دنیز ایشچی

توانمندی های روزافزون "قدرت نرم"

نقش فرهنگ سازی و ایجاد نورم های رفتاری اجتماعی که در نهایت به یکسری منش های رفتاری اجتماعی تبدیل می گردند که از طرف جامعه پذیرفته شده، عادی تلقی گشته و بعنوان نورم های فکری رفتاری عادی اجتماعی در می آنید. مثلا سینمای هالیوود به ما می آموزد که انسان ها یا خوب و یا بد هستند. انسان های خوب همگی غربی های سفید پوستی هستند که کاملا روان انگلیسی حرف می زنند. آدم های بد یا سیاه هستند، یا با قیافه خاورمیانه ای. این آدم های بد یا با لهجه عربی، یا روسی و گاها با لهجه آلمانی یا چینی حرف می زند. در آخر هم این آدم های بد روسی، عربی و چشم بادامی توسط سفیدپوستان متمدن آمریکائی لت و پار می شوند!

ضرورت آمادگی برای فردای بعد از جمهوری اسلامی ایران

اگر اپوزیسیون رادیکال، سکولار و دموکراتیک ایران قادر نباشد تا قطب متحد جبهه ای آلترناتیو منسجمی را بصورتی عاجل تشکیل دهد، این خلا توسط قدرت های بین المللی و توسط گماشته های آنها پر خواهد شد. در عرصه چنین رقابتی چپ ایران و نیروهای رادیکال آزادیخواه باید بتوانند با امکانات تبلیغاتی دیجیتالی رقیبان بین المللی خویش رقابت نمایند. در غیر این صورت باز هم چپ ایران و اپوزیسیون رادیکال و دموکراتیک بصورتی تاریخی از قافله عقب خواهند ماند.

مختصری بر کنفرانس "بریکس"

"بریکس" خواهان گلوبالایزیشنی می باشد که موجب رفاه و توسعه مردم تمام کشورهای باشند، نه موجب فقر اکثریت به قیمت ثروت اندوزی برای اندکی. در این راستا آنها خواهان توسعه و گسترش و تعمیق سیاست های مالی و پولی "مانیتری و فیسکال" در عرصه کشورهای در حال توسعه بوده و خواهان پیاده کردن سیاست هائی در راستای توسعه تکنولوژیک، اقتصادی همه این کشورها در راستای تامین رفاه همگانی باشد. از جمله در این زمینه به تاسیس بانک ویژه توسعه توسط "بریکس" در برزیل یکی از این تصمیمات می باشد.

عبور از جمهوری اسلامی آری، دخالت های آمریکا نه

استراتژی همگرائی نیروهای آزاده، عدالت خواه و دموکراتیک بر محور اهداف آزادیخواهانه، مردمی، انسانی و دموکراتیک برای عبور از جمهوری اسلامی ایران، نه تنها خواهان نفی تاریخی جمهوری اسلامی ایران می باشد، در عین حال خواهان آن نیست تا بار دیگر برای چندمین بار در تاریخ، ایران قربانی پروژه های تعویض حکومتی آمریکائی، انگلیسی و یا دیگر کشورهای منطقه ای قرار گرفته باشد.

شانتاژ در منش سیاسی روز

رادیکالیسم سیاسی این دوستان در ایران را چگونه می شود توصیف کرد؟ آیا این رادیکالیسم را فقط و تنها با شاخص میزان نفرت و کینه نسبت به جمهوری اسلامی ایران می توان مورد سنجش قرار داد؟ در مسابقه پیشتازی برای برنده شدن در سرنگون کردن جمهوری اسلامی ایران، بعضی از دوستان ما از هر پدیده ای که به آنها کمک می کند تا میزان نفرت و کینه آنها را نسبت به جمهوری اسلامی ایران بیشتر می کند، استقبال می نمایند.

دموکراسی یا جمهوریت و یا دیگر چی؟

دوباره نظری بر ایران بیاندازیم. آیا می توان حاکمیت ولایت فقیه در ایران را به نوعی دیکتاتوری اتوکراتیک تک نفره مقایسه کرد؟ یا اینکه مرکز اصلی قدرت در ایران دست الیگارشی دست چین شده ای از سرداران سپاه، روحانیون و بازاریان دست چین شده می باشد که ولی فقیه هم بعنوان عضوی از این مجموعه و ایدئولوق و سمبل آن عمل می کند.

نظری کوتاه بر بازتاب های تحریمات اقتصادی

از این نظر است که شاید بتوان گفت بحران امنیتی در خلیج فارس و یا هر نوع ممانعت از صدور نفت ایران بیشتری فشارها را به دولت ایران می تواند وارد کند. دیگر انواع تحدید ها و تحریم های اقتصادی بیشترین فشارهای خود را می تواند به مردم عادی منتقل نماید. این در شرایطی می باشد که الیگارشی اقتصادی، سیاسی امنیتی سپاه، آقازاده ها و اطرافیان ولایت فقیه همچنان کلیدهای اصلی اقتصادی کشور را در دست های خویش گرفته و در راه بسط و کنترل منافع خویش، اعمال دیکتاتوری و خفقان اتوکراتیک اسلامی و ماورای قوانین داخلی و بین المللی عمل می نمایند.

آیا تاریخ در ایران تکرار می گردد

یکی از خطرات جدی که الان جنبش مردمی را در شرایطی که از نظر روانشناسی سیاسی اجتماعی به این میزان از قدرت و باورمندی رسانده است که می داند می تواند نظام جمهوری اسلامی ایران را به تاریخ بسپارد، تهدید می کند، ربوده شدن این جنبش برای چندمین بار در طول تاریخ توسط همان کسانی می باشد که کودتای رضاخان را پیاده کرده، کودتا بر علیه حکومت ملی مصدق را سازمان داده و حاکمیت آقای خمینی را بر جنبش آزادیخواهانه و دموکراتیک مردمی سوار کردند. گرگ هائی که در لباس میش وارد صحنه می شوند و تظاهر به دفاع از ازادی و حقوق بشر در ایران می نمایند.

قهقرای اخلاقی نئولیبرالیسم

این اشتباه را نکنیم که این فاجعه فقط در اروپا و آمریکا و در وجود آقایان دونالد ترامپ ها و بوریس جانسون ها و مشابه آنها خلاصه می شود. همپیالگان وطنی این حضرات در کشور خودمان نه فقط آماده اند در همدستی با این حضرات بر پایه های مقدسات وطنی بدترین رفتارهای غیر انسانی را نسبت به مخالفین خویش به عمل بیاورند، شدید ترین تبعیض ها را به گروه بندی های اجتماعی غیر خودی اعمال بکنند، بلکه خود را برای بر سر قدرت نشستن به پشتوانه دونالد ترامپ ها آماده می کنند.

کنفرانس های موازی جی هفت، و شانگهای هشت

نظم سابق به هم می ریزد. نظم نوینی بر افراشته می شود. دیگر آمریکا قدرت یکه تازی اقتصادی نظامی خود را از دست می دهد، اما این امر موجب این نشده است تا بدون مقابله و تنش آفرینی و جنگ افروزی عقب نشینی کرده و کنار بکشد. در شرایطی که شکاف میان کشورهای صنعتی غربی، ژاپن و کره جنوبی و دیگر کشورهای اردوگاه غرب بیشتر می شود، اتحاد و اتفاق میان کشورهای عضو پیمان های "بریکس" و "شانگهای هشت" و پیمان های مشابه بیشتر می شود.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - دنیز ایشچی