اژدر بهنام

نفی وحدت زیر درفش ایجاد تشکل سیاسی مشترک

نویسنده مقاله، مرا به دلیل بیان نظر و دیدگاهم درباره سازمان اکثریت که از شناخت من از زندگی و عملکرد این سازمان ناشی می‌شود، مورد ملامت قرار می‌دهد و به جای اینکه روشن کند چرا عملکرد سازمان چنین نظر و دیدگاه و داوری‌ای را در من و احتمالا در دیگران موجب شده، معلول را می‌کوبد.
نویسنده برای اثبات ادعاهای خود «فراخوان برای مشارکت در روند شکل‌دهی تشکل بزرگ چپ» را شاهد می‌آورد و می‌خواهد اثبات کند که اصلا از ابتدا "وحدت چپ" مطرح نبوده است! و گویا سازمان اکثریت از همان ابتدا می‌خواسته است ضمن حفظ تشکیلات خود، تشکل سیاسی جدیدی ایجاد کند و حزب دیگری به احزاب و سازمان‌های موجود بیفزاید!

با همه‌ی توان علیه حزب چپ!

مهرزاد وطن‌آبادی که عضو سارمان فدائیان خلق ایران – اکثریت (از این پس "سازمان اکثریت") است، به بررسی پنج دهه حیات "سازمان چریکهای فدائی" پرداخته و آن را به درستی، یکی از "مهم ترین و تأثیرگذارترین گروه جنبش ضددیکتاتوری ضدامپریالیستی ایران" (در تمام نقل قول‌ها، اشتباهات املایی و انشایی از مهرزاد وطن‌آبادی است) دانسته است. او با احساس غرور بیش از حد، شکل‌گیری "سازمان" را توضیح می‌دهد و مبارزه مسلحانه را "تنها روش ناگزیر مبارزه با دیکتاتوری" معرفی می‌کند ولی چند سطر بعد، وقتی به سال 1356 و 1357 می‌رسد، می‌نویسد: "وقوع انقلاب بهمن 57 تلنگری بود به سازمان تا نفی مبارزه مسلحانه را قطعی و به ضرورت سازماندهی سیاسی – تشکیلاتی برسد". و خواننده را در این گیج‌سری نگه می‌دارد که بالاخره مبارزه مسلحانه تنها روش ناگزیر بود و یا راهی اشتباه!

یادهایی از فدائیان خلق در اورمیه

سرانجام روز رای گیری فرا رسید. همه چشم به راه نتیجه انتخابات بودند. اجازه نداده بودند که سازمان نماینده‌ای در هیئت نظارت و شمارش آرا داشته باشد. یکی از رفقا که در فرمانداری کار می‌کرد، اخبار شمارش آرا را برایمان می‌آورد. در آخرین دقایق شمارش خبر رسید که کاندیدای سازمان در مقام اول است و بیش از سی هزار رای دارد. ملاحسنی و دیگران شوکه شده بودند. باید کاری می‌کردند. و به این ترتیب راه چاره را در تقلب دیدند.

نگاهی به اسناد پیشنهادی به کنگره چهاردهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

در بخش سوم با عنوان "ولی فقيه، نظامی ـ امنيتی ها و راست افراطی" می‌خوانیم: "ساختار سياسی مبتنی بر ولایت‌فقیه و نهادهای وابسته به آن مانع جدی در راه استقرار مردم‌سالاری و پیشرفت کشور است". برخلاف سازمان اکثریت، به نظر من تنها مبتنی بودن ساختار سیاسی بر ولایت فقیه و نهادهای وابسته به آن نیستند که مانع جدی در راه استقرار مردم‌سالاری و پیشرفت کشورند بلکه کل ساختار و نظام جمهوری اسلامی مانع جدی در این راه است.

بخش: 

در باکو چه گذشت؟

حاشیه‌ای بر " آسیب شناسی تشکیلات مخفی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)"

بر اساس داده‌های گزارش می‌توان نتیجه گرفت که ضربات سال 1365 بر تشکیلات سازمان اکثریت، به دلیل مشکلات و ضعف‌های امنیتی در تشکیلات و وضعیت و اطلاعات رژیم، غیرقابل اجتناب بوده است ولی این سوال پیش می‌آید که آیا واقعا نمی‌شد دامنه ضربات را کاهش داد؟ من شخصا بر این نظرم که با توجه به اطلاعاتی که رهبری سازمان اکثریت در مقطع پلنوم 65 داشت، می‌شد که دامنه ضربه را کاهش داد و آن را یا به تعویق انداخت و یا کم اثرترش کرد.

اشتراک در RSS - اژدر بهنام