ابوالفضل محققی

جبهه 'هسته سخت' آقای حجاریان

بند ناف اصلاح طلبان را هم خمینی بریده و به حکومت وصل کرده است. بند نافی که طی سالها او را تغذیه کرده و شریک دزد و رفیق قافله نموده است. کم نیست میزان فساد و دزدی بین اصلاح طلبان حکومتی! اگر اصلاح طلبی این بند را پاره کند دیگر اصلاح طلب نیست! یک انقلابی است که از این دایره مماشات بیرون زده است. زمان خوبی است برای محک زدن اصلاح طلبانی که ادعای سلامت و پاکی می کنند واز کرامت انسانی سخن می گویند!

بر سر منار اشتر رود و فغان برآرد / که نهان شدم من این جا نکنیدم آشکارا

اما چگونه است که فساد اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی چنین بیداد می کند؟ حکومتی که به خاطر معیارهای عهد دقیانوسی و اسلامی خود که عمدتا با تکیه بر اخلاق اسلامی صورت می گیرد از قبول سند آموزشی 2030 به خاطر نا هم خوانی با اخلاق و شئونات اسلامی سرباز می زند! اما برهر کجای پیکر آن دست بگذاری جز چرک، خونابه و کثافت از آن خارج نمی شود.

روزت گرامی باد خانم گوهر عشقی، مادر ستار!

روزت گرامی خانم گوهر عشقی! روزت گرامی مادر کار و زحمت، روزت گرامی مادر ستار. امرروز تمام کسانی که قلبشان با زحمت کشان، با مبارزان آزادی و دمکراسی است بر دستان تو بوسه می زنند. آه که چه درد و رنج تاریخی در این دست های شریف تو نهفته است. روزت گرامی باد!

بخش: 

کریستال زندگی را آن گونه تراش داد که می خواست

کریستالی را برداشت روبروی خورشید گرفت. شعاع های رنگارنگ خورشیداز منشور کریستال عبور کردند! پخش شدند! من سیمای راضی و خندان اورا با کریستالی بر دست در ذهنم حک کردم. سیمای زنی، رفیقی از رفیقانمان، که باچنگ و دندان زندگی را در کنار همسرش و بچه هایش ساخته بود!

چه کسی آن گل نیلوفر آبی را به او داد؟

نه تولد، نه زندگی و نه مرگ، هیچ کدام حقیقت مطلقی نیستند! تو از خوابی به خواب دیگری می‌روی، قبل از آن که دنیا بیایی اینجا بوده‌ای و زمانی هم که بمیری اینجا خواهی بود. تو تکرار بی‌نهایت چهره‌هایی هستی که قبل تو آمدند و قبل از تو رفتند.

نسل ما و نسل جدید، آیا قادریم گفتگوی دو نسل را شاهد باشیم؟

نگاه کم باور آن ها به درکی که ما از روابط امروز بین آن ها داریم نشانه فاصله و همین عقب ماندگی نسل ماست! بیگانه با ساختار فکری او، ساختاری که عمدتا از مدیای جهانی رهبری می شود از نوع لباس تا نوع غذا و نهایت نوع حکومتی که طلب می کند، همراه با احاطه او به جهان معاصر، به تحولات، چشم اندازها، فرصت ها و نوع نزدیک شدن آن ها به مسائل و عملکردشان، عملا ما را از چرخه پیوند عمیق با آن ها خارج می کند.

شب آخر، پایان گفتگو؛ اما نه پایان مطلب!

راحت تر بگویم: طبقه متوسط و متوسط به بالائی که در دوره پهلوی بالا آمده بودند و عمدتاً نیز محصول رشد اقتصادی و اجتماعی آن دوره بودند، با تمام ایرادهایی که گرفته میشد، به هر حال طبقه متوسط، و روشنفکری سالمی بودند که سیمای روشنی داشتند، همه آنها زیر امواج انقلاب رفتند. طبقه ای که از بد حادثه نقش زیادی نیز در برپائی انقلاب داشتند. انقلاب اسلامی این طبقه را تار و مار کرد. ثبات اجتماعی را گرفت؛ ترکیب طبقاتی را برهم زد و بی ثباتی را که خوراک فرصت طلبان و لمپن های اجتماعی است، بر جامعه حاکم نمود.

اشتیاق من! حرف و حدیث مهمانم!

درد است، درد جامعه ای که جوانانش سرخورده، ناامید روز را به شب و شب را به روز پیوند می زنند بی آنکه چشم انداز روشنی داشته باشند. هیچ چیز شادی بخشی که واقعی باشد در زندگی جوان ایرانی نیست. همه چیز در زیر بار فشار حاکمیتی دینی و مستبد له می شود! حتی زمانی هم که تحصیل می کند، هیچ چشم اندازی برای این جوانان خارج از دائره حکومت وجود ندارد. لشکر میلیونی بیکار مستعد برای غلطیدن در مسیرهای پر خطر! چه سخت است زندگی جوان ایرانی."

مهمانی از ایران، یک دوست قدیمی!

با رفیقی قدیمی که تازه از ایران آمده گپی دوستانه میزنیم، می پرسم "چگونه بود جنبش اعتراضی دی ماه ؟" می گوید "جنبش فقیران و تهیدستان بیکار وبه جان آمده بود از فساد. جنبشی که عموما در شهر هائی که فقر گسترده وبیکاری در آن ها فرا گیر بود جریان داشت.

نوروز در تاشکند

پارک، غرق در ترنم موسیقی، غرق در رقص و پایکوبی. غرق در فضای نوروزی است و میر نوروزی سخت گرم پذیرائیپسری به آرامی، شاید هم دختر یکدیگر را به پشت درختان گیلاس کنار مجسمه علی‌شیر نوائی می کشانند! گیلاس شکوفه می کند! جهان در حال متولد شدن است. دو دلداده دارند یکدیگر را به آغوش می کشند. مارک شکال آنجاست، دارد تصویر آنها را می کشد که سبکبال دست در دست بر فراز جهان پرواز می کنند. با شمعی در دستانشان! زمان از حرکت باز می ایستد! اینگونه نوروز جاودانه می شود!

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - ابوالفضل محققی