جمشید طاهری پور

در جستجوی حقیقت چپ ایران

من یک چیز را می دانم: بدون چپ؛ انسان و زندگی؛ آرمان و آینده را کم خواهد آورد! اما چپ داریم تا چپ! حقیقت چپ، بایستگی احراز چنین شان و منزلتی است. وقتی به پرسش خود می اندیشم، جز این نتوانم گفت که بایسته چپ ایران؛ دگرگشت و نوزائی سوسیال دموکراتیک در توافق با آینده – ایست که ایران طلب می کند. اما آیا چپ ایران به حقیقت خود دست خواهد یافت؟ ...

خرداد ۶۰؛ رنجهایی که باید فضیلت شوند

شورش مسلحانه خرداد ۶۰ حکومت اسلامی را استحکام بخشید، بر ابعاد خشونت و جباریت استبداد دینی بسیار افزود و آیت الله خمینی و پیروان او را در کشتار مجاهدین خلق و مبارزین و سرکوب دگراندیشان کشور گشاده دست تر کرد. زنجیره رویدادهائی که به شورش نافرجام خرداد ۶۰ منجر شد، موجبات پیروزی قطعی آیت الله خمینی و روحانیون پیرو او را برای سیطره بلامنازع ولایت فقیه در کشور فراهم آورد

مصالحه ولائی

"مصالحه" از عناصر هر سمت و سیاست دموکراتیک است. اما همان گونه که در مورد مفهوم اصلاح طلبی اتفاق افتاد، این خطر وجود دارد که بر محور آن توهمات تازه ای شکل گیرد و جنبش شهروندی ملت ایران در دور باطل تازه ای گرفتار آید که هدف از آن خاموش کردن صدای جنبش سبز، بزک استبداد دینی و تجدید اعتبار برای "دیکتاتور" است. برای پرهیز از این خطر، باید به ماهیت "استراتژی مصالحه" اندیشید، زیرا هر مصالحه ای به صرف مصالحه، دموکراتیک و ترقیخواهانه نیست.

بازتوزیع قدرت زیر سایه رهبر

بدون تردید کشاکش در صفوف حکومت کنندگان، پرده های تازه به تازه-ای در پی دارد اما به آن هر جور که نگاه کنیم، موضوع محوریش جدال برای بازتوزیع قدرت است. این جدال "برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه 70 میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد."

در آستانه کنگره دوازدهم

اکنون بسیار اهمیت دارد که بدانیم از کدام جایگاه باید به سیاست بنگریم و در کار طراحی آن و تعیین وظایف خود مشارکت داشته باشیم. پاسخی که در یادداشت های کارآنلاین بر آن تاکید می شود، نگاه به سیاست و وظایف سازمان؛ از سکوی دیده بانی جنبش شهروندی ملت ایران و از جایگاه انسان شهروند برابر حقوق و صاحب حقوق بشری، بر خوردار از حق انتخاب و آزادی و اختیار است.

جامعه شناسی سمتها و سیاستها

با این همه، می توان براین ارزیابی بود که ویراست دوم منشور راه سبز امید، از جمله زیر تاثیر نمایان پدیده نوظهور شبکه های اجتماعی واقعی و مجازی، کماکان خواهان پیش راندن ایران بسوی آزادی است و در راستای استیفای حقوق اساسی مردم و حق حاکمیت ملت قرار دارد…

10 اسفند: آغاز مرحله تازه! - ویراست دوم

10 اسفند بار دیگر نشان داد که جنبش شهروندی مردم ایران، رنگین کمانی از گرایش ها و علایق موجود در صفوف ملت ایران و یک پدیدار پر از تکثر و تنوع است که نمی توان و نباید آنرا در این یا آن گرایش خلاصه و مصادره به مطلوب کرد

در آینه چهل سالگی: نوزایش چپ نو!

نوزایش چپ نو، به یمن "شجاعت آموختن" ممکن شده است. اکنون ما بر بنیاد انسانیت حقوق بشری به انسان و آزادی می نگریم و کوشیده و می کوشیم تا تعریفی از خود موافق مبانی و اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر و بیانیه جهانی حقوق شهروندی بدست دهیم. تلاش های ما در همان راستائی قرار دارد که کارل مارکس در "مانیفیست" چنین به بیان در آورده بود؛ " ... آماج اصلی ما حرکت بسوی جامعه ایست که در آن رشد آزاد فرد، شرط رشد آزاد همگان است."

ضرورت اتحاد؛ نگاهی دیگر!

پیشروی در راستای اتحاد ؛ لازمه اش بازیافت اهمیت احزاب و سازمان های سیاسی و اهتمام در راه نوسازی آنان است. بدون احزاب و سازمان های دموکراسی خواه، جنبش شهروندی ملت ایران؛ جنبش سبز، قادر به استقرار دموکراسی، حقوق بشر و برابری حقوق شهروندان در کشور نخواهد بود.

علیه خشونت... علیه حکومت اعدام و ترور

برخی رویداد ها معنائی فراتر از خود دارند! رویدادهائی از این دست که در متن جامعه ایران جریان دارند، چهره واقعی حکومت ولائی-سپاهی را آشکار و برملاء می کنند؛ چهرهای که حکومت کنندگان با هر ترفندی سعی در لاپوشانی و بزک آن دارند، اما از آنجا که واقعیتی حی و حاضر است، از پشت نقاب و پرده فریب و دروغ مشاطه گری بیرون می افتد و بر ابعاد بحران عدم مشروعیت و بر دامنه رویگردانیهای مردم از حکومت ولائی و دولت پادگانی می افزاید.

سمت ها و سیاست ها شفاف تر می شوند!

از این منظر که نگاه کنیم، برای آن که اپوزیسونی از نوع پوزسیون نباشیم، شرطش توانائی گسست رشته های خویشاوندی ما فعالین اپوزسیون با استبداد، گسست رشته های الفت ما با فرهنگ استبدادی است. شرطش این است که نشان دهیم نه تنها در گفتار، بلکه در کردار خود در سمت دموکراسی و حقوق بشر قرار داریم. پیش شرط پیروزی دموکراسی و حقوق بشر در ایران، پیروزی دموکراسی و حقوق بشر در اپوزسیون در نگاه و فرهنگ سیاسی ماست. آیا ما پیروز شدگانیم؟

فراروئی سازمان چریکها به سازمان سیاسی پروژه اصلی رهبری "اکثریت" در سالهای ١٣۶٢ / ١٣۵٨

تکامل پارادوکسیکال از سازمان چریکها به سازمان "اکثریت"، در چهار چوب پارادایم لنینیسم و در متن تاخیر تاریخی که جامعه ایران با آن دست بگریبان بوده است صورت گرفت. این تحول با گذار از تئوری و تاکتیک بلشویکی - لنینیسم ارتدکسی- به لنینسم مبتنی بر اسناد گردهمائی دهه ٦٠ احزاب کمونیست، به فرجام خود رسید.

آن که باد می کارد طوفان درو می کند!

راه پایان دادن به جباریت ولائی- سپاهی، بیرون آوردن لایه های هرچه بیشتری از شهروندان ایران از مدار قیمومیت ولایت فقیه است. نباید این گونه پنداشت که تخت جباریت ولائی و بساط انحطاط و اختناق دولت امام زمانی پادگانی تنها بر پشته های پول نفت اتکاء دارد! تخت جباریت و بساط انحطاط، در عین حال بر شانه ها و دستهای مردمی استوار است که – راست یا دروغین- مصداق "امت شهید پرور ولایت مدار" محسوب می شوند.

نظام اسلامی: خطر تحول معکوس!

گسترش و تعمیق شکاف در صفوف حکومت کنندگان که مهار آن ناممکن به نظر می رسد؛ در شرایطی که سرکوب جنبش سبز مانع از آن شد تا این جنبش به وزن و ثقلی فرا بروید که تناسب قوای موجود را بسود خود دگرگون سازد، در کشور موقعیتی بوجود آمده است که در آن خطر سیطره-ی کامل فاشیسم اسلامی- سپاهی، می تواند از یک احتمال به واقعیت تبدیل شود.

راه آزادی: بیمها و خطرها!

ناکامی رنجبار ما در دستيابی به آزادی، در طول اين صد و چهار سال که از انقلاب مشروطيت می گذرد، و نمايانتر از همه پيروزی مشروعه بر مشروطه، به اندازه کافی گويای آن است که راه آزادی ايران، راهی پر از بيم و خطر است. بيمها و خطرهائی که اختيار و آزادی را سرکوب می کند، و زمينه بيرونی و درونی دوام و بقای استبداد را فراهم می آورد.

بیانیه 18 و ضرورت گفتگوی نقادانه

معنای حفظ هويت های مستقل، برسميت شناختن يکديگر در تفاوت هائی است که داريم؛ ما يکديگر را برسميت می شناسيم در عين اين که می پذيريم متفاوت هستيم. درک درست اين معنا، وقتی ميسر است که در مفهوم "برسميت شناختن"؛ علايق و مطالبات مشترک را، تشخيص داده و در سمتگيری خود منظور کنيم

صدای شکستن اقتدار!

در خواست صدور مجوز حامل پیام با اهمیتی بود: تأکید بدون خدشه بر خشونت گریزی، پایبندی به فعالیت در چهارچوب قانون اساسی و مطالبه اجرای بدون تنازل آن. اما اعلام انصراف از راهپیمائی حتی با اهمیت تر است! زیرا طرز رفتار دولت کودتا با مردم و قانون اساسی را به آزمون نهاد ...

در سوگ کشتار لاله های اوین!

اين يک آموزه از جنس زمان و نمونه ای از آگاهی امروزين مردم ماست! استبداد، پرونده کشتارها را مختومه می خواهد و راه دست يافتن به چند و چون احکامش را می بندد. اما آزادی، خواهان روشنگری اين پرونده ها، و گسترش آگاهی نسبت به احکام آن در ميان مردم است.

سالگرد کودتا در آینه جنبش سبز

درست است که با برآمد جنبش سبز و سرکوب خونبار مردم، نظام اسلامی پايگاه مردمی و مشروعيت دينی خود را، بطور عمده از دست داد و اکنون اساسا" بر سرنيزه و ارگان های سرکوب متکی است، اما واقعيت هائی که جنبش را در حال حاضر احاطه کرده گواهی می دهند که بدون گسترش آگاهی های مدنی- شهروندی، در اقشار و اقوام ملت، تغيير ناممکن است!

جنبش سبز بسوی کدام چشم انداز؟

پيشروی ايران بسوی آزادی بر بستر جنبش سبز ممکن است اما برای آن که اين پيشروی صورت تحقق پيدا کند استراتژی فوق العاده منعطفی لازم است تا همرأئی ملی عليه استبداد دينی را دوام ببخشد و استحکام دهد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - جمشید طاهری پور