بهزاد کریمی

نگاه و رویکرد به چالش "کرد"

جنبش کرد ایرانی، منشور دولت روحانی را باید فرصتی بداند برای گسترش و ژرفش گفتمان پیرامون حقانیت حقوق ملی کرد و نه چیزی فراتر از آن. برخوردی راهکاری با آن و نه که راهبردی. این منشور، ورودی است امنیتی به موضوع ملی- قومی در ایران و همزمان اعلام مخالفت با چنین نگاهی! تناقض خاص حکومتی که، هم تبعیض می ورزد و هم نگران از عوارض آن. از این تناقض فرصت آفرین، می باید که هوشمندانه و مبارزه جویانه بهره جست برای نضج حرکت مدنی.

چه خوب حق مطلب ادا شده است

پیرامون " فدائیان جهل"

چپ نو بودن پویان بیش از آن که در آن فورمولاسیون جسورانه وی مبنی بر "سیکل معیوب دو مطلق ترس و قدرت" باشد، و جسارتش قبل از آن که در تعرض خواهی بجای انفعال طلبی‌ها جلوه کند، در خوانش‌های مستقل و "غیرایدئولوژیک" وی از مارکس و انگلس و لنین و برجستگان بعدی جنبش چپ متجلی است و نیز نهفته در تلاش او و آنان برای فهم گوهر "پیشاهنگ". از بزرگی‌های پویان، ارایه الگویی بود درخشان در حیطه اندیشه و در عرصه پراتیک از وحدت و یگانگی فکر و عمل روشنفکری که روانشناسی چپ شکست خورده ایران آن زمان سخت بدان نیاز داشت.

"زنجانی"، زیرک محصول ولایت

صحبت بر سر "پدیده زنجانی" است و نه شخص زنجانی، نه رفیق دوست و جهرمی و نه رضا صراف‌های دون ژوان ساکن ترکیه. این پدیده از محصولات طبیعی و ناگزیر سیستمی است که در آن ساختار قدرت و بویژه راس قدرت، رها از هرگونه کنترل سیاسی و اقتصادی است... "پدیده زنجانی" ترجمان اقتصادی - رانتی پدیده‌ایی است سیاسی به نام ولایت فقیه. جراحی نیز می باید متوجه این غده اصلی باشد، وگرنه این پدیده بارها و هر بار بدخیم تر از قبل سر بر خواهد آورد و تیشه را بیش از پیش بر ریشه این مردم و سرزمین خواهد کوبید. به سراغ اصل مطلب باید رفت!

مدخلی به بحث استراتژی سیاسی چپ دمکرات!

بر پایه همه موارد فوق، استراتژی سیاسی ما باید بر مبارزه و مقابله مدنی جامعه علیه استبداد و تبعیض حاکم، یعنی علیه جمهوری اسلامی باشد البته با چشم انداز توافق سیاسی در سطح کشور برای انجام انتخابات آزاد. مبارزه برای رسیدن به توافق سیاسی دمکراتیک در مقیاس ملی. فعلاً هم البته، تا بر هم زدن توازن قوا، تمرکز تلاش تماماً بر اصل مبارزه و مقدم شمردن آن بر هر تعامل سیاسی با قدرت. محاصره‌ایی خصلتاً تهاجمی ولی گام به گام و در خدمت تحقق انتخابات آزاد در کشور.

باز هم در باره چپ و در باره وحدت و اتحاد چپ (بخش دوم)

چپ سیاست ورز باید برای همیشه با این فرمول مردم بیگانه فاصله بگیرد که به هنگام مواجهه خود با قدرت، اول چنین مشروط بکند که: شرط مقدم من، کنار رفتن قدرت حاکم است! چپ سیاست ورز، برعکس باید مردم را با گفتار های خویش و نیز متکی بر تجربه خود توده‌ها قانع کند که قدرت حاکم، چون نشان داده و می دهد که حاضر نیست فلان برنامه ضرور و یا بهمان برنامه‌های مفید را عملی کند، لذا فاقد مشروعیت برنامه‌ایی مقتضی روز جامعه است و می باید که کنار برود. برای بیان درست فرمول وارونه شده، باید آن را وارونه کرد. این، رسالت چپ دمکرات است.

کدام خوانش و روایت نو از کودتای 28 مرداد؟

28 مرداد اگر چه بعدها محملی برای بدگمانی مفرط ملی گراها نسبت به محور امریکا- انگلستان، تشدید کننده ضد امپریالیسم دگماتیک در ما چپیها و بهانه‌ایی برای غرب ستیزی کور و تولید پانورایامای مخرب دشمن پنداری امریکا در مذهبیها شد، اما بخاطر چنین پیامدهایی، نباید و نمی توان بر ماهیت ویرانگرایانه سیاسی و فرهنگی آن کودتای بد فرجام چشم بست و به توجیه‌اش برخاست.

بخش: 

کشتار سال 1367 و جهانی کردن این فاجعه

این جنایت جزو عملکرد تاریخی جمهوری اسلامی است و پاک نشدنی از کارنامه آن. در برابر این جنایت عموم بشری، تنها آمرین و عاملین قتل های آن روزهای خون و جنون نیستند که مسئولیت دارند، هر آن کس که خود را از هر جناح و زاویه متعلق به این نظام می داند نیز در برابر آن مسئول است. از هیج مقام و کادر حکومتی پذیرفتنی نیست که بگوید در جریان این کشتار قرار نگرفت، از هیچکس! تنها نوع و اندازه مسئولیت هاست که متفاوت اند: از مسئولیت کیفری و حقوقی تا اخلاقی و سیاسی.

فاجعه قتل جانگداز 52 مجاهد خلق: یک کشتار جمعی تازه و یک تروریسم دولتی دیگر!

تقارن روز قتل عام مجاهدین در اول سپتامبر برابر با دهم شهریور ماه که مصادف شد با سالروز نمادین کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران، گرچه برای یادآوری امکان وقوع دگرباره و تکرار چنین کشتارهایی مفید است، اما خطاست اگر در عمق موضوع نرویم و فریب اشاره بیانیه سپاه پاسداران به موضوع انتقام فرزندان "اسلام" بخاطر قتل با هنر- رجایی در سی و دو سال پیش را بخوریم. زمان وقوع جنایت در "اشرف"، با بحران سوریه قابل توضیح است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - بهزاد کریمی