یک سخن سست

حسین جابر انصاری، سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران، گفته است: "جمهوری اسلامی برای قطعنامه‌های حقوق بشری سازمان ملل که با انگیزه‌های سیاسی و "لابی‌های پنهان" تهیه و تصویب می‌شوند، ارزشی قائل نیست". این سخن یادآور سخنان مشابهی است که بارها از زبان احمدی نژاد ابراز شدند.

سخن جابر انصاری در واکنش به تصویب قطعنامه‌ای در کمیته حقوق بشر سازمان ملل گفته شده است. قطعنامۀ مذکور از وضع حقوق بشر در ایران، خاصه از محدودیتهای آزادی بیان، جریان بی مهار دستگاه قضائی و افزایش اعدامها انتقاد کرده است.

سخنان مشهور اما سست احمدی نژاد در واکنش به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل در ارتباط با برنامۀ هسته ای جمهوری اسلامی گفته شدند. او یک بار این قطعنامه ها را کاغذپاره خواند، بار دیگر بی ارزش، و بار دیگر گفت: "آن قدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه دان شان پاره شود."

از تفاوت زبان این دو کس که بگذریم، معنای سخنان شان یکی است: بی ارزش اعلام کردن آن قطعنامه های سازمانهای بین المللی که مؤید رفتار جمهوری اسلامی نیستند. با این حال زبان دیپلماتیک جابرانصاری امتیاز خاصی برای او نیست. احمدی نژاد زمانی از بی ارزشی قطعنامه های شورای امنیت دم زد که اولاً جریان بی سابقۀ دلارهای نفت به خزانۀ دولت اش روان بود و او – در بهترین حالت، ساده انگارانه – در سودای دور زدن تحریمها بود. او تصور بی ارزش بودن قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را بلافاصله با این پندار گره می زد که "اگر به جایی برسیم كه اصلا از ما نفت نخرند، ملت ایران می‌تواند خود را بدون نفت هم اداره كند."

اما جابر انصاری در زمانی از بی ارزشی قطعنامه های کمیتۀ حقوق بشر می گوید که اولاً درآمد نفت دیگر کفاف بستن بودجه مرسوم را هم نمی دهد، ثانیاً دیگر کسی در جمهوری اسلامی نمانده است که از اثر تحریمها نگوید و ثالثاً سیاست ایران در زمان احمدی نژاد "برجام" را تجربه نکرده بود، و اکنون چنین کرده است.

تردید و شبهه ای نیست: قطعنامه های کمیتۀ حقوق بشر در نقد رفتار حقوق بشری دولتها [هنوز] به تحریم آنها نمی انجامد و جامعۀ سیاسی بین المللی در قامت امروزی اش، هنوز برای امنیت اهمیتی به مراتب بیشتر از حقوق بشر قائل است. پشتگرمی جابرانصاری نیز به همین دو واقعیت است. اما اگر باطل بودن سخنان احمدی نژاد در عرض چند سال آشکار شدند، قطعاً برای آشکار شدن باطل بودن سخنان جابرانصاری - با سرعت فزایندۀ همه چیز در جهان امروزی - نیازی به چند دهه نخواهد بود.

بخش: 

افزودن نظر جدید

Plain text

  • برچسب‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.

دیدگاه‌ها

آقای پورنقوی گرامی، ضمن پیوستن به شما در نقدی که از سخنانِ سخنگوی وزارت خارجه ی ج.ا. انجام داده ای، میخواهم در همین رابطه مسئله ی قابل توجه دیگری را مطرح کنم، و آن اینکه به گزارش رادیو فردا، آقای ظریف به دو قطعنامه‌ی جدید سازمان ملل که به تازگی علیه ایران صادر شده، اشاره کرده و گفته است که صدور آنها ؛
«... شاید یکی از طنزهای تلخ روزگار ماست که کشورهایی که نه از قانون اساسی و نه از انتخابات خبری دارند از آن صحبت می‌کنند و آن‌ها که داعش را پرورش داده‌اند از نحوه مقابله کشورها با آن خرده می‌گیرند و متأسفانه رأی هم می‌آورند...».

البته وقتی "آقای ظریف" پشتِ تریبونهای رسمی کشوری و بین المللی سخن از عدم وجود زندانی سیاسی در ج.ا. می گوید، با پافشاری بر این قبیل سخنان دروغ، خود را عملاً در کنار داعشی های ج.ا. قرار میدهد. لذا بسیار طبیعی خواهد بود که، دولتهایی چون دولتِ سعودی گویِ سبقت را از ایشان ربوده، و در عرصه ی بین المللی با دست زدن به دسیسه، در صدد سقوطِ ایران در ورطه های هولناکی چون وضعیت کنونی سوریه برآیند.

در ایرانِ تحتِ حاکمیتِ ج.ا. هم زندانی سیاسی شکنجه شده وجود دارد، و هم حقوق بشر تحتِ حاکمیتِ استبدادی ج.ا لگدمالِ افراطیون مذهبی گردیده و میشود.
ولی با اینهمه، وقتی علمداری تصویب دو قطعنامه ی اخیر سازمان ملل بر دوشِ دولتِ عربستان سعودی قرار می گیرد، نشانگر آن است، که موضوع حقوق بشر در این قطعنامه ها دستاویزی برای مقاصدِ دیگر است.

آقای البرز گرامی
با سلام و تشکر از توجهتان به نوشتۀ مختصر من. در همزبانی با شما و به اعتباری در تکمیل نوشته ام، مایلم دو نکته را بنویسم:
1- این درست است که حقوق بشر در اینجا و آنجا دستاویز مقاصد دیگر قرار می گیرد. به یک اعتبار استثناپذیر نیست، از جمله در شورای حقوق بشر سازمان ملل. همۀ کشورها چنین می کنند. جز این که هرچه ما با جامعه ای با دموکراسی قوام یافته تر، دولت حقوقی تر و سازمانهای مدنی قویتر مواجه باشیم، حقوق بشر با خلوص بیشتری متحقق و پیگیری می شود.
2- به نظر من این واقعیت که حقوق بشر دستاویزی برای مقاصد دیگر نیز قرار می گیرد، واقعیت مقدم و مسلط بر آن نیست. کافی است نظامهائی را که حقوق بشر را اساساً دستاویزی برای مقاصد دیگر می دانند، لیست کنیم. فکر می کنم نتیجه روشن باشد: لیستی از بدترین نظامهای سرکوبگر و ناقض حقوق بشر.
با احترام
علی پورنقوی