انديشه سياسی

سهراب فیض آبادی

جالب است که در زبان و فرهنگ فارسی، ما عقل سلیم داریم بعنوان معیارپایه، در حالیکه در زبان و فرهنگ "غربی"، عقل عامیانه (سنسو کمونه از لاتین) وجود دارد. عقل سلیم را می توان "نخبگان گویند" و عقل...

سهراب فیض آبادی

طبقات در "بودن" هستی اجتماعی وجود دارند، و نه در "شدن" این هستی. در"شدن" ما با گروه بندیهای واسط یا باصطلاح جامعه شناسانه، عملکردی (فانکشنال)، یعنی نقش ها، سرو کار داریم و ازمنطق تغییرات تدایی...

فرخ نعمت پور

اما اگر چپ در چنین مسیری بە منطق جنگ و تحریم تسلیم شود، قبل از هر چیز این چپ است کە می بازد. زیرا در صورت بهم خوردن توازن اجتماعی بر اثر تحریمها و جنگ، نیروهایی کە بیشترین تکیە را بر مذهب و...

حسن نادری

افراط در لیبرالیسم و منادی فرد گرائی اش در کشورهای پیشرفته و گستردگی عناصر نهادهای لیبرالیسم در جهان منشاء بحرانها در همه زمینه ها میباشند. به تبع این افراط در حوزه خانوادگی اقتدار پدر و مادر،...

حسن نادری

تمدن غرب در پیوند با اقتصاد سرمایه داری و آنتروپونومی لیبرالیسمی در چهارچوب اروپای غربی و سپس ایالات متحده آمریکا از قرن شانزدهم تا بە امروز امتداد داشته است. بدون شک این "تمدن" غربی است که امروز...

برزويه طبيب

نقطه شروع تبیین ماهیت دولت باید انقلاب ۵۷ باشد.انقلاب اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران به شکل حرکت تودەای که در آن نفی حکومتی وابسته٬ بدون تصویر روشن و یا حتی مبهمی از آینده آرمانی٬ موجد خلا سیاسی...

حسن نادری

این سیستم نه تنها بر زندگی شغلی ما، بر سیاست ما، در زندگی اجتماعی ما، بلکه از طریق "جعبه های تصاویر ساز" خود بر زندگی خصوصی ما هم حکمرانی می کند. این اولین بار در تاریخ است که انسان تا به این حد...

سهراب فیض آبادی

هر اندیشه یی و هر عملی، در واقع، اعتبارشان در ترکیبشان است، و اعتبار متفکر در نشان دادن ارتباطات درونی و بیرونی میباشد که که انها را بهم متقابلا وابسته کرده است. فراموش نشود که تمام فعالین سیاسی...

سهراب فیض آبادی

یعنی، بازسازی گذشته با نگاه گذشته برای حفظ گذشته- "باروکی" دیگر که با آن "محافظه کاری" خود آتش انقلاب را شعله ور میکند تا "باروک گذشته گرا" را به "باروک آینده گرا" مبدل کند. با نگاه آینده به سراغ...

مهرزاد وطن آبادی

گرچه جابجایی طبقات و مدرن سازی ایران با سرعت بوقوع پیوسته و آدمهای از طبقه متوسط با ارزش های مدرن آشنا شده اند، اما همچنان سایه لایه های سنتی حکمفرماست. آیا ترکیبی از ارزشهای سنتی و مدرن پدید...

مهرزاد وطن آبادی

در بخش نخست " محافظه کاری صورت ایدئولوژیک ندارد، مکتب رفتاری است " خواندید که میزان و گستره محافظه کاری در دوران های مختلف متفاوت بوده است و همواره به یک صورت پدیدار نشده و نمیشود.*

در بخش...

مهرزاد وطن آبادی

محافظه کاری در ایران علیرغم نقش خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از جایگاه اجتماعی درخور برخوردار نبوده است. محافظه کاری در ایران به یک فحش سیاسی میماند تا یک شناسنامه سیاسی، بیشتر با انگ و برچسب نظری...

مهرزاد وطن آبادی

میزان و گستره محافظه کاری در دوران مختلف متفاوت بوده است و همواره به یک صورت پدیدار نشده و نمی شود. محافظه کاری در درجه بالا به صورت ثبات گرایی مطلق، دیرینه پرستی و دیرینه محوری نمود پیدا کرده است...

بهزاد کریمی

در مفهوم فاجعه ملی، درنگ بیشتری باید کرد تا پیش از همه دریافت که این یک نوع کشتن ملت بود. در این کشتار، آن تنوع گسترده ایی که ملت ایران از نظر جنسیت، سن و نسل، تبار ملی- قومی، نوع باورمندی های...

حمید سهرابیان

فویر باخ در "روح مسیحیت"، و تحت تاثیر او، مارکس، بخطا، این روند را روند "از خود بیگانگی" دانسته اند. در حالیکه این برخورد، باز هم بخطا، "انسان" را یک موجود کامل خلق شده ورای تاریخ، یعنی خود روند...

یورگن لورنتسن
ترجمه از:
نریمان رحیمی

واقعاَ خوشحالم که جنبش چپ سالهای 70 میلادی از خشونت رمانتیک خودش فاصله گرفت و به جای آن از پشتیبانان مهم دموکراسی اروپایی شد. ولی بر خلاف بلوغ سیاسی که در مورد جوانان جنبش چپ صورت گرفت، راستهای...

منوچهر صالحی

براى توضیح خردگرایانه آنچه در ایران رُخ داد، باید از همانجاى تاریخ بیآغازیم كه در غرب زمینه برای پیدایش روند ِ«سِكولاریسم» فراهم گشت، یعنى باید بهدورانى از تاریخ بازگردیم كه خُرده بورژوازى اروپا...

فرخ نعمت پور

در یک جامعە مدرن و پسامدرن درهم تنیدە بە ایدەهای سوسیال دمکرات، آنگاە کە سخن بر سر نوع نگاە بە شهیدان است، گرایش نە بر تسخیر آیندە از طریق خون شهیدان، بلکە از طریق تسخیر آیندە بر مبنای گرایشهای...

رامین جهانبگلو

جوامعی که درگير خشونت های سياسی بوده اند برای درمان زخم های خود از مکانيسم های حقوقی و صلح آميز گوناگونی در سطوح ملی و بين المللی استفاده کرده اند. مهمترين اين مکانيسم ها قانون مداری و همکاری های...

منوچهر صالحی

اتاتورك در تركیه و نیز رضاشاه در ایران سیاستی را پیاده كردند كه انگلستان خواهان تحقق آن در منطقه بود، مبنی بر استقرار حكومت مركزی قدرقدرت و نابودی تمامی نهادهای دمكراتیك در این دو كشوری که همسایه...

صفحه‌ها