تقی روزبه

گسترش اعتراضات، پراکندگی، و اهمیت اشکال میانجی در دوحوزه عمل و گفتمان برای شکل گیری جنبش های سراسری معطوف به رهائی!

اکنون ما با شرایط بالقوه طوفانی و خطیری مواجهیم که شکل گیری چنین خشت پایه های اولیه، با دو ویژگی برشمرده در بالا اهمیت بنیادی دارند: در وهله اول و گام نخست بازتاب دهنده ابرازهمبستگی کارگران (در گام نخست بخش های پیشرو و رزمنده تشکل ها و فعنالین آن)، و معلمان و دانشجویان و زنان (توسط فعالین و تشکل ها و شبکه های آن ها)، ولو در اشکال بدوی خود، دفاع از مطالبات مشترک و مطالبات اخص هر کدام از جنبش ها را حول مهم ترین مسائل مشترک و مبتلا به جامعه. چنین بیانیه های مشترکی اهمیت نمادین و االبته بیش از نمادین دارد.

بخش: 

چرخش بزرگ اروپا و پی آمدهای آن!

آیا ما با پیمان سایکس-پیکوی جدیدی مواجه هستیم؟!

با چنین وضعیتی و در شرایطی که منطقه و از جمله ایران، آبستن انفجارها و بحران های بیشتری است، و تا آن جا که به مردم و نیروهای ترقی خواه ایران برمی گردد، مهم ترین اقدام بازدارنده در برابرمطامع امپریالیستی و نقشه سایکس- پیکوی جدید و بیرون کشیدن چاشنی مخرب آن، وادارکردن رژیم اسلامی به دست شستن از داعیه ژاندارمی منطقه و مداخله در آن است.

دو عنصراصلی کنشگری خلاق در شرایط حساس کنونی

جنبش ضداستبدادی- مطالباتی نقطه شروع است و خشت پایه که ظرفیت فراتررفتن دارد. با تعمیق مطالبات است که جنبش می تواند فراتر برود نه آن که ما به تازانیم، با فعلیت بخشیدن به ظرفیت های بالقوه خودجنش ها می توانند به تدریج خصلت ضدسیستم سرمایه داری پیداکنند.

آیا در ایران انقلاب رخ نخواهد داد؟ و رابطه «راهی دیگر» با چپ سنتی!

بنابراین دیالتیک مبارزه بین «جامعه» و دولت هم چون نهاد و برنهاد، تا زمان بقول مارکس پژمرده شدن این قدرت ادامه خواهد داشت. اما نکته مهم تر از آن این است که این پژمردگی نه در بی اعتنائی به نقش دولت بر زندگی جامعه و بدتر از آن در تقویت و تقدیس دولت و سودای تصاحب و تصرف و یا حضوردر آن، بلکه در کشاکش با آن و بیرون کشیدن حوزه ها و فضاهای گوناگون اشغال شده جامعه از چنگ مناسبات قدرت و طبقات حاکم و برقراری مناسباتی از نوع دیگر و در راستائی دیگر صورت می گیرد.

کیش شخصیت و معنای« سوسیالیسم با طعم چینی»!

البته تحولات چین را نمی توان صرفا در چهارچوب خودش و بدون توجه به تحولات جهانی مورد بررسی قرارداد: در حقیقت تحولات داخلی چین در متن پارادایمی از تحولات جهان سرمایه داری صورت می گیرد که رشد اقتدارگرائی یکی از مشخصات بارز آن است. سرمایه داری، و لااقل بخش های مهمی از آن، برای مقابله با بحران های عمیق و جنگ تجاری و رقابت های سنگین و افت هژمونی قطب های تاکنون مسلط، و منازعه بر سر تقسیم مناطق نفوذ در جغرافیای سیاسی جهان و البته چالش های مترتب بر سونامی انقلاب چهارم صنعتی که بر دامنه این بی ثباتی و بحران ها می افزاید، به دولت های اقتدارگرا متوسل شده است.

جنبش زنان در مصافی بزرگ با آزار و خشونت جنسی، و با ترامپیسم هم چون نمادی از ادغام مردسالاری و قدرت!

در ایران نیز در پایانه سال ۹۶ شاهد جهش مهمی در مبارزه علیه آپارتاید جنسی بودیم که در آن زنان با نافرمانی پرشکوه خود در انظارعمومی حجاب از سر برگرفتند و لرزه براندام نظام ارزشی و کنترلی رژیم و سیستم ولایت فقیه هم چون نماد ادغام قدرت و دین و مردسالاری افکندند. بطوری که برخی از تحلیل گران نزدیک به جناح های رژیم آن را یکی از دو چالش بزرگ نظام در سال جدید می دانند...

بخش: 

احمدی نژاد در نقش چوپان دروغگو، که یک بار راست گفت و کسی باورنکرد؟!

به تجربه دیده و یا خوانده ایم که نارضایتی های انباشته شده در جامعه و ترس از وقوع زمین لرزه های بزرگ سیاسی و اجتماعی بطوراجتناب ناپذیر در داخل سیستم های حاکم هم بازتاب پیدامی کنند و چه بسا کسانی در ساختارقدرت با تغییرفیگورخود، ولوعموما فرصت طلبانه، سعی می کنند که از صلابت طوفان پیشارو و کمینه خطرات بکاهند

میزگردبی بی سی و میزانسن طنزآمیزی که حضورفرخ نگهدار و مخمل باف بر دوصندلی مقابل هم بوجودآورد!

اگر فرض کلی نفع مادی آدمی را در این بحث مشخص کنار بگذاریم، نخست آن که باور او بیش از آن که یک باور سیاسی و مبتنی بر شیوه علمی آزمون و خطا باشد، یک شبه ایمان و یک باور شبه فلسفی است که که توسط هزاران عوامل دخیل در زندگی فردی ساخته و پرداخته می شود و بر خرد متعارف آدمیان چیره می گردد. «فلسفه» تغییر و اصلاح جهان از طریق تبدیل تضادها و ستیزهای اجتماعی به تفاوت ها تنها با انکار واقعیت های عینی می تواند وجودذهنی داشته باشد.

چهلمین سالگرد۲۲بهمن در سه پرده!

چهل ساله شدیم، اما؟!

آن ها از طریق تجربه زیستی و گفتگو تبادل تجربه، نقش آفرینی شبکه ها و تعامل بیشمار کنشگران با همدیگر و از طریق شکل گیری گفتمان ها و رسانه ای بازتاب دهنده آن ها عمل می کنند، هماهنگ می شوند و به پیش می روند. با مشارکت فعال در کنشگری و تعامل و گفتگو و گفتمان سازی بر متن تجربه زیسته می توان مداخله سازنده داشت.

در اهمیت رهیافت نهفته در مبارزه کارگران صنایع ماشین سازی آلمان

در این ارتباط اعتصاب کارگران ماشین سازی آلمان –دایملر بنز*- را می توان حامل رگه هائی در پاسخ به تهاجم نئولیبرالیسم محافظه کار، به واقعیت های موجود یعنی ابعاد نجومی شکاف بین افزایش تولید وثروت و توزیع بشدت نابراری که هردم بر وسعت آن هم افزوده می شود مشاهده کرد. این پاسخ و رهیافت ترکیبی است از افزایش دستمزد و کاهش ساعت کار به ۲۸ ساعت در هفته.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه