جمشید طاهری پور

جنبش زنان ایران، راهگشای پیکار سبز

از بزرگترین آموزه های جنبش زنان ایران، این تجربه است که انسان در مسیر دست یافتن به بنیادی ترین "تغییر" نیز تنها نیست بلکه بیشمار است! ممکن است مصالح و ابزار و امکانات "تغییر" موجود نباشد، اما اگر دید نیست، باید بجوید و دریابد که جامعه و جهانی که در آن زندگی می کند، دست در کار بوجود آوردن آنهاست و در چنین موقعیتی بر عهده ی اوست که در این ایجادگری مشارکت بورزد

بخش: 

ایکاش شاعر بودم!

برای منصور خاکسار

این جور فهمیدم که "چریکها"، پژواک رنج و اعتراض جامعه روشنفکری ایران زمان "شاه" بودند. رنج و اعتراض، پیچیده در شولای آرمان عدالت و آزادی. فکر می کنم نقطۀ ارتباط و اتصال منصور خاکسار با چریکها همین بوده و بعد از "انقلاب"، در زندان جمهوری اسلامی و در تمامیت هستی تبعیدی-اش، در زندگی و در این طرز رفتنش هم، در آن کس که بوده؛ امتداد بالندۀ همین رنج و اعتراض بوده است ...

بدترین استبداد و شرایط امکان آزادی

استبداد دينی بدترين استبداد است. اگر استبداد سياسی بر دست و پای آدمی زنجير می نهد، استبداد دينی ذهن آدميان را هم به بند می کشد، و معرفت آنان را تخريب و تباه می کند. از اين رو در پيکار عليه استبداد دينی، روشن کردن اذهان مردم نسبت به حقوق خود و گسترش آگاهی های مدنی از اهميت استراتژيک قاطع برخوردار است.

لشکر کشی حکومت علیه مردم

نيروی محرکه اصلی تحولات دموکراتيک در ايران جنبش های اجتماعی است. "استبداد دينی" را بر بنياد توان و توانائی جامعه مدنی ايران، در طی يک فرايند مدنی – سياسی و مسالمت آميز، و در شعاع استراتژی همرأئی ملی، می توان و بايد گام به گام عقب راند و بر حيات آن نقطه پايان گذارد.

بخش: 

آستان آزادی؛ برسمیت شناختن صدا های متفاوت است...

پيروزی جنبش سبز در 22 بهمن 88؛ در اين خواهد بود که بر اين يک صدائی اسارتبار غلبه کند. جنبش با همگرائی صفوفش بر پايه موجوديت "چند صدائی" خود، نشان خواهد داد که جنبشی عليه نظام تبعيض است و آزادی و برابر حقوقی شهروندی را برای همه ايرانيان می خواهد.

بسوی آزادی در سالروز انقلاب

من بيشترين ساليان عمر خود را، بر اين سياق بسرآوردهام! اما در اين ياداشت؛ عبرتی را که به چنگ آوردهام بازگوئی می کنم: از شمار ايرادهای اساسی پيکارگران آرمانخواه نسل من - و چه بسا ناکام سازترين آن - اين بوده که روی "هدف" متمرکز بوديم و "هدف" همه چيزمان بود!

راهکار برون رفت پایدار از بحران

برای اين که جنبش سبز مردم ايران کماکان ببالد و پيش رود، سکولار- دموکرات های ايران بايد صفوف خود را فشرده تر سازند و بيش از پيش توانائی های خود را در پاسخ سکولار- دموکراتيک به مسائل جنبش سبز و از جمله، ارائه راهکار سکولار- دموکراتيک برون رفت بحران، که نقش مردم و خواست هايشان در آن برجسته است، متمرکز کنند. مطالبۀ انتخابات آزاد برای تشکيل مجلس ملی بازنگری قانون اساسی، رهيافتی در اين راستا است.

بخش: 

در پاسداشت همرأئی ملی علیه استبداد دینی

… آنچه اکنون از اهمیت تعیین کننده برخوردار است، راهگشائی مدنی - سیاسی برای برانداختن چیرگی سیاست سرکوب در ساختار قدرت است. اهمیت مدنی- سیاسی بیانیه ۱۷ با همه محدودیتهایش در این است که … راهکاری عملی برای برون رفت از بحران و پیش راندن ایران در مسیر پیکار سبز برای آزادی و دموکراسی بدست داده است.

جنبش دانشجوئی ایران: دیده بان جامعه مدنی

نوزائی جنبش سياسی در ايران و بازنگری فرهنگ سياسی، وقتی جوانه می زند و شکوفه می دهد، وقتی به بار می نشيند و ميوه می دهد که با نوزائی جنبش دانشجوئی ايران پيوند خورد و يگانگی بيابد. نوزائی که بر محور نافرمانی مدنی، عبور ايران از استبداد دينی را تدارک می بيند. اهتمامش مصروف برپا ساختن جامعه مدنی نيرومند، برای دست يافتن به دولت دموکراسی و دولت مبتنی بر حقوق بشر است.

سیاست مدنی و رادیکالیسم شعارها

از منظر فرهنگ سياسی جامعه محور، موضوع محوری در جنبش سبز؛ کسب قدرت نيست! بلکه برپائی و تحکيم جامعه مدنی نيرومندی است که می تواند اراده حکومت کنندگان را تحت نظارت و کنترل خود در آورد و جامعه را در مدار قانونگرائی قرار دهد.

بخش: 

آبان سبز: پیشروی بسوی آزادی

جنبش سبز مانند هر پديدار اجتماعی که زايش و رشد و تکامل خود را دارد، زنده، پويا و در حال رشد و بالندگی است و به هيچ رو نمی توان و نبايد موجوديت بالنده آن را، منحصر به خواست و نظرگاه اين يا آن شخصيت و گرايش تعريف کرد. جنبش سبز از اين حد و مرزها فراتر رفته است.

بخش: 

"راه سبز ..." و ضرورت همرأئی ملی علیه استبداد دینی

در سرتاسر بيانيه شماره 11 آقای موسوی هيچ نشان و اثری از واژگان شهروند، دموکراسی، حقوق شهروندی و حقوق بشر نيست! غايب بودن اين واژگان در بيانيه موسوی و برنامه 9 ماده ای او، بيانگر ماهيت اصلاح طلبی اصول گرايانه ی اوست و برداشت من اين است که محتوای "حقوق اساسی مردم" و "حق حاکميت ملت"، در نگاه و نظر موسوی؛ تنها متوجه "اکثريت" است و نه همه ی شهروندان کشور!

بخش: 

اولویت پیکار امروز کدامست؟

بنظر می رسد تحول در اوضاع سياسی کشور، موجبات تعامل ميان اصلاح طلبان و تحول خواهان را فراهم آورده است و اگر هژمونخواهی بگذارد و نيز غايت خواهی که هنوز گام اول را برنداشته، جنبش مردم را در گام صدم می خواهد! چه بسا برای نخستين بار ميان طيف گسترده و رنگارنگ دموکراسی خواهان کشور، يک همگرائی و همرأئی ملی بتواند شکل بگيرد

بخش: 

هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد: واقعیت یک عکس!

به نظرم ميان آنچه که در خيابان می گذرد و اين مجلس انس خالی از اغيار حکومت کنندگان، نسبتی برقرار است که رفسنجانی آن را نمايندگی می کند!؟ خدمت بزرگ رفسنجانی در اين خواهد بود که سرکوب را سد کند و تعادلی بوجود آورد که "جنبش سبز اميد" بتواند بعنوان يک نيروی اپوزسيون، حضور قانونی در کشور داشته باشد! اما آيا او به چنين توفيق خدمتی دست تواند يافت؟

بخش: 

ایران در گذار به انقلاب مشروطیت دوم - بخش دوم

تأسيس "گفتمان دموکراسی" پديداری نوپديد در تاريخ انديشه در ايران است. گذار انسان ايرانی از وجود صاحب تکليف به هستنده ی دارنده حق، شرط لازم برای تآسيس "گفتمان دموکراسی" بوده است و در پی آن موجب عينی برای گذار سياست از "توده" به "شهروند" فراهم آمد.

بخش: 

ایران در گذار به انقلاب مشروطیت دوم

اگر اراده سرکوب تا بازداشت، محاکمه و زندان موسوی و کروبی و خاتمی و رفسنجانی امتداد پيدا کند، آن فرايند که شکل نهائی پيدا خواهد کرد، تبديل خامنه-ای به قاضی عسکر دولت پادگانی- کودتائی، چيرگی تمام عيار استبداد دينی فاشيسم مآب و ورود ايران به انقلاب مشروطيت دوم خواهد بود!

بخش: 

در شش قاره جهان اتحاد برای ایران

واقعيت" پر از لايه های گوناگون متنافی است و زندگی امروز ما در شعاع نيرومند روشنائی هائی می گذرد که از جنبش مدنی و خيزش نافرمانی مدنی مردم ايران بر ما می تابد. در گرمای اين تابش، لايه لايه يخ بستگی "روح" در حال باز شدن است. نقش سرما زده و پريده رنگی از احساس اشتراک در سرنوشت، تجانس در بيم و اميد ها، همرأئی در نويد و آرزو ها، بر لوح "روح" در حال پديدار شدن است.

بخش: 

نماز جمعه هاشمی رفسنجانی

برای دولتمرد سياستگزار پراگماتيستی چون هاشمی رفسنجانی اتخاذ چنين سمتی بی حساب و کتاب نمی تواند باشد! نظام سياسی ايران، نظام بسته-ای است. همه چيز در اتاق های در بسته و بدور از چشم و گوش مردم، بريده و دوخته می شود، پس لاعلاج! کاری که ساخته است، گمانه زنی بر پايه "شم سياسی" است که آن هم غالبا" اشتباه از کار در می آيد، زيرا فهم امور، کار عقل است و نه شم! دريافت من اينست که رفسنجانی زمينه را طوری فراهم ديده که يک مصالحه-ی مرضيه الطرفين ممکن است. در غير اين صورت بايد پذيرفت در عمر سياسی رفسنجانی مرحله تازه-ای، پر از کشاکش های طوفانی گشوده شده است

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - جمشید طاهری پور