بهزاد کریمی

آقای محمد قوچانی: نظریه پرداز "رئال پولیتیک" در جمهوری اسلامی!

آقای قوچانی، اعتدال گرایی را تکامل اصلاح طلبی می داند اما نه برای اصلاح طلبی بیشتر، بلکه آنگونه که خود تئوریزه می کند: "اعتدال‌گرایی می‌تواند به هویت سیاسی مستقل روحانی از اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی تبدیل شود و این فقط با وفاداری نظری به فلسفه سیاسی محافظه‌کاری مدرن (تجارت آزاد، جامعه باز، دین مدنی، حکومت قانون و حقوق شهروندی) ‌قابل دستیابی است." (تاکید از من است). قوچانی در واقع وضع موجود را توجیه می کند و می خواهد که در مقام ایدئولوگ "تحولات تازه" برآمد داشته باشد.همین.

بخش: 

"اعتدال" در تلاقی "سبز" و "فتنه"!

این، "اعتدال" است که باید در خدمت سبز باشد و نه که "سبز" خود را تا حد رکاب زن آن فرو بکاهد. این، "سبز" است که مطالبه دارد و می باید که استوار و سرسخت بر مطالباتش بیایستد. مطالباتی در وهله نخست: پایان یابی ماجراجویی های جمهوری اسلامی در سیاست خارجی و از میان برداشته شدن فضای امنیتی در حیات داخلی؛ که اولی خود را مقدمتاً در آمادگی و اقدام صادقانه دولت "اعتدال" برای حل بحران هسته‌ایی باید پاسخ بگیرد و دومی در تحمیل رفع حصر و لغو حبس زندانیان سیاسی برقدرت آمرانه ولایی.

بخش: 

کدام "سیاست نوین"؟ (بخش آخر)

این که همان اعتدال محافظه کارانه و مصلحت گرایی سنتی است!

مشی مبتنی بر "تغییر رفتار حکومت" و مشی استوار بر "تغییر حکومت"، هر دو در این مشترکند که اعلام بدارند: هدف اثباتی خود را، برقراری دمکراسی در ایران می دانند با ساختار جمهوری، به شیوه پارلمانی و مبتنی بر سکولاریسم. اولی ولی، تحقق این هدف را از درون جمهوری اسلامی بر اثر یک رشته رفرم های پیوسته پی می گیرد و با این خیال که فرجام این رفرم ها همان خواهد شد که او در سر دارد.

بخش: 

در اندوه یک انسان شریف دیگر: خالد شریفیان

اینکه اکثر این نوجوانان و جوانان آن زمان اکنون هم پس از 35 سال، و در هر کجایی که هستند، هر یک نمونه و نمادی اند از شرافت و انسانیت و سخت مورد علاقه و احترام مردمانی که آنان را می شناسند، نشانه‌ایی است از اصالت آن گزینشی که صورت گرفته بود. خالد شریفیان نیز یکی از این سمبل ها بود.

کدام "سیاست نوین"؟

هیچ اقتداری، با اندرزهای بی اتکاء بر اعمال فشار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به آن، نه تنها قدرت را وا نمی نهد و نه فقط به تقسیم قدرت تن نمی سپارد، که حتی تعدیل در سیاست را هم نمی پذیرد. همه تاریخ سیاست، مبین این است. مگر اینکه اختراع به اصطلاح "سیاست نوین" در میان باشد که لابد بزودی وارد دفتر سیاست خواهد شد!

بخش: 

پیروزی ورزشی در پی کامیابی سیاسی، بر همه مردم ایران مبارک باد!

این موفقیت شادی آفرین اما به دست نمی آمد هرگاه که زحمات ارزشمند بازیکنان تیم و تدابیر دست اندرکاران دلسوز تیم در میان نمی بود. همه ما مدیون زحمت و همت این جوانان پرغرور و غرور برانگیز هستیم. تلاش های تاکنونی آنها را به گرمی باید پاس داشت و با گفتن دست مریزاد به این عزیزان ورزشکار، موفقیت های بیشتر آنها و نیز همه جامعه ورزشی کشورمان را آرزو کرد.

بخش: 

رای ندادم، اما رای دهندگان خواهان تغییر را شادباش می گویم!

تغییر خواهانی که از شرکت در این انتخابات امتناع کردند، با دلایل گوناگون و البته موجه دست به چنین تصمیمی زدند. من تغییر خواه نیز مخالف شرکت در این انتخابات شدم اساساً بخاطر اعتراضم به مهندسی های زورگویانه دستگاه ولایت؛ اما اکنون باید تبریک گفت به همه آنانی که اراده برای تغییر خواهی خود را از طریق شرکت در انتخابات حکومتی به نمایش گذاشتند.

بخش: 

روانشناسی استیصال را می توان فهمید اما تمکین به آن، نه!

آقای عارف کنار کشید و آقای خاتمی با اعلام اینکه: مصالح کنونی، تمرکز بر روی آقای روحانی را ایجاب می کند، بار دیگر اصلاح طلبی را قربانی مصلحت جویی کرد. اگرچه تاکنون از آقای هاشمی رفسنجانی مصلحت گرا به صراحت چیزی شنیده نشده است، اما روشن است که آدرس برنامه پراگماتیستی در حال اجرا، بیش از همه به ایشان می خورد.

یک نامه کوتاه به آقایان خاتمی وهاشمی

آقایان خاتمی وهاشمی! انتظارازخود را دریابید. سهم کنونی خود برای بازیگری درست درصحنه سیاسی رابه شایستگی بپردازید. نه تنها مشوق مشترک بازیچه شدن کسانی درمیدان انتخابات فرمایشی خامنه‌ایی که هنوزهم اندک مایه‌ هایی ازاصلاح طلبی را با خود دارند نشوید، که فراترازاینها، با عمل به مسئولیت خودتان آنان را ازبازیگری بد فرجام درنمایش انتخاباتی احترازدهید. به جامعه خواهان تغییرکه بدرستی به مصاف خامنه‌ ایی ولی فقیه وشرکای پاسدارش برخاسته است، پشت نکنید. هوشیارباشید وهشیارانه عمل کنید؛ دستکم به خاطر خودتان و برای آن میزانی ازاعتبار که درمیان ملت کسب کرده‌اید.

پابر جا بر استراتژی و انعطاف در تاکتیک

اگر تا همین دیروز، تاکتیک تحریم انتخابات نه تنها برخوردی عجولانه که یک فرصت سوزی سیاسی بود، و اگر می توانست یک غفلت گزینی باشد در قبال فرصت پدید آمده و در نتیجه رها کردن استراتژی در خلاء تاکتیکی، اکنون اما این اجتناب از تحریم فعال و یا اتخاذ برخورد قطره چکانه با انتخابات حکومت است که می تواند مظهر نابهنگامی باشد.

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - بهزاد کریمی