تقی روزبه

آیا ارابه جنگ از حرکت بازمی ایستد؟!

در صورت برآمد نیرومند یک جنبش ضد جنگ و تشدید فشار افکارعمومی به خصوص در خود آمریکا، امکان درهم شکستن کامل عزم مدافعان حمله نظامی وجود دارد. در حقیقت عامل بازدارنده قاطع و رقیب واقعی ِتنها ابر قدرت سراپا مسلح، افکار عمومی است که اگر بتواند به موقع فعال و بسیج شود و به اشکال گوناگون و بویژه از طریق خیابانی "نه"خود به جنگ را در مقیاس جهانی پژواک دهد، قادر به در هم شکستن کامل عزم سران حکومت جنگ طلب خواهد بود

به صدا درآمدن طبل جنگ و ضرورت فعال شدن جنبش ضد جنگ و ابرقدرت افکارعمومی!

بطور کلی در آمریکا و فرانسه و کل اروپا و در ترکیه و مصر و البته بسیاری نقاط دیگر جهان اکثریت قاطعی از افکارعمومی مخالف این جنگ هستند بدون آن که الزاما هوادار اسد باشند. برگزاری تظاهرات ضد جنگ در آمریکا و در برخی کشورهای اروپائی و ترکیه بازتابی از این نارضایتی عمومی است.

شمارش معکوس برای حمله به سوریه؟

درواقع آش بی اعتنائی به این نهادها وسازوکارهای موجود چنان شورشده است که بانکی مون دبیرکل سازمان و یا نماینده ویژه سازمان ملل درمورد سوریه، نسبت به دورزدن سازمان ملل ابرازنگرانی کرده و خواهان فرصت دادن به دیپلماسی دربرابرگزینه جنگ ونیز روشن شدن نتایج بازرسی شد اند.

وضعیت دراماتیک در مصر

سیاست به نعل و به میخ زدن دولت آمریکا و موضعش مبنی برآن که اقدام ارتش را کودتا نمی داند، و اکنون آشکارا در برابرتحولات مصر و پی آمدهای محتمل و وخیم آن غافلگیر شده است و ارتش مصر هم گوشش به هشدارها و نصایح او و فرستادگانش بدهکارنیست، از سوی فرماندهان ارتش به منزله چراغ سبزی برای حمله و پیشروی تغبیر شد.

بحران بازتولید و کابینه نجات!

دولت جدید علیرغم گفتمان اعتدال و برنامه اعلام شده خود، اما درعمل با چه تناقضات و چالش هائی مواجه است و چه بسا برای راضی نگهداشتن هم پیمانان واپسگرایش و لاجرم نگهداشتن خود برسطح آب، از گفتمان اعتدال خود عدول کند.

"شگون"پیوند گفتمان اعتدال با روحانیت!

بخصوص وقتی کفه بحران چنان سنگین می شود که بالانس قدرت بین جناح های رژیم را به هم می ریزد، تبدیل این وضعیت به دامگهی برای کشاندن مردم به صحنه رقابت های درونی خود ویافتن راهی برای جریان یافتن بحران انباشته شده درمجاری کنترل شده وتبدیل نقظه ضعف به قوت ازشگردهای شناخته شده حاکمیت است.

توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟

گرچه نمی توان انکارکرد که کلیدی که روحانی برای بازکردن قفل ها درمیتیگ های انتخاباتی خود به مردم نشان می داد، شاید برای بازکردن درب قلعه قدرت برای بخشی ازمحذوف شدگان و یا درحال حذف گشایشی ولوموقت داشته باشد، اما بی تردید ازعهده گشودن قفل مشکلات واقعی مردم همانطور که شیفت قدرت صوری و ظاهری دوره اصلاحات نتوانست، ناتوان است.

انقلاب مصردر فازجدید و سه ویژگی آن!

اما تا همین جا هم جنبش عظیم مردم مصر برخی از مهمترین مختصات پارادایم جدیدی را که جنبش های جدید حامل و بیانگر آنند به نمایش گذاشته است که مهمترین اش را باید در پیامی دانست که حاکی از نشانه هائی از بلوغ بشر و تمایل نیرومندش برای ورود به عصر مردم سوژگی و پارادایم دموکراسی مستقیم و بی میانجی است.

از جادوی صندوق رأی تا پایکوبی در خیابان ها!

اما فرایندی که در سطور فوق به آن اشاره شد یک روی سکه رویدادهاست. روی دیگرسکه، فرصت ها و نیروها و امیدهائی است که علی رغم اهداف کارگردانان صحنه، می تواند درطی این فعل و انفعالات و در متن یک تکانه اجتماعی برآمده از تراکم بحران و انباشت مطالبات، آزاد شده و موجب شکل گیری فرایندی متقابل و موازی، حامل مقاومت جامعه در برابر قدرت حاکم باشد.

نقش شبح تحریم در"انتخابات"

از همان فردای «انتخابات» خامنه ای خطبه درخواهد انداخت که همه این ها رأی به نظام بودند، و با تشکر از همگی برای انجام وظیفه الهی- ملی خود از آنها خواهد خواست که دیگر وظیفه اشان تمام شده و اوضاع را به دست مسؤلین بسپارند. روی دیگر سکه این است که رؤیای دومی که به آرایش خیانت شده است، طلبکاری اش بدلیل آرای مصادره شده دوبرابرمی شود.

پرواز شبحی بر فراز انتخابات!

باید منتظر و مواظب آشکارشدن مجدد این دست نامرئی در هر موردی که اوضاع به سود خواست حداکثری این باندهای قدرت نرود، بود. این که نظام حاکم حتی نمی تواند با انتخابات مهندسی شده خود کنار بیاید و ناچاراست برای بقاء خود دست غیبی هم به کارگیرد، نشان می دهد که ولایت مطلقه حتی ناچاراست که با خود هم گلاویزشود و هیچ قید و قانونی را پذیرا نیست.

نگاهی به صف آرائی ها و چالش های صحنه "انتخابات" در آستانه دقیقه نود

اکنون صحنه "انتخابات" به صورت یک بستر و دو رؤیا درآمده است که در آن یکی برآن است که رأی اعتراضی را به سود حماسه سیاسی و رأی به نظام و اقتدارآن مصادره کند، و رؤیای دوم برآن است که ازاین طریق رخنه ای درقلعه بسته قدرت بوجود آورده و راهی به جلو بگشاید. در روزهای آتی محتمل است که شاهد گسترش کشاکش بین این دو رویکرد باشیم.

"انتخابات" و سه حلقه تاکتیکی مرتبط با آن

تشدید بحران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی درطی ریاست جمهوری 8 سال گذشته ... درمقطع انتخاباتی به تشکیل جبهه گسترده ای مرکب از اصلاح طلبان و رفسنجانی و حامیانش و بخشی از اصولگرایان میانه رو و سنتی (و ازجمله بخش مهمی از روحانیت ناراضی) که از ساختار قدرت حذف شده و یا در خطر حذف شدن قرار گرفته اند، منجرشده است. بازتاب این صف آرائیها و کشاکش آنها درسطح جامعه، صفوف مردم را پیرامون برخورد با انتخابات پیشارو دستخوش تشتت کرده است.

نام نویسی رفسنجانی و شوک حاصل از آن درمیان صفوف حاکمیت

ازنقطه نظرجنبش تحریم، تشدید تضادهای درونی حاکمیت درکل معادله توازن نیرو بین بالائی ها و پائینی ها مؤثربوده و به معنی سبک ترشدن کفه"نتوانستن"حاکمیت و سنگین ترشدن کفه "نخواستن"مردم می باشد. بدیهی است که تغییرکلی این معادله بسود پائینی ها می تواند فرصت های تازه ای را برای پیشروی جنبش ضداستبدادی تحت فشارسنگین فراهم سازد.

صحنه "انتخابات" درچند پرده!

بی تردید رژیم را ازمواجهه با بحران پس از "انتخابات" وازمنازعات بی پایان درونی و بحران های هولناک اقتصادی و اجتماعی و بین المللی گریزی نیست. رژیمی که نتواند از چهره های موجه و با نفوذ و دارای توان مدیریت بهتر برای مقابله با چنین بحران بی سابقه ای استفاده کند، باچنان وخامتی که بقول خاتمی اگر خود پیغمبرهم بیاید هیچ کاری نمی تواند بکند، چگونه خواهد توانست توسط باندهای واپسگرا و با پایگاه اجتماعی نزار دربرابر فشارهای سنگین داخلی و خارجی از پس آن برآید؟

آیا بسوی تعین یافتن یک طبقه کارگر جهانی پیش می رویم؟

با توجه به تجارب گسترده چندین دهه و سترونی مبارزات درون سیستمی و مشارکت در قدرت از یکسو و تجربه "سوسیالیسم دولتی" از سوی دیگر، شکل عمده را مبارزات مستقل و خارج از سیستم و فشاربه نظام های حاکم از بیرون برای تحمیل مطالبات و در راستای سرنگونی نظام سرمایه داری و ایجاد بدیل جهانی دیگر تشکیل می دهد.

عقب نشینی رژیم دربرابریک کمپین گسترده!

گرچه عقب نشینی ولو ظاهری و موقت رژیم و پلیس خود دست آورد بزرگی است، اما مهم ترین دست آورد این اعتراض را باید در الگوئی که ارائه می دهد یعنی در اتصال دادن هزاران نفر اعم از شبکه های مجازی و کاربران و شبکه های واقعی و داخل و خارج به یکدیگر دانست که بر بستر حمایت از یک جنبش واقعی و درون زا صورت می گیرد.

بخش: 

مرگ تاچر یا تاچریسم؟

دراین لیبرالیسم خالص و بنیادگرا، جامعه وجود خارجی ندارد و آن چه که وجود دارد تک تک افرادهستند که باید با اتکای به نیروی خود گلیم اشان را از آب بیرون بکشند. درحقیقت چنین تصویروارونه و بت واره شده ای از رابطه فرد و جامعه، به پشتوانه ایدئولوژیک دولت های نوین سرمایه داری تبدیل شده است. و این درحالی است که در واقعیت امر و تجربه مشهود، همراه گسترش تولید و ثروت، رابط فرد و جامعه عمیق تر و تنگاتنگ ترهم شده است.

سازها را باید دوباره کوک کرد!

اکنون جامعه فرانسه نیز در مرکز آزمون مربوط به ریاضت اقتصادی و بیرون کشیدن چاشنی مبارزات کارگری قرارگرفته است و در همین راستا قرارداد کارگران رنو با کارفرمایان عمق فاجعه ای را که در برابر آن قرارگرفته ایم نشان می دهد. وضعیتی که در آن کارگران با شعار عمیقا تدافعی به دامچاله بورژوازی افتاده و با تمکین به سیاستهای ریاضت کشانه، بجای تقویت صف مبارزاتی و همبستگی کارگران، موجب ایجاد تفرقه و شکاف بدست خود و در صفوف خود گشته اند.

پیام نوروزی خامنه ای، و"ضد پیام"!

ازهمین رو ما با یک دوره تشدید بحران وکشاکش که تعیین قطعی مسیرآتی از دل آنها بیرون خواهد آمد مواجهیم. حتی اگرحاکمیت بتواند بحران انتخاباتی(=انتصابات) را مهارکند ورئیس جمهورمطلوب خود را بیرون بکشد، بازهم قادر به فروریزی آواربحران نخواهد بود و بحران درابعاد بیشتری فوران کرده و رژیم ودولت را با وضعیت شکننده تری دربرابرانتخاب گزینه های جدید قرارخواهد داد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه