آزاده دواچی

در شب جشن تولدت، 48 شمع خواهیم افروخت تابناک

9 خرداد سالروز تولد نسرین ستوده، وکیل و فعال جنبش زنان است. مادری که 47 سالگی را پشت سر گذاشته و بهار 48 سالگی اش را اکنون در زندان اوین سر می کند، به دور از فرزندان و خانواده اش. لابد در روز تولد نسرین زندانبانان اش، در چشمان او، شعله های تصویر فرزندان اش را نظاره خواهند کرد و گرمای آن را تاب نخواهند آورد. لابد در روز تولد او، همبندان اش 48 سالگی اش را در آغوش می گیرند ولی احساس خواهند کرد که نمی توانند آغوش مادری که دلتنگ بغل کردن فرزندانش است، پُر کنند.

زندانهایی از جنس زنان : از اوین تا قرچک ورامین

صدای اعتراض ها تنها محدود به کمپین ها نشد ه است، مبارزه برای آزادی و زنده نگه داشتن نام صدها زندانی سیاسی زن که هر کدام از آن ها نقش مهمی در مبارزات و فعالیتهای سیاسی و مدنی زنان داشته اند، خاموش نشده است و ادامه دارد. مبارزه برای آزادی آنها و این تنها صدای امید بخشی است که به آن سوی دیوارهای بلند به گوش این زنان می رسد.

فخرالسادات محتشمی پور از نوشتن عریضه تا اعتصاب غذا

نگاهی به فعالیت های مسالمت آمیز و تلاش های مدنی فخرالسادات محتمشی پور، نشان می دهد که نقش ایشان به عنوان «یک زن» در اطلاع رسانی از وضعیت دردناک زندانیان سیاسی، و اعتراض عملی به چنین وضعی، چقدر پر رنگ و مؤثر بوده است.

بهاره هدایت صدایی که خاموش نمی شود

باید خاطر نشان كرد كه به دلیل همه ی بی عدالتی هایی كه در حق بهاره هدایت و خانواده ی او شده است و حتی از اولی ترین حقوق خود حتی به عنوان یک زندانی محروم بوده است و با وجود فعالیتهایی كه بهاره تاكنون انجا م داده است نباید گذاشت كه صدای او خاموش شود.

یک سالِ پُرتنش و تبآور با جنبش زنان ایران

مول است که در پایان هر سال، کنشگران جنبش زنان مروری کوتاه بر حوادث و روند سالی که سپری شده است به ثبت میرسانند و انگار که این کار پسندیده به یک سنت تبدیل شده است. در نتیجه، نگارنده هم با پیروی از این سنت نیکو، برداشت خود را اکنون با خوانندگان به اشتراک میگذارد

بخش: 

جایی در اتاق کوچکم

به مناسب «هشتم مارس» و به خواهران و مادران در بندم

یادم هست کسی را که يکبار این کلمه را با شهامت گفته بود که «من زن هستم»، سالها نگاهاش میکردند، روزها کسی با او حرف نمیزد ولی هرچه فکر کردم دلیلش را نفهمیدم. یادم هست که چند دختربچه بودیم که همهی ما رؤیاهای مان را روی کاغذ مینوشتیم تا بزرگ که شدیم به آنها برسیم، ولی نمیگذاشتند نوشتههای ما ن را بخوانیم

بخش: 

مددکاری اجتماعی، میراث ستاره فرمانفرماییان

مردم باید خودشان راه بهترینها را پیدا کنند یعنی بفهمند که چه چیزی برای آنها خوب و مفید است. در واقع هرچیزی که به نفع مردم است مردم به دنبالش میروند. مردم بهتدریج فهمیدند که چقدر خوب است که دخترانشان بروند درس بخوانند، بروند کار و حرفه و تخصص یاد بگیرند. البته باید کار باشد تا بروند سر کار و درآمد داشته باشند

به مهراوه و نیما : از نگاه معصوم شما خجالت میکشم

دوست دارم به آنها بگویم که من از نگاه معصوم و منتظرتان خجالت میکشم. از دیدن صورتهای غمزده و چشمهای اشک آلود آنها که برای فهمیدن دنیای بزرگ ما خیلی کوچکند. به راستی کدام لالایی میتواند مرهمی بر گریههای شبانهی نیمای کوچک باشد؟ باید بگویم که من خجالت میکشم که نمیتوانم هیچ آغوشی را به آنها هدیه کنم تا مأمنی برای گریهها و بغضهایشان باشد

تبعیض جنسیتی، زنان و دانشگاه به مناسبت فرا رسیدن 16 آذر

برخی از مسئولان به جای توجه به علل فراروییدن جریانهای مدرن امروزی و حضور گسترشیابنده و پرشور زنان، نعل را وارونه میزنند و مدام این طرحها و موانع مصنوعی و ارادهگرایانه را مطرح می کنند؛ حال آنکه تمامی این طرحها با رشد زنان در تمامی عرصههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و پیشرفت آنها در تضاد است

بخش: 

شهلا جاهد و لاله سحرخیزان: دو زن قربانی یک فرهنگ و قانون

ثال شهلا و شهلاها و حتی فرزاندانی که می توانند چهارپایه را برای اعدام بکشند، قربانی یک سیستم شده اند. سیستمی تماما مردسالار که هنوز هم قربانی اش را می گیرد. قربانیان قوانین نابرابر و سنتی که نه تنها به دنبال علت قتل نمی گردد، بلکه فرد قربانی را هم اعدام می کند

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آزاده دواچی