فریدون احمدی

"دیگه، تمومه ماجرا" اگر...

بحثی پیرامون ضرورت شکل دهی مدیریت گذار وجود چشم انداز فروپاشی نظام، شتاب در شکل دهی یا شکل یابی مدیریت گذار را ضروری ساخته است. تاکنون فرصت های زیادی از چنگ رفته است، امید که این بار مخالفین دموکراسی خواه جمهوری اسلامی از رویدادها عقب نمانند.

مصاحبە با فریدون احمدی در باره توافق هسته ای

مجموعه شرایط نشان می دهد که جمهوری اسلامی ناچار به پذیرش دگرگونی هایی در رویکردهایش بویژه در عرصه خارجی خواهد بود این امر که همراه است با افزایش تنش ها و درگیری ها در درون دایره قدرت، مانند دیگر نظام های توتالیتر در مرحله نهایی انکشاف، نه به استحاله که به فروپاشی آن خواهد انجامید. آینده بویژه در جامعه پیچیده و منطقه پربازیگر ما چنذان قابل پیش بینی نیست اما به نظر من چشم اندازتصویر شده محتملتر به نظر می رسد تا تثبیت درازمدت جمهوری اسلامی پس از توافق هسته ای با غرب و یا استحاله آن با "وارد شدن جمهوری اسلامی به جامعه جهانی، و تغيير آن به حکومت غيرايدئولوژيک در طول زمان"

نگارگری و چهره آرایی، یک تصمیم سیاسی

در نقد مقاله “در ضرورت عبور از ستیز به تفاوت” فرخ نگهدار

کدام نظام توتالیتر، کدام حکومت ایدئولژیک و کدام جنبش ارتجاعی توده ای را می شناسید که با باورهای نیک برپا دارندگان آن که "صادقانه و صمیمانه" در راه پیشبرد اهداف خود می کوشیده اند همراه نبوده است؟ تقریبا همواره راه جهنم با نیات خیر فرش شده است.

ضرورت سیاست ورزی کلان در پاسخ به وظایف ملی وسراسری در شرایط بحرانی

پرسش این است که وجود شرایطی که می توانند بر آینده، سرنوشت و حتا موجودیت کشور تاثیرگذار باشند چه وظایف ملی، سراسری و فرا حزبی را پیشاروی نیروهای سیاسی قرار می دهند؟ مسکوت گذاشتن امر خطیر ضرورت ایجاد توافق تا حد امکان گسترده، بر سر راه گذار به دموکراسی در ایران، تنها به کام نیروهای ضد دموکراتیکی است که به هر قیمتی در پی حفظ قدرت خویشند و یا بی اعتنا به اراده مردم با هر وسیله ای به دنبال کسب قدرتند.

شواهد نشان می دهد که تحریم ها موثر افتاده و جمهوری اسلامی را به واکنش واداشته است

شاید یکی از شقوق محتمل که وجود دارد این باشد که جمهوری اسلامی در مورد مناقشات هسته ای عقب نشینی هایی بکند و تا حد زیادی به خواسته های غرب تمکین نماید اما قادر به تغییر رفتارش در مناسبات بین المللی و در منطقه نیست و بیش از آن دارای انشقاق و تشتت است که بتواند در این عرصه تصمیمات اساسی بگیرد

شفتالو - بررسی مساله تجاوز جنسی در آینه خاطرات

پرسش این است که چه عواملی باعث می شود که تجاوز جنسی به دختران و پسران این مرز و بوم، به عنوان یک واقعیت پذیرفته می شود، این پذیرش به سطح یک تصمیم حکومتی فرامی روید و بالاترین مقامات روحانی- نظامی در قبال این موضوع همچون یک "ید واحده" عمل می کنند

جنبش سبز کنونی، جنبش رنگین کمانی است

گفتگوی "تلاش" با فريدون احمدی

پایبندی به توافق نانوشته و هدفی که جنبش آزادی خواهانه کنونی در برابر خود نهاده است یعنی به شکست کشاندن دولت کودتا و حامیانش ضرورت دارد و از پیشتازاندن روندها و طرح شعارهای زودرس باید اجتناب کرد و شایسته نیست اهداف دورتر و متعلق به فردا، امروزمبنای تدوین سیاست قرار گیرد.

بخش: 

نه آدرس غلط، نه تعیین چارچوب، نه نگاه به واپس

این حرکت یک جنبش اجتماعی است نه جنبش بلاواسطه سیاسی. بدین سبب در شرایط کنونی هر کوششی برای تعریف و محصور کردن آن در قالب و چارجوب یک ساختار سیاسی، چه در سمت پیش تازاندن آن، چه در سمت به واپس کشاندنش، چه در چارچوب ساختار و قانون اساسی کنونی، چه در قالب یک نظام سیاسی جانشین، خود غرضانه، غیر واقعی و تفرقه افکنانه است

بخش: 

جمهوری اسلامی و فرآیند فروپاشی

آقای موسوی نیز می داند که این سبز، دیگر "سبز سادات" نیست، فریاد سبز انسان ایرانی بویژه زن ایرانی است علیه هرگونه تبعیض و تحمیل و برای رویش آزاد زیر آفتاب رها از حجاب ابر. و حتا آن فریاد "الله اکبر" نیز در یک نطام دین سالار همان فریاد "مرگ بر دیکتاتور" است و اینکه می خواهد به پاسدار حکومت اسلامی بگوید: " من اعتراض دارم اما مرا مکش".

بخش: 

برای غلبه بر تبعیضات قومی در ایران

متن زیر، برای جایگزینی در بخش متناظر آن در برنامه ای که از سوی کمیسیون برنامه به کنگره دهم سازمان فدائیان ارائه شد، تهیه گردیده و به کنگره ارائه شده است. در پی سند مزبور مطلبی در توضیح موارد اختلاف آورده می شود.

انقلاب، نه شکوهمند، نه دموکراتیک، اسلامی بود رهبری آن مصادره نشد، از آغاز در چنگ روحانیت بود

خرداد 1342 آغاز و نقطه عطف خیزش وعروج روحانیت و طرفداران اسلام سیاسی به سمت تبدیل شدن به آلترناتیو و کسب قدرت سیاسی در 1357 بود. به هیچ وجه معتقد نیستم این فرجام مقدر و اجتناب ناپذیر بود اما آغاز ماجرا را باید در آن مقطع پی گرفت. شورش و قیام 15 خرداد سال 1342 چرکنویس، و انقلاب اسلامی 57 پاکنویس و نسخه پیروزمند آن در شرایط و وضعیت 15 سال بعد بود. از 15 خردا د به بعد، خمینی و نیروی بنیادگرای اسلامی در موقعیتی قرار گرفتند که بتوانند در صورت مهیا شدن شرایط و عواملی دیگر در مقیاس توده ای و نه روشنفکری رهبری مبارزات سیاسی و یک تحول انقلابی را بر عهده بگیرند

 

در نقد يک متد نه اين، نه آن، اندکى از اين، اندکى از آن

يکى از اختلافات متديک در بررسى مسائل قومى و ملى تفاوت در نوع نگاه به اين مسئله است که آيا به‌‌دنبال تامين برابرحقوقى همه "اقوام" و يا "مليت‌ها" و رفع هرگونه تبعيض از يک‌سو و هرگونه امتيازورى ويژه و سهم‌برى ويژه از سوى ديگر، هستيم و يا گرفتن حق ملى، حقوق ملى و غيره پايه تحليل را تشکيل مى‌دهد. نوع نگاه اول بر مبناى رفع تبعيض و تامين برابرحقوقى هم فردى، و هم قومى و مليتى استوار است، در اين نوع نگاه ما به اين مدل رهنمون مى‌شويم که ساختارها و مناسباتى را دمکراتيک و پاسخگو بشناسيم و خواهان آن باشيم که هيچ فردى و هيچ قوم و مليتى بر ديگرى مزيتى نداشته باشد

ميثاق مشترک براى صلح، مخالفت با حمله نظامى و مخالفت با جمهورى اسلامى و سياست‌هاى آن

گفتگوی نشريه تلاش با فريدون احمدى

همه نيروى هاى دگرگون خواه ايرانى ناگزير خواهند بود تعيين تکليف کنند که مى خواهند به نوعى و با همه اما و اگرها، در کنار جامعه جهانى عليه جمهورى اسلامى قرارگيرند يا به نوعى در کنار جمهورى اسلامى عليه جامعه جهانى. آنان که مسائل جهانى، قدرت هاى جهانى و بويژه ايالات متحده آمريکا را با نگاهى ماهيت گرايانه و ايدئولوژيک مى نگرند و نه از منظر منافع ملى که هشيارى نسبت به همه اغراض سلطه طلبانه را نيز مى طلبد، استعداد فراوانى دارند که درعمل، به ميل و يا عليرغم ميل خود، در کنار رژيم جمهورى اسلامى قرار گيرند

نکاتى پيرامون "تزهايى در باره مساله قومى در ايران"

ارائه شده به کنگره دهم سازمان فداييان خلق ايران(اکثريت)

خوشبختانه هيچ رفيقى، تکرار ميکنم هيچ رفيقى، نه در مطالب نوشته شده و نه در بحث‌هاى رودرو در مقام دفاع از فدراليسم بر مبناى قوميت يا مليت بر نيامد و آن رفقايى که از موضع مخالف وارد بحث شدند، مخالفتشان در اين زمينه عمدتا يا بر اين اساس بود که منکر شوند سند کنگره بر درک مليتى و قوميتى از فدراليسم استواراست

بخش: 

تزهايی پيرامون مسئله "قومی ، ملی" در ايران

پيش نويس اسناد برنامه ای ارائه شده به کنگره دهم

ساختار نظام سياسی مبتنی بر عدم تمرکز و اداره فدراليستی کشور که بر خودگردانی گسترده اداری و مالی متکی است، به مثابه يکی از ضروريات استقرار دمکراسی در ايران، می‌تواند در مناطقی که تقسيمات کشوری بر تعلق قومی معينی منطبق است، در خدمت رفع تبعيضات و تأمين برابر حقوقی قومی و ديگر اهداف فوق‌الذکر قرار گيرد.

بخش: 

جريحه دار شدن احساسات، يک حق همگانی است

مجسمه بودا که در باميان منفجر می شود، پرچمی که لگد کوب و سوزانده می گردد، صليبی که به آتش کشيده می شود، انسان هائی که به خاطر عقايدشان کشته و اسير می شوند، اردوگاه های مرگ هيتلری اين جنايت بارترين پديده قرن بيستم که انکار می شود، همچون کاريکاتور پيامبر مسلمانان که انتشار می يابد، همه و همه جريحه دار کردن عواطف ميليون ها انسانی است که اين پديده ها و مظاهر برايشان عزيز و مقدس است. بخشی از مسلمانان که به آسانی عواطف و احساساتشان جريحه دار می شود، حق جريحه دار شدن احساسات را برای ديگری قائل نيستند و عواطف ديگران را به هيچ می انگارند

بخش: 
اشتراک در RSS - فریدون احمدی