گرامی، ضمن تشکر از توجه و پاسخهای دوستانه شما به نظرم، همراه شما و دیگر مردمانِ فرهیخته کشورمان از حرکتهای انسانی و شجاعانه ی بانویِ دلیر ایران نرگس محمدی پشتیبانی میکنم، و امیدوارم در سایه پشتیبانی های بی دریغ مردمانِ کشورمان این بانوی بزرگوار و رنج دیده هر چه زودتر آزاد و به خانواده ی مهربانش ملحق شود.

نکته ای را که لازم می دانم توضیحی مختصر در باره اش بنویسم، مفهوم اتحاد و وحدت است.
از جایی که تصور می کنم، واژه "وحدت"، معنای یکی و یگانه شدن، ادغام و محلول شدنِ در یکدیگر را می رساند، در پهنایِ فعالیتهای سیاسی اجتماعی کشور، "اتحاد" را چاره کار دیده ام، چرا که در یک اتحاد، متحدین، هویتِ خاص خویش را حفظ، و بر اساسِ نقاطِ مشترک، حولِ برنامه ای مشترک متحد میشوند. و این همه، منجر به سود جستن جامعه از کمکِ فکری و عملی همه اعضایش شده، و به سلامتِ صلح آمیز جامعه استحکام بیشتری خواهد بخشید.

 

آقای  البرز گرامی،، مقصود من از "وحدت" متوجە سازمان هایی است کە در گیر پروژە وحدت هستند. بود. وگرنە قبول دارم کە  وحدت همگانی و حتی اتحاد همگانی  ممکن نیستند. ولی بە هر صورت اتحاد امر ممکن تر و آسان تری است.

با احترام و تشکر از زحمت اظهار نظر مجددتان

صادق