بهزاد کریمی

برای این که فراموش نشود، نباید بخشید!

در مفهوم فاجعه ملی، درنگ بیشتری باید کرد تا پیش از همه دریافت که این یک نوع کشتن ملت بود. در این کشتار، آن تنوع گسترده ایی که ملت ایران از نظر جنسیت، سن و نسل، تبار ملی- قومی، نوع باورمندی های فکری یا دینی، و ... دارد به روشنی قابل رویت است.

کیفرخواست حکومتی زیر عنوان پژوهش تاریخی!

نویسنده و موسسه سفارش دهنده، در سرتاسر این کتاب حتی یک کلمه انتقاد هم نسبت به طرف اصلی جنبش فداییان یعنی حکومتگران سرکوبگر، وارد نمی دانند و چرا؟! زیرا که آنها محکوم کردن مطلق طرف مقابل خود به قصد توجیه معصومیت مطلق خویش را در نظر دارند!

سیری گذرا در نگاه چریک فدایی خلق به مسئله ملی در ایران

علیرغم واقع بینی هایی که نسبت به وجود تبعیض ملی در ایران و ضرورت رفع آن داشتیم، سنگینی نگاه ایدیولوژیک و الگوهای نظری طبقاتی بر ذهن ما، اجازه نمی داد که ما جریان هویت خواهی ملی را در پارادایم همچنان جاری دولت – ملت ها ببینیم. و این، آن نکته اساسی است که در موضوع بازنگری فکر دیروز ما در همین زمینه می باید در نظر گرفته شود تا آشکار شود که چرا در دیدگاه مسلط بر فداییان امر پروژه ملی غایب است.

مام غنی بلوریان، تاریخی پیوسته بود!

نه گفتن به دیکتاتوری همواره جای ستایش دارد، اما عیار آن برای دو دوره رکود و اعتلاء متفاوت است. مام غنی بلوریان طول زندان را عمدتاً در سال های یاس و سرخوردگی جنبش گذراند و آنهم در بدترین زندان های ایران که همسر و دخترش برای ملاقات شوهر و پدر گاه می بایست فاصله بیش از دو هزار کیلومتر را طی می کردند! او در زمره صخره های استوار بود در زمانه ایی که دور و برش دعوت به تسلیم کم نبود.

مهربانی بی پایان

در سوگ رفیق امیر امامی
در آن دوره و سالها مهاباد چند بار دست به دست گشت و او به اتکای موقعیت اجتماعی و نوع رفتاری که با محیط تنظیم کرده بود، محکم سر جایش ماند و هیچگاه هم شهر را ترک نکرد و البته هرگز هم موضع و باور سیاسی خود را تابع تغییر تحولات قرار نداد!

انسان دگرگونی ها و انسان تناقضات!

درگذشت داریوش همایون همانند زندگی سیاسی اش، بازتابی بلند داشت.

او می دانست که تنها با حزبیت قدرتمند و نهادینه شده در جامعه ومیان همه شاخه های سیاسی کشور است که می توان مانع برگشت سلطانیسم شد. مشروطیت برای اوخصوصیت دکانی دو نبش را نداشت، بلکه عرصه زندگی سیاسی ملی بود که مدعی خود، بگونه ای اخلاقمند نمونه پایبندی و تعهد در برابر الزامات اصولی آن شد.

نگاه به منشور از جایگاه تحول طلبی!

اگر قرار باشد که اتحاد ملی بین همه شهروندان ایرانی شکل بگیرد، اگر ایران را برای همگان می خواهیم، اگر بر دمکراسی هستیم، و اگر جنبش سبز را جنبش شهروندان آزاد برای آزادی می خواهیم، راه ما یکی است : حرمت نهادن نهاد دین، از طریق تفکیک آن از عرف. استقلال متقابل دین و دولت از همدیگر.

بخش: 

بمناسبت درگذشت ماموستا شیخ عزالدین حسینی

دریغ از رفت آن وارسته انسان پاکدل!

بزرگی این شیخ باورمند به دین در آن بود که درست در هنگامه برپایی بارگاه دین در کشور، پرچم ضرورت جدایی دین از قدرت سیاسی را در زادگاهش و در سراسر کردستان، در خطاب به همه سنی های کشور و خطاب به تمامی مسلمانان میهنش- ایران، برافراشت. این بزرگترین میراث اوست برای جنبش دمکراتیک ایران

پیرامون نامه فرخ نگهدار به ولی فقیه

برای هر کوشنده سیاسی دمکرات که مسئولانه دغدغه سمت و سوی این جنبش را دارد، نکته بسیارمهم آنست که بداند آیا جوهر پیشنهاد فرخ در تحلیل نهایی و در عمل در خدمت سبز قرار می گیرد یا علیه آن از آب در می آید؟ و این نکته از آنجا اهمیت دوچندان می یابد که فرخ از موضع سبز است که نامه اش را می آغازد و نیز اینکه، “سبز” نامه او به نکات درست و نادرست آراسته است

داستان لاریجانی ها، حکایت توجیه زور و تزویر حکومتی هاست!

در راس دو نهاد حکومتی دیگر، برادران لاریجانی نشستەاند که شایستگی شان را در اطاعت محض و گوش بفرمانی مطلق آنها از منویات ولی فقیه می باید نشانه گرفت. رئیس مجلس، علی لاریجانی است که با عملکرد خود نشان داده که زبون ترین رئیس مجلس اسلامی در طول سی سال حیات آن است. و رئیس قوه قضایە، دیگر برادر لاریجانی هاست که نه فقط پنجمین رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که بی شخصیت ترین آنهاست.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - بهزاد کریمی