تقی روزبه

نگاهی فشرده به مختصات صحنه انتخاباتی آمریکا در روزهای پایانی

پایان انتخابات پایان بحران نیست و چه بسا آغاز جدیدی برای آن باشد. بحرانی که از جهان به داخل آمریکا کمانه کرده و به نوبه خود از آمریکا به سایرنقاط جهان کمانه خواهد کرد. جامعه جهانی و آمریکا بحرانی اند و تشنه تغییر. اشکال و ُنرم ها و تعادل های قدیمی سیاست ورزی و عملکرد نهادهای متعلق به آن به هم ریخته، به زیرسؤال رفته و بی اعتبارشده اند. جهان در برزخ تعادل قدیمی که بهم ریخته و تعادل های جددی که هنوز شکل نگرفته و از دل بحران سر برخواهد آورد- و معلوم نیست با چه هزینه ای؟

انتخابات آمریکا و استریپتیز سیاسی!

نارضایتی و خشم از سیستم در جامعه آمریکا انباشته شده است، ظهور جنبش هائی چون جنبش نود و نه درصدی های جنبش اشغال وال استریت و یا عروج غیرمنتظره کسانی چون سندرز و یا حتی به شکل وارونه کسانی مثل ترامپ بیانگراین نارضایتی است، و البته بیانگر نادرستی ادعاهای پرطمطراق سالیان دراز فربه شدن طبقه متوسط توسط آوازەگران بورژوازی.

نگرانی از "جمهوری مداحان" و جنگ قدرتی که در پشت آن جریان دارد!

این نکته را هم باید در پایان افزود، که همه این تحولات در چهارچوب روندی صورت می گیرد که افول و گندیدگی کامل اسلام سیاسی- که از قضا توسط مداحان به نازل ترین و مبتذل ترین شکل خود ارائه می گردد- هم چون فاز نهائی یک پارادایم گندیده و در حال افول، نه فقط در ایران که در گستره منطقه، در جریان است.

آیا دولت- ملت پدیده و مفهومی است ایستا، یا در حال تحول و دگردیسی؟

گرچه نقد این نوشته به ُصلب اندیشی در موردکلیت مقوله دولت- مدت، به معنی نادیده گرفتن تلاش های درون سیستمی و معطوف به دموکراتیزه کردن مناسبات نظم مستقر نیست، اما اولا در این جا نقد ریشه ای از این مقوله و معطوف به مناسبات بدیل مدنظراست و نه ایجاد رفرم در سیستم.

موسیقی به دار!

واقعیت آن است که پشت همه این حرام و حلال کردن ها، نگرانی از دست دادن اقتدار و منافع ممتازه و بادآورده خوابیده است و هرچیزی- حتی صاحب معروف "خس و خاشاک"- نتواند هم چون ابزار خدمت برای آن ها بکارگرفته شود، به جرگه "حرامیان و دشمنان" می پیوندد.

نگاهی بە دو انتقاد

اگر می خواهیم از لنین سخن بگوئیم باید در نظرداشته باشیم پروژه لنین سوسیالیسم بود و نیروی محرکه سوسیالیسم مبارزه علیه مناسباست سرمایه داری است، نه مبارزه براساس ملت ها. مسأله ملی بنا به هویت و تعریف خود، بنیادا در تقابل با مبارزه طبقاتی قراردارد و تاریخا تا آن جا که علیه مناسبات فئودالیته بود حامل عناصر رو به جلو بود.

نگاهی به همکاری گسترده رژوا و دولت آمریکا

می دانیم که دولت آمریکا برای دستیابی به اهداف خود- حفظ و تشدید سلطه اش بر منطقه اگر منافعش اقتضا کند- ابائی از یارگیری و همکاری با داعش و یا حتی نیروهای چپ و مترقی ندارد. چرا که می تواند با یک تیر دو نشان بزند: هم در جهت مهار بحران منطقه که کنترلش از دستش خارج شده عمل کند، و هم این نیروهای مترقی و رهائی بخش را از درون تهی سازد.

ابداع واژه جدیدی بنام 'ورزشکارنما'

چپ نما، زن نما، مردنما و... را شنیده بودیم، اما "ورزشکارنما" ابداع تازه ای است که با آن آشنا نبودیم که در حوزه عمومی مطرح می شود. از آن جا که حکومت اسلامی چیزی به نام ورزش پرورش اندام برای زنان را بەرسمیت نمی شناسد و در صورت رؤیت شدن تحمل نمی کند، این واژه جدید را جعل کرده است.

پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!

این تصور که پرونده جنایتی به بزرگی کهریزک را می توان با یک عذرخواهی نمایشی و مزورانه بست و بفراموشی سپرد، از مغرکسانی تراوش می کند که سال هاست برای مواجهه با این نوع پرونده های بزرگ و ملی و مرتبط با جنایت های ضدبشری، باهدف پاک کردن ردپای خود و نجات مهره های وفاداربخود، در بالاترین سطوح قدرت تصمیم گیری می کنند.

بررسی اهمیت سند شنیداری

در باب ارزیابی از این واقعه و سند و نیز تبیین عملکردمنتظری، در میان صفوف چپ رویکردهای متفاوت و بعضا آشفتگی هائی وجود دارد که از یک سو بدلیل بی اهمیت تلقی کردن آن، می تواند هوشیاری چپ و جنبش دادخواهی نسبت به فرصت ها و بهره برداری حداکثری از این شکاف را تضعیف کند و از سوی دیگر با ستایش از منتظری هم چون یک قدیس، جلوه ای ناب از "انسانیت" و کسی که گویا قدرت را سه طلاقه کرده است، با گل آلودکردن آب، به دنباله روی از منازعات درونی حاکمیت دامن بزند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه