تقی روزبه

بحران های سرمایه داری و مجمع جهانی سرمایه داران (داووس)

در یک کلام، سرمایه فی نفسه و بخودی خود فاقد اهرم لازم و قائم به خود برای کنترل رشد سرطانی سرشت سودخوارانه خویش است. سرمایه داری و رشد ناموزون از هم جدا ناپذیرند. و چنین است که سرمایه در چهارچوب متحقق ساختن خود جهانی تا این درجه ناعادلانه و تبعیض آمیز بوجودآورده است.

سند صوتی انتخاب خامنه ای به رهبری و مضحکه تاریخ!

رفسنجانی غافل از آن بود، کسی که در نوک هرم ساختار قدرت می نشیند ولو دوست نزدیک و ۵۰ ساله اش باشد، قبل از هرچیز گوش به فرمان وظایفی است که ساختارقدرت و پویش ذاتی آن به او دیکته می کند. رفسنجانی هم البته در عمل به این گرایش ذاتی نظام که شرط بقاء آن بود، صرفنظر از برخی نق زنی ها نهایتا تمکین می کرد. چرا که او جدا از نظام نبود ...

نگاهی به مختصات، چالش ها و شرایط حاکم بر جنبش اعتراضی، بیم ها و امیدها!- بخش اول

در اساس خشونت حربه اصلی رژیم است و با ذات وی هم خوانی داشته و برنده اش هم عموما خود رژیم است. از همین رو هوشیاری در برابراین دام رژیم، بخصوص در منطقه ای که از خشونت اشباع شده است و فقدان امنیت بیدادمی کند و حساسیت و نگرانی عمومی وجود دارد، از اهمیت زیادی برخورداراست.

بین سرخوردگی از صندوق رأی تا اعتراضات خیابانی، فاصله چندانی نیست!

فعلا باید منتظر واکنش و اقدامات خامنه ای و نیروهای تحت امرش بود که چگونه می خواهند چاشنی این بحران درونی خود را بیرون بکشند، با ریش سفیدی (و حکمیت، آن گونه که برخی مطرح ساخته اند) و یا پرونده سازی و احیانا بازداشت و یا حصرخانگی و امثال آن. گرچه خامنه ای تلویحا خاطرنشان ساخته است که او کسی نیست که کوتاه بیاید.

پیرامون رابطه "دموکراسی" و گفتمان سوسیالیستی

ایراد سند این نیست که چرا بر دموکراسی تأکید می کند، بلکه آن است که از منطر نگاه بورژوازی به دموکراسی، به جداکردن دموکراسی و سوسیالیسم از یکدیگر پرداخته و هر دو را مسخ می کند.

چرا ترامپ، اکنون، بیت المقدس را پایتخت اسرائیل اعلام کرد؟

دولت آمریکا اکنون می خواهد از زیر تمامی آن بارها و تعهدات آن نوع هژمومی، خود را خلاص کرده و با افزایش وزن و اقتدارخود و یکه تازی اقتصادی و سیاسی و نظامی، قدرت چانه زنی خود را بالا ببرد و از همین منظر دنیا را بزیر"هژمونی" خود در آورد.

پایان یک خودفریبی بزرگ! لحظه مواجهه با حقیقت تلخ!

اما آنچه که به آن جنبه تراژدیک داده است همانا خودفریبی بزرگ مقامات فلسطینی و از جمله محمودعباس و کشورهای عربی بود که به ادعاهای توخالی و مضحک ترامپ که مدعی حل مساله مساله فلسطین و برقراری صلح به عنوان بزرگترین دست آورد قرن بود دل بسته بودند!

به استقبال شانزده آذر روزدانشجو برویم!

بیانیه ۱۶ آذرامسال که فعلا از سوی ۳۲ شورای صنفی دانشجوئی دانشگاه های گوناگون منتشرشده است، با تمرکز تؤامان بر دانشگاه ها و سیاست های کلان رژیم در سطح جامعه و برشمردن ماهیت های سرمایه دارانه و سرکوبگرانه آن ها و حمایت از مطالبات و اعتراضات کارگران و معلمان و زنان و... و با شعار"دست زورمندان اقتصادی و سیاسی باید از دانشگاه کوتاه شود، چنان که از دیگرقلمروهای حیات انسانی"، باردیگر و این بار با صراحت و بیان قاطع تری مواضع ضد سیستم و ضد سرمایه دارانه و عدالت خواهانه و برابری طلبانه خود را مطرح کره است.

رویکردتازه و خطرناک"حکومت اسلامی

فی الواقع جمهوری اسلامی که با انباشت بحران های بزرگ و متعددی چون اقتصادی و شکاف های درونی و شکاف مردم و نظام و بحران جانشینی و فشارهای بین المللی روبه تزایدی مواجه است به این فکراست که با فرار به جلو و توسعه طلبی در منطقه بر بحران های سترک و بعضا وجودی خود پاسخ بدهد.

حق تعیین سرنوشت از منظر رویکرد سوم

نقد دو رویکرد رایج در میان صفوف چپ در یک گفتگو*

"چپ" اگر چپ باشد باید از این بن بست فراتربرود و از گزینه واقعی و رهائی بخش دفاع کند و آن را مبنای سیاست ورزی خود قراربدهد و از همان منظر با مردم سخن بگوید و به بسیج و سازماندهی بپردازد. چرا که چپی که معطوف به جامعه باشد و نه قدرت و دولت محور، تحت هرشرایطی برنامه و کنشگری مستقل خود در تقویت و شکل دادن به مناسبات نوین و جوامع بدیل را پیش می برد

انقلاب اکتبر و ادعای کودتا!

تجربه اکتبر و شکست آن به معنی حذف صورت مسئله یعنی عدالت و برابری اجتماعی و آزادی و صلح نبود و نیست. اگر این مطالبات بنیادی هم چنان وجودداشته باشد، شکست یک تجربه جز کسب آگاهی پیرامون چگونه جلوتر رفتن نیست، همین و بس.

آیا جنگ داخلی خونین و هفت‌ساله سوریه در حال پایان یافتن است؟

جهان به کدام سو می رود-2*

روشن است که تا ریشه‌های بحران و انفجار خشک نشود، ازجمله، هم یکه‌تازی و استبداد بی‌امان داخلی و هم توافق کارگردانان اصلی یک جنگ نیابتی، یعنی توافقی در سطح قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی صورت نگیرد، امکان به باد رفتن امیدهای به وجود آمده نسبت به برقراری صلح همواره وجود خواهد داشت.

جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها

به بهانه راهبردتازه دولت آمریکا در موردافغانستان

می توان گفت که اعمال سیاست یک جانبه گرائی چیزی جز بهره برداری از رانت ابرقدرتی و توسل بیشتر و مستقیم تر به زور و عوامل غیررقاتبی در اقتصاد و یا به عبارتی دیگر مداخله بیشترامرسیاست و دولت درمکانیزم های اقتصادی و مقابله با بحران انباشت سرمایه و تأمین سودبیشتر و بهبودموقعیت آمریکا به عنوان نیروی هژمونیک سرمایه داری نیست.

فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی

انتشاراین اسناد و بحث و گفتگو و نقد و روشنگری پیرامون آن فرصتی است برای پیراستن رسوبات گذشته و وجدان تاریخی خود؛ و به عنوان بخشی از ملزومات کارفرهنگی- سیاسی پایه ای برای نوزائی و گذر از برزخ و بختک کنونی به سمت آینده ای روشن تر. آیا آوار رویدادهای روزمره اجازه خواهندداد که این دیالوگ مهم تاریخی حول معمای حل نشده فرودبختک اسلام سیاسی از دل مقاومت و جنبش ضداستبدادی و ضدسلطنتی، موردبررسی و واکاوی واقعی و نه غرض ورزانه قرارگیرد؟

اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان

صف اآرائی ها و میزان جدی بودن تهدیدخامنه ای به کودتای سیاسی!

می توان پرسید آن چه که مشاهده می کنیم، یعنی ناگزیری تعرض مبتنی برضعف از چه چیزی منشأ می گیرد؟: از همان بحران اقتدار. کانون اقتدار، برای کنترل جامعه و حفظ نظام همواره باید خود را اقتدارمندتر از آن چه واقعا هست نشان بدهد و وقتی چنین نشود دچاربحران بازتولیداقتدارمی گردد. از آن جا که منشأ نهائی و اصلی قدرت خودجامعه است، باندازه ای که این جامعه از نظام فاصله بگیرد، به‌همان اندازه بازتولیداقتداردچارکاستی و بحران می شود.

به بهانه انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل

به‌عنوان سومین نکته نمی‌توان از اشاره به طنز تقارن زمانی انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و دیدار رضا پهلوی با نمایندگان کنگره و درخواست حمایت از آن‌ها برای تغییر رژیم ایران درگذشت. ناگفته نماند که ازقضا یکی از عوامل مهم برآمد اسلام سیاسی در ایران ریشه در کودتای ۲۸مرداد و شکست جریان‌های غیرمذهبی داشته است. به‌هرحال رضا پهلوی و مجاهدین برای جلب حمایت دولت آمریکا در تغییر رژیم ایران و سودای دست‌یابی به سکوی قدرت با همدیگر کوس رقابت گذاشته‌اند

جنبش کارگری و عروج پارادایم جدید نئولیبرالیسم هار و مهاجم

تنها اتحاد و پیوند همه جنبش های طبقاتی- اجتماعی و زیست محیطی و همه نیروها و جریان های مترقی و پیشرو برای تقویت و شکل دادن آن چه که جنبش جنبش ها نامیده می شود، علیه تمامی فراکسیون های بورژوازی در مقیاس جهانی می تواند تهاجم خطرناک بورژوازی را مهار و نهایتا آن را تا گورستان تاریخ بدرقه کند... اگر نه خود انقلاب مردمی ولی لااقل شبح آن برای کنترل سرمایه عنان پاره کرده، ضرورتی انکارناپذیراست.

انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند.

انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند.

ورودغافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه "انتخابات" و ترک برداشتن صلابت اقتدار رهبر

در اصل در فاز گندیدگی و انحطاط کامل پارادایم اسلام سیاسی و خشکیدگی پایگاه اجتماعی رژیم و مشخصاً اصولگرایان، در شرایطی که جامعه ایران به شکاف و دوگانه جامعه رسمی و صوری با ارزش های خود و جامعه واقعی با ارزش های دیگر تقسیم شده است و آن چه که در نزد این حضرات ارزش است برای جامعه ضدارزش و آن چه که برای جامعه ارزش است برای اینان ضدارزش، سیستم ناگزیراست بشکل تراژیک-کمیک خود را بازتولید کند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه