کاوه مظفری

آیا فضای انتخابات می‌تواند فرصتی برای ائتلاف مدنی باشد؟

تجربه سال‌های گذشته نشان داده که احتمالِ گشایشی حداقلی در فضای اجتماعی و سیاسی وجود دارد. نه به دلیل آنکه صاحبان قدرت تغییری جدی در رفتارشان ایجاد می‌شود یا نسبت به ماهیت آن‌ها توهمی داشته باشیم. بلکه از آن روی که تعارض و تضادهای درونی‌شان آن‌ها را به این سمت سوق می‌دهد تا برای کنار زدن حریف از میدان، تبلیغات و سروصدا راه بیاندازند.

مقاومتی از جنس واکنش

رور برخی تجارب اعتراضی زنان در یک سال اخیر

بررسی و تحلیل این اعتراضات، آن‌هم در مقایسه با یکدیگر، می‌تواند درس‌ها و آموزه‌هایی برای تقویت و ارتقاء مبارزات و کنشگری زنان در پی داشته باشد؛ اما پیش از پرداختن به این درس‌ها و آموزه‌ها، برای یادآوری آنچه رخ داد لازم است مروری داشته باشیم بر سابقه و سیر ماجرا

بخش: 

ازدیاد موالید به قیمت انقیاد زنان و زمین/ قسمت دوم

طرح «افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش نرخ رشد جمعیت کشور» که از آخرین ابتکارات مدافعان افزایش جمعیت است، به دلیل رویکرد سلبی که در حذف خدمات پزشکی و بهداشتی دارد، در صورت تصویب می تواند تبعات و عوارض جبران ناپذیری در وضعیت سلامت جامعه، بویژه زنان به دنبال داشته باشد. حذف خدمات رایگان پیشگیری از بارداری که به موجب قانون تنظیم خانواده ارائه می شود، یقیناً سلامت جنسی زنان و بهداشت باروری مادران را در سطحی گسترده به خطر می اندازد. بویژه آنکه ذینفعان اصلی چنین خدماتی، زنان متعلق به طبقات فرودست و مناطق حاشیه ای کشور هستند. حتی اگر چنین طرحی باعث افزایش فرزندآوری شود، نسلی را پرورش می دهد که فقر و فلاکت را به ارث خواهند برد.

ازدیاد موالید به قیمت انقیاد زنان و زمین

در این میان، متوسل شدن به بهانه سالخوردگی جمعیت و در سرلوحه قرار دادن برنامه های افزایش جمعیت می تواند توجیه و تدبیر مناسبی برای خارج کردن بخش زیادی از نیروی انسانی فعال از دور رقابت در بازار کار باشد. به عبارت دیگر، تشویق به فرزندآوری در بازه پنجره جمعیتی به معنی درگیر کردن نیروی جوان و فعال جامعه در فعالیتی غیر اقتصادی [و همچنین غیر سیاسی] است، تا مبادا آنها مجالی پیدا کنند که خواسته ها و مطالبات اقتصادی [و نیز سیاسی] خود را در عرصه عمومی عرضه کنند. یعنی آنها را درگیر تامین معیشت خانواده کردن و از عرصه عمومی دور کردن.

فرودست سازی ساختاری، توانمندسازی جنبشی

صرف تمرکز بر ترویج گفتمانی، یا برعکس تمرکز یک جانبه بر فعالیت نهادی، راهگشای پیشرفت یک جنبش نیست؛ فعالان یک جنبش باید از آن میزان انعطاف برخوردار باشند که تعادلی متناسب میان فعالیتهای رسانه ای و فعالیتهای نهادی برقرار کنند. با توجه به شرایط فعلی، به نظر می رسد کفه ی فعالیتهای رسانه ای سنگین تر شده است؛ بنابراین ضرورت دارد به سمت تقویت و تشکیل نهادهای جنبشی، آن هم در سطوحی فراگیرتر حرکت کنیم.

بخش: 

بازخوانی تجربه ارائه پانزده هزار نامه امضاء شده به مجلس با مطالبه منع چندهمسری

به جای فاصله گرفتن از نهادهای موجود، باید تلاش کرد که با حفظ هویت و تاکید بر خواسته های مردم، برای تغییر آنها تلاش کرد. در تجربه ارائه پانزده هزار امضاء به مجلس نیز چنین رویکردی مبنای عمل قرار گرفت. به طوری که کنشگران این حرکت، نهادهای موجود را به قدرت مستقر واگذار نکردند، بلکه برعکس این نهادها را مخاطب مطالبه زنان برای ایجاد تغییر قرار دادند. چنین حرکتی، به نوعی تابوشکنی در فضای سیاست زده جامعه ایران به حساب می آید، بویژه در شرایط پس از جنبش سبز که دوقطبی بودن فضا بیش از آنچه که واقعیت دارد تبلیغ می شود

دستاوردهای چهار سال فعالیت کمپین یک میلیون امضاء

زمانی، دولتمردان مخالف حقوق برابر زن و مرد، تصور می کردند با ممانعت از برگزاری مراسم آغاز به کار کمپین یک میلیون امضاء، که قرار بود در سالن رعد برگزار شود، می توانند این کوشش جمعی را در نطفه خفه کنند. اما با وجود تمام فشارها و تهدیدها، و با وجود بازداشت بسیاری از مدافعان حقوق برابر در این مدت، پنجم شهریور امسال که فرا برسد، کمپین یک میلیون امضاء چهارساله می شود

بخش: 

دگردیسی جنبش سبز

اگر جنبش سبز بخواهد بر اساس كلیشههای سیاسی به سمت رهبری و سازماندهی متمركز حركت كند به سرعت از قدرت فراگیری اش كاسته شده و به یك حزب سیاسی بدون تكثر تنزل مییابد. اما همانطور كه گفته شد، جنبش سبز جنبشی متكثر است كه تنها با لحاظ این تكثر منافع میتواند به سرانجام برسد. اگر تكثر كنشگران آن فدای تمركز رهبری شود، ظرفیت قابل توجهی را از دست خواهد رفت

ایکاش ارزش آزادی به قدر جان آدمی نبود

در این روزها که قدرت پرستان خشونت را ترویج می کنند و بذر یأس را منتشر می کنند؛ یاد انسانهایی همچون فرزاد است که امید به زندگی را دوباره زنده می کند. وقتی فکر می کنم انسانهایی همچون فرزاد و عبدالله و بهمن و شیوا و منصوره و امید و سمیه و روزبه و شیرین و مجید و بهاره و نادر و صدها زندانی دیگر، چگونه مقاومت می کنند، یاد می گیرم که باید چراغ امید را روشن نگاهداشت.

اشتراک در RSS - کاوه مظفری