علیشاه سلطانی

خویشاوندی فلسفه با منطق و ریاضی

ریاضی نمودن فلسفه و بورژوا لیبرالها

از زمان فرگه رشته های منطق و ریاضیات تشکیل وحدتی جدید در رشته فلسفه در غرب شدند. او به منطق ارسطویی زمان خود پایان داد و موجب رونق رشته "منطق کمی" گردید. بعد از کانت در غرب فکر می کردند که علم منطق به اوج تکامل خود رسیده است. فرگه خواهان جدایی رشته منطق از فلسفه شد. او باعث شد که گروهی علم منطق را تنها فلسفه حقیقی زمان وی بدانند

زندگی شورانگیز فیلسوف اجتماعی

از شک متافیزیکی تا یقین ریاضی

راسل پایه گذار منطق مدرن ریاضی بود که در آغاز قرن 20 بخشی از تاریخ ریاضیات و رشته فلسفه گردید. چپ ها او را نماینده یک نوع نظریه شناخت شکاکانه، تجزیه و تحلیل گرایی منطقی پوزیتیویستی و متفکر لیبرال بورژوا با ایده های انساندوستانه آبستراکت می دانند که ایده های صلحجویانه و سوسیالیستی را تبلیغ می کرد و مخالف با ساختن بمب اتم و جانبدار خلع سلاح جهانی و دشمن جنایات جنگی امریکا در ویتنام بود. وی پایه گذار فلسفه آنالیزی منطقی نیز است که امروزه در کشورهای انگلیسی زبان مرسوم و متداول است.

غیرطبقاتی ها به زبان الکن می پردازند

ویتگنشتاین می گفت جملاتی معنی دار هستند که چیزی را تصویرکنند ولی زبان دیگر نمی تواند جهان را به تصویر بکشاند. چیزی را که می توان نشان داد نمی توان بیان کرد. هدف فلسفه باید توضیح منطقی افکار باشد. فلسفه کوششی است برای درمان و نجات انسان سرگردان عصر حاضر.

نیاز سرمایه داری به فرهنگ سکولار

لیبرالها، و مقایسه وبر با مارکس

در باره ماکس وبر (Max Weber 1864-1920)، جامعه شناس لیبرال آلمانی گفته اند، کسی که می خواهد پیرامون عقلگرایی وی حرف بزند نباید درباره سرمایه داری سکوت کند و کسی که می خواهد درباره سرمایه داری سخن بگوید نباید در باره دین مسیح و مذهب پروتستان سکوت کند و کسی که می خواهد در باره راسیونالیسم در جوامع غربی حرف بزند نباید پیرامون انسان ستیزی بوروکراتیسم این جوامع سکوت کند.

انسان موجودی فرهنگی و سازمانی متحول

انسانشناسی فلسفی و آنتروپولوژی

درفلسفه غرب بحث و مقوله ای وجود دارد با عنوان" آنتروپولوژی" یا فلسفه انسانشناسی. متفکر این رشته آرنولد گِلِن (1976-1904 Arnold Gehlen)، جامعه شناس، فیلسوف و نظریه پرداز آلمانی است. وی همچنین از سال 1933 عضو حزب نازی بود و پس از شکست آلمان "نازی زدائی" شد.

مشکل زبان و رنجهای فلسفه و منطق

وینگنشتاین و نقد زبان فلسفی

ویتگنشتاینWittgenstein ، فیلسوف اتریشی، مشکلات نظری فلسفه را مشکلات ناتوانی زبان می دانست چون به نظر او واژه ها در جملات مختلف معنای گوناگون دارند و غالبا در زبان دارای چند معنی هستند. او می گفت زبان روزمره نیز پر از تضاد و سوء تفاهم است.

فلسفه علمی؛ ریاضی نمودن آن نیست

هوسرل می خواست با کمک ابزار و راههای کفرآمیز به شناخت خدا برسد. تفکر او را می توان ادامه فرهنگ عصر روشنگری و فلسفه خردگرایان دانست، گرچه چپ ها او را فرزند ایده الیسم مدرن می دانستند. وی در پایان اعتراف کرد که ایکاش بجای فلسفه گری، گلهای باغچه همسایه اش را آب می داد. او می خواست فلسفه را به یک علم واقعی و اصیل تبدیل کند.

فلسفه، وظیفه انقلابی روشنفکر است

گادامر خلاف نمایندگان روشنگری در قرن ١٨، پیشداوری برای قضاوت را مفید می دانست گرچه پیش داوری ممکن است حالتی ناخودآگاه باشد. او می گفت هر فهمی نیازبه یک پیش فهم دارد، و پیشداوری انسان متکی به دانش و فرهنگ جمعی و عمومی او هستند

نظریه "سقوط و زوال" مغرب زمین

دلیل بدبینی فرهنگی و تاریخی اشپنگلر شکست امپراتوری آلمان در جنگ جهانی اول، پیروزی سوسیالیسم در شوروی، تشکیل حکومت شورایی چپ در جنوب آلمان، و بحران و تورم مالی اقتصادی در غرب بود. از نظر اشپنگلر فرهنگ همچون عمر انسان از مراحل و دورەهای کودکی، جوانی، بلوغ، پیری و مرگ می گذرد.

پاره نظرات یک فیلسوف غیرطبقاتی

او مبلغ نوعی نیچه گرایی نونیز است و همچون نیچه دارای استعداد ادبی در طرح موضوعات فلسفی می باشد. در نظر اسلوتادک نقد از پارازیت های زندگی تغذیه می کند و زبان خانه هستی است. او می نویسد در ادیان ابراهیمی از خشم مقدس سخن رفته و در فرهنگ اروپایی، آثار ادبی هومر مانند کتاب شعر الیاس نخستین اثر مبلغ خشم و خونریزی بوده اند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علیشاه سلطانی