تقی روزبه

دولت آمریکا و حباب سیاسی مجاهدین خلق!

با پیام های کتبی و ویدئوئی رهبران و مقامات مهم و رسمی حزب دمکرات در مجلس سنا و شماری از نمایندگان مهم حزب جمهوری خواه بنظر می رسد که لااقل در سطوح معینی از طبقه سیاسی حاکم در آمریکا- هر دو حزب- نوعی توافق حول حمایت از این جریان به وجودآمده باشد. در حقیقت تشدید بحران در داخل ایران و گسترش روزافزون نارضایتی ها، ترامپ و شماری از سیاستمداران مهم آمریکا را متقاعدکرده است که سوای خوش خدمتی هائی که تاکنون این سازمان برای اثبات وفاداری خود به عمل آورده است، در کوتاه مدت کارآئی آن بدلیل سازمان یافتگی و انسجامش بهتر از رقبای دیگری چون سلطنت طلبان باشد.

به نام «صدای سوم»، به کام «صدای دوم»!

آن چه که در این نوشته در دفاع از خطوط کلی متن بیانیه آمد، طبعا به معنای آن نیست که بیرون از آن افراد امضاء کننده در سایرحوزه ها نیز هم نظرند و یا بری از هرگرایش ناسیونالیستی و امثال آن هستند. حتی در خود متن هم سوای درک کلی از خطوط اصلی نمی توان مدعی شد که تک تک امضاء کنندگان الزاما با همه اجزاء‌نوشته موافق هستند. من شخصا از این که نویسنده بیانیه چه کسی بوده است بی اطلاعم و اساسا مساله مهم نه نویسنده بلکه خود متن است.

شب همبستگی با گارگران ایران در پاریس و دو نکته پیرامون آن

این که چگونه رژیم برخلاف روال همیشسگی این بار اجازه خروج به آن ها را داده است؟ پرسشی که توسط برخی حاضران مطرح گردید و پاسخ هائی نیز از سوی سخنرانان داده شده. در اصل پاسخ این پرشش را باید رژیم و صادرکنندگان مجوز خروج باید بدهند. در سیستم که عملا دو دولت موازی وجودارد و هرکس سازکار خود را می زند و تصمیم ها نیز اساسا درپشت پرده اتخاذ می شود و کسی از نحوه و عامل آن خبرندارد تنها می توان در توضیح آن به حدس گمان بسنده کرد.

بخش: 

درآستانه دیدار ترامپ و اون

دیدار تاریخی یا ضد تاریخی؟

با این همه اگر این مذاکرات شکست بخورد از هرجهت برای جامعه جهانی پیام بدی نسبت به ناتوانی دپیلماسی در حل بحران های انباشته در آن است. با شکست دیپلماسی، معمولا فرصت مناسب تری برای میدان داری و عرض اندام تهدیدهای نظامی و بکارگیری مشت آهنین فراهم می شود. بهمین دلیل بهترین حالت حرکت گام به گام به سوی خلع سلاح و توافق به ادامه مذاکرات و کاستن از دامنه تحریم های اقتصادی است... یعنی یک معامله باصطلاح برد برد.

نمایشنامه ظهور مجدد مومیائی ها!

مسعود رجوی دوباره زنده شد و پیام داد!*

مجاهدین خلق که همیشه با مشکل فقدان فاکت ها و شواهد لازم برای اثبات حضور ادعائی خود در ایران و در متن مبارزات مردمی مواجه بوده اند، و بطورمعمول هم همه ادعاهای حکومت اسلامی در همه حوزه ها را دروغ و یاوه می دانند، الا در موردی که سردمداران و رسانه ها و مقامات امنیتی رژیم با هدف تخطئه اعتراضات مردم آن را به دشمنان خارجی و مشخصا سازمان مجاهدین ( منافقین) منتسب نمایند.

مطرح شدن خطرانقلاب سیاسی و اجتماعی در خبرگزاری جمهوری اسلامی!

اکنون ما در دوره انتقالی بسیارحساس و خطیری قرارداریم که در آن نوع گفتمان ها و جهت گیری های آتی رقم می خورند و البته موج سواران و بازیگران قهار هم برای آن که جای رژیم را با کم ترین جابجائی و تکان اجتماعی به مددقدرت های بزرگ بگیرند کم نیستند و به شدت از طریق رسانه ها و کمپین های مداوم و جهت مند و... مشغول نقش آفرینی و پرکردن خلأنهادهای فرسوده شده رژیم هستند.

وقتی سرمایه داری غرق در بحران با ستایش از یک اقتصاددان«مارکسیست» به آسیب شناسی خود می پردازد!

در چنین شرایطی تنها اهرم های مؤثر همانا آن جنبش های اعتراضی هستند که در بیرون از سیستم بمانند و عمل کنند و حاضرنباشند خود را به سازوکارسیستم تبدیل کنند. و این البته مسیردیگری است که با رویکرد نجات اصل سرمایه داری و توهم ایجاد سرمایه داری کمتر بی آزار و مهاجم به زندگی مباینت دارد.

معنای عروج مقتداصدر!

البته در این میان مقتدا صدر هوشیارانه و فرصت طلبانه با توسل به شعارهای ضد فساد و استقلال از نفوذایران (و آمریکا) و نزدیک شدن به کشورهای عربی توانسته از فضای موجود بهره برداری کند و به موقعیت خود به عنوان یک مدعی دست اول و هم چون رهبر مذهبی- سیاسی عرض اندام کند. با این همه اگر در عراق بتوان به چیزی چون شبه دموکراسی و شبه سکولاریسم دل بست آن چیز جز محصول توازن منفی نیروها و جریان های اجتماعی متفاوت نخواهد بود.

نگاهی به پی آمدهای خروج آمریکا از برجام، بن بست رژیم حاکم بر ایران و حساسیت اوضاع!

حکومت اسلامی به دنبال خروج آمریکا سعی دارد که با گره زدن منافع خود با منافع قدرت های دیگری که رویکرد دولت آمریکا منافع آن ها را نیز تهدید می کند، از یکسو با چرخش بیشتر به سوی شرق و از سوی دیگر اتخاذ سیاست های معطوف به افزایش شکاف بین آمریکا و اروپا خود را از چنبره بحران هائی که آن را از هر سو دربرگرفته است، برهاند.

به جنبش ها خیره شویم و از آن ها بیاموزیم!

این نقش ویژه نه از آسمان، که از تمرین و مارش مداوم آن ها در میدان مبارزه و در متن یک مقاومت و مبارزه واقعی در طی سالیان متمادی ساخته و پرداخته می شود. آن ها مشخصا از مبارزات پراکنده این یا آن واحد فراتر رفته اند و به یک نیروی جمعی فراروئیده اند.

گسترش اعتراضات، پراکندگی، و اهمیت اشکال میانجی در دوحوزه عمل و گفتمان برای شکل گیری جنبش های سراسری معطوف به رهائی!

اکنون ما با شرایط بالقوه طوفانی و خطیری مواجهیم که شکل گیری چنین خشت پایه های اولیه، با دو ویژگی برشمرده در بالا اهمیت بنیادی دارند: در وهله اول و گام نخست بازتاب دهنده ابرازهمبستگی کارگران (در گام نخست بخش های پیشرو و رزمنده تشکل ها و فعنالین آن)، و معلمان و دانشجویان و زنان (توسط فعالین و تشکل ها و شبکه های آن ها)، ولو در اشکال بدوی خود، دفاع از مطالبات مشترک و مطالبات اخص هر کدام از جنبش ها را حول مهم ترین مسائل مشترک و مبتلا به جامعه. چنین بیانیه های مشترکی اهمیت نمادین و االبته بیش از نمادین دارد.

بخش: 

چرخش بزرگ اروپا و پی آمدهای آن!

آیا ما با پیمان سایکس-پیکوی جدیدی مواجه هستیم؟!

با چنین وضعیتی و در شرایطی که منطقه و از جمله ایران، آبستن انفجارها و بحران های بیشتری است، و تا آن جا که به مردم و نیروهای ترقی خواه ایران برمی گردد، مهم ترین اقدام بازدارنده در برابرمطامع امپریالیستی و نقشه سایکس- پیکوی جدید و بیرون کشیدن چاشنی مخرب آن، وادارکردن رژیم اسلامی به دست شستن از داعیه ژاندارمی منطقه و مداخله در آن است.

دو عنصراصلی کنشگری خلاق در شرایط حساس کنونی

جنبش ضداستبدادی- مطالباتی نقطه شروع است و خشت پایه که ظرفیت فراتررفتن دارد. با تعمیق مطالبات است که جنبش می تواند فراتر برود نه آن که ما به تازانیم، با فعلیت بخشیدن به ظرفیت های بالقوه خودجنش ها می توانند به تدریج خصلت ضدسیستم سرمایه داری پیداکنند.

آیا در ایران انقلاب رخ نخواهد داد؟ و رابطه «راهی دیگر» با چپ سنتی!

بنابراین دیالتیک مبارزه بین «جامعه» و دولت هم چون نهاد و برنهاد، تا زمان بقول مارکس پژمرده شدن این قدرت ادامه خواهد داشت. اما نکته مهم تر از آن این است که این پژمردگی نه در بی اعتنائی به نقش دولت بر زندگی جامعه و بدتر از آن در تقویت و تقدیس دولت و سودای تصاحب و تصرف و یا حضوردر آن، بلکه در کشاکش با آن و بیرون کشیدن حوزه ها و فضاهای گوناگون اشغال شده جامعه از چنگ مناسبات قدرت و طبقات حاکم و برقراری مناسباتی از نوع دیگر و در راستائی دیگر صورت می گیرد.

کیش شخصیت و معنای« سوسیالیسم با طعم چینی»!

البته تحولات چین را نمی توان صرفا در چهارچوب خودش و بدون توجه به تحولات جهانی مورد بررسی قرارداد: در حقیقت تحولات داخلی چین در متن پارادایمی از تحولات جهان سرمایه داری صورت می گیرد که رشد اقتدارگرائی یکی از مشخصات بارز آن است. سرمایه داری، و لااقل بخش های مهمی از آن، برای مقابله با بحران های عمیق و جنگ تجاری و رقابت های سنگین و افت هژمونی قطب های تاکنون مسلط، و منازعه بر سر تقسیم مناطق نفوذ در جغرافیای سیاسی جهان و البته چالش های مترتب بر سونامی انقلاب چهارم صنعتی که بر دامنه این بی ثباتی و بحران ها می افزاید، به دولت های اقتدارگرا متوسل شده است.

جنبش زنان در مصافی بزرگ با آزار و خشونت جنسی، و با ترامپیسم هم چون نمادی از ادغام مردسالاری و قدرت!

در ایران نیز در پایانه سال ۹۶ شاهد جهش مهمی در مبارزه علیه آپارتاید جنسی بودیم که در آن زنان با نافرمانی پرشکوه خود در انظارعمومی حجاب از سر برگرفتند و لرزه براندام نظام ارزشی و کنترلی رژیم و سیستم ولایت فقیه هم چون نماد ادغام قدرت و دین و مردسالاری افکندند. بطوری که برخی از تحلیل گران نزدیک به جناح های رژیم آن را یکی از دو چالش بزرگ نظام در سال جدید می دانند...

بخش: 

احمدی نژاد در نقش چوپان دروغگو، که یک بار راست گفت و کسی باورنکرد؟!

به تجربه دیده و یا خوانده ایم که نارضایتی های انباشته شده در جامعه و ترس از وقوع زمین لرزه های بزرگ سیاسی و اجتماعی بطوراجتناب ناپذیر در داخل سیستم های حاکم هم بازتاب پیدامی کنند و چه بسا کسانی در ساختارقدرت با تغییرفیگورخود، ولوعموما فرصت طلبانه، سعی می کنند که از صلابت طوفان پیشارو و کمینه خطرات بکاهند

میزگردبی بی سی و میزانسن طنزآمیزی که حضورفرخ نگهدار و مخمل باف بر دوصندلی مقابل هم بوجودآورد!

اگر فرض کلی نفع مادی آدمی را در این بحث مشخص کنار بگذاریم، نخست آن که باور او بیش از آن که یک باور سیاسی و مبتنی بر شیوه علمی آزمون و خطا باشد، یک شبه ایمان و یک باور شبه فلسفی است که که توسط هزاران عوامل دخیل در زندگی فردی ساخته و پرداخته می شود و بر خرد متعارف آدمیان چیره می گردد. «فلسفه» تغییر و اصلاح جهان از طریق تبدیل تضادها و ستیزهای اجتماعی به تفاوت ها تنها با انکار واقعیت های عینی می تواند وجودذهنی داشته باشد.

چهلمین سالگرد۲۲بهمن در سه پرده!

چهل ساله شدیم، اما؟!

آن ها از طریق تجربه زیستی و گفتگو تبادل تجربه، نقش آفرینی شبکه ها و تعامل بیشمار کنشگران با همدیگر و از طریق شکل گیری گفتمان ها و رسانه ای بازتاب دهنده آن ها عمل می کنند، هماهنگ می شوند و به پیش می روند. با مشارکت فعال در کنشگری و تعامل و گفتگو و گفتمان سازی بر متن تجربه زیسته می توان مداخله سازنده داشت.

در اهمیت رهیافت نهفته در مبارزه کارگران صنایع ماشین سازی آلمان

در این ارتباط اعتصاب کارگران ماشین سازی آلمان –دایملر بنز*- را می توان حامل رگه هائی در پاسخ به تهاجم نئولیبرالیسم محافظه کار، به واقعیت های موجود یعنی ابعاد نجومی شکاف بین افزایش تولید وثروت و توزیع بشدت نابراری که هردم بر وسعت آن هم افزوده می شود مشاهده کرد. این پاسخ و رهیافت ترکیبی است از افزایش دستمزد و کاهش ساعت کار به ۲۸ ساعت در هفته.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه