سهراب فیض آبادی

انقلابات محافظه کارانه: عصر سوسیالیسم، سرکردگی و حاکمیت

جدایی سرمایه بعنوان بیان پولی منابع از سرمایه بعنوان بیان اجتماعی منابع، هریک به راه خود رهسپار می گردند- تضاد بین سرمایه در صورت پولی، و سرمایه در صورت صنعت موجب تلاطمات و بحرانهای اجتماعی می شود. در حالت نخست، سرمایه عملا راه افزایش اش را در انباشت غیر تولیدی می یابد و اساسا مفهوم کمیتی دارد، و در حالت دوم، سرمایه بعنوان منابع، بواسطه روند تولید و بازتولید ضروریات اجتماعی (ارزش مصرف) به انباشت و گسترش نفوذاش می پردازد که اساسا مفهوم کیفیتی دارد.

جهان امروز ما و "هژمونی"، علت و معلول ها در تحولات اجتماعی، رهبری و فرماندهی

معادله یی جدید در حال شکل گیری می باشد- سوریه در نسیم وآتش و خون آن ظاهرا گرفتار آمده است، و تقریبا تمام منطقه، و حتا اسراییل نیز، ایران هم هنوز خیلی موانع دارد که برطرف کند تا شایستگی آنچه کرده و تا کنون ساخته است را هم کسب کند و هم صاحبان آینده این ساخته ها را بنیان نهد – مهم اینستکه ایران از لبه تناقضات "بحران رشد" اش، به دره "بحران افول" سقوط نکند.

واقعا "دعوا" بر سر چیست

در ایران، اکنون با مشگلی که میتواند موجب خشونت های شدید و حتا از هم پاشیدگی شیرازه اجتماعی شود، روبرو هستیم. این مشگل، با دو یا دقیق تر با سه واژه شناخته شده اند که عبارتند از "فتنه"، "انحراف"، و بالاخره "جنگ نرم" (ظاهرا و فعلا از بیرون).
این سه واژه در واقع، اساسشان تنها یک واقعیت میباشد. این واقعیت، جدل بین "مونیست" ها و "دوالیست" ها می باشد

از نقد عشایری، تا نقد سوسیالیستی

تجارتگرایی، طبیعت گرایی، اقتصاد کلاسیک

ایران باید از نقد عشایری به نقد تجارتگرایی (مرکانتلیسم)، طبیعت گرایی (فیزیوکراتیک)، و ازاینجا به نقد "اقتصاد کلاسیک"، و بالاخره نقد سوسیالیستی گذر میکرد و هنوز باید این اتفاق بیفتد که اول بتوان زمینه این چندین دهه را درک کرد، و سپس و بخصوص، بتوان پنجاه و هفت و این سی و خرده یی سال و تحولاتش را نقادانه دید و بررسی کرد و برای چشم اندازهای تحولات آینده آماده شد.

یک بشکه نفت، یک قطعه زمین، یک روز کار

باقیمانده های بروز جدل کهنه و نودر ایران، پیآمدها و مخاطرات

بسیاری در این سالها با گفته هایی هم تبلیغی و هم ظاهرا دانشمندانه و علمی، مادر تمام مشکلات را نفت و بخصوص انحصار آن در دولت ... عطف داده اند، و بطریقی بعنوان بدیل، بی نفتی و یا تعلق آن به غیر دولت را بعنوان راه حل ارائه داده اند. اولا باید خوشحال بود که بالاخره یک چیزی زیر زمین بود که باعث شد این نوع کشورها – حداقل- به دم کجاوه دنیای جدید صنعت و پیشرفت وصل شوند...

آیا با عقل قدیم میتوان جهان جدید، و آینده در حال ساخته شدن را درک کرد؟

کجاییم و چگونه باید درک کرد

نکته دیگر در رابطه با چپ اجتماعی است که باید سریعا با درک عمیقا گشاده، شفاف و "پس اکتبری" و در دوران تحولات چین، با امور داخلی بخصوص، و امور جهانی ومنطقه یی برخورد کند.
درک زمان لنینی و بخصوص "پیش اکتبری"، و جهانی در آمیزش انقلاب فرانسه و اشرافیت فئودال که بعدا مولد جنگ سرد شد، بسیار تنگ و شاید تحقیقا خارج از توان درک دنیای بکلی متفاوت امروز می باشد. چپ اجتماعی باید سریعا خود با توانایی درک این دنیا ی جاری اماده کند...

بغرنجی جهان ما، از ساده سازی تا ساده نگری

انقلاب قانون ارزش- کار جهانی میشود

این روزها هنوز مرکب انتخابات ایران خشگ نشده بود، که ترکیه در جهت عکس حرکت میکند، مصر در جهت عکس حرکت کرده، انتخابات را لغو کرده و در پی انتخاباتی دیگر است. ظاهرا همگی قصد "سفر به اصفهان" را دارند، و در دل امید و آرزو های حقیقی و غیر حقیقی می پرورانند.

خوانش واقعیت در پیش بینی های سیاسی

در سیاست و تحولات اجتماعی، ما با منطق محکمه پسندانه کاری نداریم

تمام دستآوردهای بزرگ تاریخی البته حاصل مبارزات اجتماعی و انقلابها – که معمولا خشونت آمیز نیز بوده اند- میباشند، اما همه آنها نهایتا قصدشان یک هدف معین بوده است و نه هر هدفی که در خود بخودی شرایط سر برسد. بنابراین بعد از شکست یا سازش یا هرچیزدیگری که بنامیم در یکجایی فرود آمده و اطراق میکنند و چادر میزنند- به این قسمت قضیه جمعا میگویند "دولت" (استیت).

ضرورت پایه نظریه پردازانه برای انتخابات

اما یک نکته از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، اینکه حساسیت شرایط از تمام دوران سی و چند ساله بسیار بیشتر شده است زیرا ایران دیگر راهی به بازگشت ندارد، بنابراین "بحران" احتمالی ناشی از این وضعیت، میتواند به پیآمدهایی هولناک منتج گردد. و از مسیری دیگر، بازگشت به گذشته اتفاق بیفتد بدون توان پیش بینی و پیش گیری تحولات سهمگین ناشی از آن.

سیاست، واقعیت و مفهوم

برای پایان دادن، باید گفت که سیاست یکی از حوزه هایی میباشد که پیچیده ترین جوانب زندگی جمعی را - و هم بطور اخص در جامعه جدید صنعتی بعنوان نهاد و نهاد ساز و نهاد پذیر- در خود اشکار و نهفته دارد. بهمین دلیل، همیشه رمزآلود و هم کدر و شفاف می باشد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - سهراب فیض آبادی