تقی روزبه

ابداع واژه جدیدی بنام 'ورزشکارنما'

چپ نما، زن نما، مردنما و... را شنیده بودیم، اما "ورزشکارنما" ابداع تازه ای است که با آن آشنا نبودیم که در حوزه عمومی مطرح می شود. از آن جا که حکومت اسلامی چیزی به نام ورزش پرورش اندام برای زنان را بەرسمیت نمی شناسد و در صورت رؤیت شدن تحمل نمی کند، این واژه جدید را جعل کرده است.

پرونده جنایت کهریزک، با این نوع ترفندها پاک شدنی نیست!

این تصور که پرونده جنایتی به بزرگی کهریزک را می توان با یک عذرخواهی نمایشی و مزورانه بست و بفراموشی سپرد، از مغرکسانی تراوش می کند که سال هاست برای مواجهه با این نوع پرونده های بزرگ و ملی و مرتبط با جنایت های ضدبشری، باهدف پاک کردن ردپای خود و نجات مهره های وفاداربخود، در بالاترین سطوح قدرت تصمیم گیری می کنند.

بررسی اهمیت سند شنیداری

در باب ارزیابی از این واقعه و سند و نیز تبیین عملکردمنتظری، در میان صفوف چپ رویکردهای متفاوت و بعضا آشفتگی هائی وجود دارد که از یک سو بدلیل بی اهمیت تلقی کردن آن، می تواند هوشیاری چپ و جنبش دادخواهی نسبت به فرصت ها و بهره برداری حداکثری از این شکاف را تضعیف کند و از سوی دیگر با ستایش از منتظری هم چون یک قدیس، جلوه ای ناب از "انسانیت" و کسی که گویا قدرت را سه طلاقه کرده است، با گل آلودکردن آب، به دنباله روی از منازعات درونی حاکمیت دامن بزند.

نگاهی به ابعاد بحران ترکیه و پی آمدها

عصرکودتاها اساسا سپری شده است و کودتا برای پاسخ به بحرانی که جامعه ترکیه در آن درغلطیده، بیش از آن که از نیازها و مطالبات و شرایط واقعی جامعه و توازن قوای موجود سرچشمه گرفته باشد، از نوستالژی اقتدارگذشته ارتشی بزرگ و پرآوازه و بیمناک به از دست دادن امتیازات و اقتدارات خود سر چشمه گرفته است. کودتا پاسخ به بحران نبود، اما نشانه بحران چرا.

چه کسی می گوید مسعود رجوی زنده نیست؟!

مبارزه مردم ایران علیه نظام ارتجاعی و استبدادی حاکم بر ایران، برای رهائی و نیل به آزادی و برابری اجتماعی، نه با تکیه بر پول و حمایت قدرت های مرتجع مشابه و سرسپردگی به آن ها، بلکه با تکیه بر توان جنبش مردم ایران، کارگران و زحمتکشان و حمایت نیروهای مترقی منطقه و جهان پیش برده خواهد شد.

آزاد شدن جعفرعظیم زاده، و درسهای یک آزمون موفق!

یا این همه وقاحتی که در توصیه های طلائی زیباکلام به دولت روحانی موج می زند، بیش از دفاع از سیاست های هار و نخ نماشده نئولیبرالیستی است. او که بخوبی از ناکامی این سیاست های در طی سه سال اخیر، از ابعاد میلیونی بیکاری و عمق نارضایتی جامعه و در میان خانوادها، و یا ابعاد ورشکستگی واحدهای تولیدی با خبراست، و امیدی هم به گشایش آن ها در طی 11 ماه باقی مانده ندارد، راه دیگری را برای جلب آراء دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری به روحانی پیشنهاد می کند.

نگاهی به همه پرسی بریتانیا و چالش های مترتب برآن

سؤال مطرح شده در همه پرسی مبتنی بردوگانه حمایت از وضع موجود یا خروج و بازگشت به ناکجاآباد گذشته و برافراشتن مجددمرزهای کمابیش منسوخ شده در این قاره سبز، چیزی جزمخدوش کردن صورت مسأله اصلی نیست. در حالی که صورت مسأله واقعی نه معطوف به پذیرش یا انکاراتحادکشورها و اصل روندجهانی شدن، بلکه معطوف به ماهیت و نوع جهانی شدن و جهت گیری های برخاسته از آن است.

گفتمان شلاق!

عملیاتی شدن چنین گفتمانی در عین حال جلوه و مصداقی از فرایند تحقق عینی ولایت مطلقه است که هم چون بختک سیاهی در همه حوزه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی سایه افکنده و درحال گسترش است. طبیعی است که با چنین روندی، شرایط عینی مناسب تری برای پیوند مبارزات روزمره و با نظام استبداد مطلقه و کلیت سیستم، فرام می شود.

بحران ونزوئلا و فرجام خرده پارادایم سوسیالیسم دولتی سوار بر جنبش های اجتماعی!

واقعیت آن است که در جهان گلوبالیزه شده توسط سرمایه جهانی، دولت ها سوای رنگ و بوی محلی و برخی خودمختاری ها در حوزه های محدود، و علیرغم تناقضات و کشمکش ها، در کل و در کارکردهای عمومی بخشی از تقسیم کار و اجزاء ماشین«دولت جهانی» سرمایه داری جهان گستر محسوب می شوند که توسط قوی ترین و اصلی ترین حلقات هژمونیک زنجیره جهانی سرمایه داری و اهرم های اقتصادی ...

چهار گزاره در بسط مفهوم مبارزه طبقاتی

بهمین دلیل مدتهاست که معلوم شده این نوع مبارزه و آن نیروی اجتماعی وابسته به آن، دیگر به شکل گذشته، نیروی محرک و پیشرو برای گسستن از نظم حاکم بر جهان به شمار نمی رود. و برهمین اساس هم دیگر آن چپ سنتی و آن نوع سازماندهی های حزبی و سندیکائی و... دیگر کارآئی ندارد و قادر به حضور و نقش آفرینی گذشته ها نیست و نخواهد بود.

بحران سرمایه داری و ضرورت خوانش جدید از رهائی!

مشارکت فعال و تقویت خود باوری هم چون سوژه های خود رهان و قادر به ساختن مناسبات نوین و جهانی دیگر و توان خودگردانی و خودمدیریتی در جوامع بشری در تمامی اقشار زحمتکش و جوانان، فارغ از مناسبات استثمارگرانه و اقتدارگرایانه بین انسان ها، و ایجاد تعامل و مناسبات نوین بین انسان و طبیعت بجای دخیل بستن به مناسبات سرمایه دارانه و ...

ادعای انفعالی بودن تاکتیک تحریم و چندگزاره غلط!

اگر تحریم درمیان مخالفان نظام و تحریم کنندگان زمینه دارد، که دارد و اساسا آن ها کاری جز این نمی کنند و از قضا خودفرج سرکوهی نهایتا باعدم شرکتش همین کار را می کند، پس برای آن ها ذاتا و به لحاظ محتوائی یک تاکتیک فعال است، گو این که می توان و باید این محتوا را

کم لطفی به اهمیت حربه مؤثری به نام تحریم!

حتی حاکمیت از تنبیه عناصر گلچین شده ای که خطائی در نمایش مقرر از آن ها سرزده باشد و اندکی از خطوط مقرر و قرمزش رد شده باشند نمی گذرد. به آن ها رحم نکرده و حبس و زندان و یا ممنوع تصویر و ممنوع سفر و ممنوع سخنرانی می کند تا منبعد دست از پاخطا نکنند. همواره گشایش های اندک دوره های انتخاباتی با سخت گیری ها و تصفیه های پساانتخاباتی عجین شده است تا صفوف رژیم استحکام خود را از دست ندهد!

بازگشت به گذشته، به مارکس، به 150 سال پیش، به چه معناست؟

وفاداری به مارکس بیش از همه در گرورصدکردن واقعیت های نوین اجتماعی و وفاداری به انکشاف جنبش مبارزه طبقاتی هم چون نیروی محرکه تغییر و تحول، و البته غنای تئوریک بخشیدن به آن است.

نشست پاریس، و مانیفست"کنش برای توقف جنایات اقلیمی"

سران دولت های بزرگ به مقتضای نیازهای خود این توافق را با لفاظی هائی چون یک گام تاریخی و نقطه عطف بزرگ ستودند، اما بیشتر برای رهائی از فشارسنگین افکارعمومی و خشم جنبش های اعتراضی نسبت به بی عملی دولت ها و کاستن از دامنه بی اعتمادی به قابلیت های خود در حل معضلات و بحرانی که مستقیما از عملکرد آن ها ناشی شده است.

فاجعه پاریس، بحران سوریه، داعش، ریشه ها و بدیل؟

در قیاس با فازظهوربرق آسای داعش که با تسلیم و فرار و فروپاشیدگی ارتش و نیروهای امنیتی دولت های حاکم و پیشروی های برق آسای آن همراه بود و بر خلاف آن چه که ممکن است تصور شود، اکنون ما نه با تثبیت و رشدخلافت اسلامی، که با ورود آن به فازدوم بحران، یعنی تشدیدفشارهای داخلی و بین المللی و تنگ ترشدن تدریجی حلقه محاصره به دور آن مواجه ایم.

انتخابات یونان در چندپرده

تداوم بارسنگین بدهی ها و اسطوره سیزیف!

بی تردید این نوع معلق زدن و چرخش سرگیجه آور، توسط چپی که پایگاه توده ای وسیعی را بدست آورده بود، ضربه سختی بر اعتبارروبگسترش نیروهای چپ بود، نه فقط در یونان بلکه در سطح قاره و به جنبش ضدریاضتی –نئولیبرالیتسی آن. یونان یکی از مهم ترین و داغ ترین کانون های مبارزه علیه ریاضت اقتصادی در سراسرقاره و به منزله حلقه ضعیف آن بود.

تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!

منشأ و ریشه اصلی همه این نابسامانی ها در اصل ناشی از نحوه انکشاف ناموزون و استیلاجویانه سرمایه است. نحوه انکشافی که هم موجب فعال شد گسل ها و روسوبات کهن شده است و هم قادر به مهارآن ها و استقرارنظم نوین در تناسب با شتاب و ابعادبحران ها نیست

تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!

نظارت استصوابی و احرازصلاحیت مورد نظر شورای نگهبان چیزی جز عصاره و تبلور ولایت مطلقه، کنترل کامل مردم و نمایندگان آن‌ها، و غربالگری همه جانبه و در یک کلام تمامیت گرائی نهفته در ساختار سیاسی- ایدئولوژیک نظام نیست

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه