علیشاه سلطانی

سیسرو، تئوریسین و جمهوریخواه رومی

شهید روشنگری، ادیب و فیلسوف

سیسرو همچون افلاتون ابتدا شاعر و سپس فیلسوف شد و در امپراتوری رم در جوانی به بالاترین مقام دولتی یعنی شغل سفیری رسید. او می گفت که بدون عدالت هیچ دولتی قابل دوام نیست. او خالق آثاری در زمینه های فلسفه، هنر سخنوری، اداره دولت و نظریه های جمهوریت بود و برای رومیان زمان خود حداقل 500 سال ارثیه فرهنگ یونانی را برای انتخاب علاقمندان ترجمه و معرفی نمود.

فیلسوف قناعت و آرمانشهر بیچارگان خوشبخت

دیوگنس، فیلسوف پرولتری کوچه بازار و میدان

به دیوگنس لقب "پرولتر فلسفی" داده بودند، چون او نه متفکر و معلم برج عاج نشین بلکه فیلسوف کوچه بازار و خیابان و میدانها بود. ارنست بلوخ می گفت که او مبلغ ایدئولوژی گدای سعادتمند بود. هدف فلسفه کوچه بازاری و عامیانه وی یک شوک درمانی غیرمنتظره بود تا همنوعان را به تفکر اندازد. دیوگنس از نخستین کسانی بود که می خواست با کمک فلسفه انسان را آزاد کند یا به بلوغ فکری برساند و می گفت: "روشنفکرباید منتقد و سرکش باشد و ایجاد مزاحمت کند، کسی که دنبال عوام بیافتد یا مداح اشراف گردد، یک خواجه مقطوع النسل است و نه یک فیلسوف."

اخلاق و سیاست در فلسفه کلبی-رواقی

ریشه صوفیسم و هیپی ایسم در فلسفه کهن

رواقیون با تکیه روی سه موضوع – منطق، اخلاق و طبیعت - نخستین سیستم فلسفی بسته جهانی را عرض نمودند و برای اولین بار در فلسفه، مقوله وظیفه و مسئولیت را طرح کردند. اساس نظر و عمل آنان شناخت طبیعت و قوانین فیزیک بود. در نظر آنان دیالکتیک یعنی هنر دیالوگ با دیگران. مکتب رواقی بعدها خصوصیات مذهبی عرفانی گرفت و روی دین و فرهنگ مسیح اثر گذاشت. آنها مخالف اصل لذت جویی اپیکور بودند و در آغاز به نظرات ارسطو و افلاتون اتکا داشتند.

افلاتون فمنیست نبود

فیلسوف و عشق بدون زن

فلسفه افلاتون فلسفه عاشقان است ولی باید پرسید معشوقه کیست یا چیست؟ او عشق را کوششی برای رسیدن ابدی به زیبایی می دانست و می گفت عشق جسمی و احساسی باید با عشق فلسفی و فکری واستتیک تعویض گردد. اساس جهانبینی افلاتون متکی به زیباشناسی و نیکوکاری بود. درنظر او عاشقی یعنی عشق به فلسفه، به زیبایی، به شناخت، به حقیقت، به ایده و به عدالت. تنها جایی که زندگی معنی وارزش می یابد مکانی است که انسان را زیبایی ها احاطه کرده باشند. زیبایی باید آدم را به یاد حقیقت بیاندازد.

ارسطو، نبوغ در ایده آلیسم "رئالیستی"

شاگرد افلاتون و معلم اسکندر

ارسطو نخستین فیلسوفی است که فلسفه را سیستماتیک نمود و قرنهاست که آثار او اساس فلسفه غرب گردیده است. در نظر وی اشتغال به رشته فلسفه موجب شادمانی، رضایت، انسانیت، شجاعت و سلامت روان می گردد. او می گفت بهترین نوع زندگی کوشش برای شناخت بیشتر در زندگی کوتاه انسان است. وی مدعی بود که حقیقت یعنی تطابق تفکر با واقعیت. او از طریق شناخت تجربی ماتریالیستی به انتقاد از ایده آلیسم افلاتون پرداخت.

تئوری و فلسفه سیاسی در یونان

سیاست در همسایگی ایران باستان

در یونان باستان از میانه قرن پنجم پیش از میلاد، قوانین اساسی دولتهای ایده آل طرح گردید. سقراط هیپودامس را نخستین تئوریسین دولت و معمار شهر-دولت ها می دانست. تئوریهای سیاسی در قرن 5 پیش از میلاد با تحلیل واقعیات برای تشکیل سازمانهای دولتی به اوج خود رسید و در قرن 4 پیش از میلاد موجب تشکیل مدارس فلسفی برای بحث های سیاسی شد. مشهورترین مدارس را افلاتون، ارسطو، اپیکور، زنون و بعضی از رواقیون میان قرون 3و4 پیش از میلاد تشکیل دادند.

سه فیلسوف باستان با نام زنون

متفکران مکاتب رواقی کلبی باستان

از پنج قرن پیش از میلاد تا آغاز تاریخ مسیحی، در فلسفه رواقی و کلبی در یونان و روم باستان سه فیلسوف با نام زنون وجود داشتند: زنون الئایی رومی، زنون کیتونی قبرسی و زنون صیدونی. دو مکتب رواقی و کلبی حددود 550 سال، از سه قرن پیش ازمیلاد تا 250 سال بعدازمیلاد رونق داشتند. این دو مکتب چون ناشی از شرائط و جامعه بحران و جنگزده آن زمان یونان و روم باستان، ناشی از حکومت اسکندر مقدونی بودند، مبلغ عرفان و درونگرایی و قناعت و فروتنی و خودسازی و بدن سازی شدند که بعدها پایه اخلاقی دین مسیحیت نیز گردید.

قربانیان فلسفه، جردانوی شهید، گالیله تواب

آدم سوزی کلیسا در میدان گلفروشان شهر

جردانو با دفاع از نظریه کپرنیک، مبلغ نامتناهی بودن جهان شد و مدعی وجود جهانهای گوناگون دیگری غیر از کره زمین و ساکنانش شد. گوته می گفت وجود چند منظومه شمسی و تنوع جهانهای دیگر و بینهایت بودن دنیا، بزرگترین کشف بشر در زمان کپرنیک بود. جردانو می گفت جهان، تصور یا مخلوق خدا نیست بلکه طبیعت و خالق یکی اند و شناخت طبیعت موجب شناخت خالق می گردد و تنها آرزوی انسان، وحدت با ابدیت و بینهایت شدن است.

اتوپی سعادت و لذت، فردی یا جمعی؟

اپیکور در فلسفه یونان چه گفت؟

فلسفه اپیکور را می توان فلسفه سعادت و خوشبختی فردگرایانه نامید، چون به نظر او فقط در حالت لذت می توان احساس سعادت نمود. اپیکور ادامه دهنده ماتریالیسم و اتم گرایی دمکریت، فیلسوف یونانی پیش از خود بود. گرچه او علوم منطق و فیزیک را به زیر سلطه علم اخلاق درآورد. او می گفت بالاترین هدف انسان، زندگی رضایتبخش و شاد است و بر اثر آرامش و رها از ترس مذهبی و ترس از مرگ، انسان احساس خوشبختی می کند.

فلوطین، فیلسوف نوافلاتونی الهیات مسیحی

عرفان و متافیزیک سیستماتیک مسیحیت

برای فلوطین فلسفه نوعی شکل زیستن بود و نه دانش نظری یا تاریخ گرائی. هدف اخلاقی فلوطین وحدت با خالق در حالت خلسه و عرفان بود. او مدعی بود که تمام جانداران مانند انسان و گیاه و جانور دارای روح اند. امروزه اشاره می شود که الهیات مسیحی بدون افلاتون گرایی غیرممکن است. بعد از فلوطین شاگرد نوافلاتونی او یعنی آگوستین، تأثیر مهمی روی فلسفه و الهیات مسیحی گذاشت.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علیشاه سلطانی