نصرت شاد

دو فیلسوف منتقد مسیحیت

فیشته و فویرباخ؛ معلمین مارکس و هگل

فویرباخ کوشید تا دیالکتیک هگل را به دیالکتیک ماتریالیستی نزدیک کند و بجای روح مطلق و روح جهان درفلسفه هگل، نیروی تولید و روابط اجتماعی را عامل مهم مطرح نماید. اوکوشید تا درسهای انقلابی فلسفه هگل را به میان جوانان معترض ببرد. یکی از این جوانان پرشور آن‌زمان کارل مارکس بود

جامعه شناسان بورژوایی بیاد نمی مانند

جامعه شناسی لیبرال شعله نشد، جرقه نزد

موضوع آثار الیاس شناخت جامعه جهانی، فاجعه تاریخ آلمان بدلیل سرکارآمدن فاشیسم، و جامعه شناسی آثارهنری است. مورخین جامعه شناسی اشاره می‌کنند که تا زمانی که ماتریالیسم تاریخی جامعه شناسی مارکس در غرب مطرح بود، امکانی برای توجه به آثار الیاس پیش نیامد.

جامعه شناسی غرب علم انقلاب نشد

ماکس وبر، آگوست کنت، دو جامعه شناس لیبرال

وبر از مقوله های ظاهرا عقل‌گریز مانند دین، اخلاق ،هنر، عشق و فرهنگ یاد میکند که با این وجود نظم درونی جهان را تعیین می کند. او آخرین انسان پروسه فرهنگی صنعتی شدن غرب را،انسانی بدون روح، لذت جو، و بدون قلب می‌نامد.

نجات بشر؛- آهسته و با اجازه بورژوازی

کارل پوپر، سوسیال دمکراسی لیبرالی

در نظر مورخین چپ، پوپر با نظریه ضدکمونیستی جامعه باز به تحسین از دموکراسی بورژوایی و رد هرنوع راه انقلابی برای حذف و انحلال کاپیتالیسم انحصاری پرداخت. اودرکتاب " جامعه باز و دشمنانش " در سال 1945 با اشاره به مارکسیسم و نازیسم، افلاتون و هگل را ازجمله پیامبران دروغین نامید. در نظرمارکسیست‌ها اومنکر وجود قوانین عینی پیشرفت اجتماعی است، چون او دیالکتیک ماتریالیستی را اتوپی و غیب‌گویی می‌دانست.

یادی از همه روشنگران اجتماعی از هر طیفی

دو اثر مهم کروپتکین «کمونیسم آنارشیستی» و «کمک متقابل درجهان انسان وحیوان» هستند. از جمله دیگرآثار می‌توان از: سخنان یک شورشی، تسخیرنان، و کتاب اخلاق آنارشیستی، نام برد. او با ساده نویسی خود، آنارشیستی معتدل بود که آنارشیسم میانه رو را نمایندگی می‌کرد. او می‌گفت که عمل آنارشیستی باید براساس انقلاب دائم با کمک کلام، نوشته، خنجر، سلاح و دینامیت باشد

خاطرات انقلابی‌گری؛ بحث شیرین آنارشیسم

پرودن، متفکر آنارشیست فرانسوی بین سالهای 1865-1809 زندگی نمود. مادرش آشپز، پدرش مسگر، و خودش کارگر چاپخانه بود. او می‌گفت: تا زمانی‌که تعادل و تساوی روی کره زمین برقرارنشود، خطر انقلاب در همه جا هست. وی برای نظم اجتماعی آنارشیستی، رفرم را پیشنهاد می‌کرد تا انقلاب را.

ناتوانی زبان، دلیل بحران فلسفه بورژوایی

 ویتگنشتاین، اعلان پایان فلسفه ذهن گرا

 در یک دیالوگ کوتاه خیالی یا حقیقی، ویتگنشتاین ( 1951 - 1889 ) ؛ فیلسوف اتریشی  از برتراند راسل سئوال زیر را می نماید - فکر نمیکنید که من دیوانه باشم؟  راسل - چرا ما باید آنرا بدانیم؟ ویتگنشتاین- چون اگر چنین باشد، خلبان خواهم شد و اگر چنین نباشد، فیلسوف خواهم گردید!

دو شاعر معترض روس: شورش یا شلوغکاری ادبی؟

موضوع شعر نکراسف شرح علاقمندانه زندگی خلق و شکایت از اشراف بورژوایی جدید و نظام مالک الرعیتی تزاری است. موضوع دوم آثاراو روستاهای نظام فئودالی روسیه و بیان اجتماعی احساسات و افکار و آداب و رسوم دهقانان آنجاست.

سه ناراضی ادبی زمان شوروی

بولگاکف کوشید تادر آثارش نشان دهد که در شرایط دیکتاتوری، اصلاحات اجتماعی و اقتصادی غیرممکن است. در زمان حیات تنها نمایشنامه ای که از او بشکل آزاد منتشر شد درام " روزهای خواهر توربین " بود که چون مورد علاقه استالین قرارگرفت، سازمان امنیت نتوانست بعدها بولگاکف را بقتل برساند

پوشکین و گورکی، از ترور انقلابی تا انقلاب تروریستی

گورکی می‌نويسد: وظیفه ادبیات این است که به انسانها کمک کند تا خود را بشناسند و به خود اعتماد به نفس پیدا کنند و هنرمیتواند موجب هم بستگی و اتحاد انسانها گردد چون درهنر سادگی و حقیقت و زیبایی همچون سه خواهر جدا نشدنی از هم هستند وآنهایی که خودرا در خدمت ادبیات قرارمی‌دهند، نبایدازمردم فاصله بگیرند و یا در برج عاج خود بنشینند

آثار گوگول؛ حماقت عوام، خشونت حاکمان

گوگول غیرازداستانهای فولکلوریک خالق بهترین نوول های رمانتیک و کمدی های کلاسیک ادبیات روس نیز است . اوباکمک زبانی عامیانه و طبیعی و روزمره و طنزی آزادی بخش واقعیت تلخ اجتماعی را انسانی و خنده آور نشان داد.

فقر روستاها در رمانهای تولستوی

لنین و آثار ادبی تولستوی

او همچون گاندی میگفت مقاومت اجتماعی نباید به خشم و خشونت تبدیل شود. تولستوی نه تنها ترور آشکار و مخفی دولتی را محکوم کرد بلکه اقدامات مسلحانه آنارشیستهای غیرمذهبی را هم سرزنش نمود. از جمله رمانهای او - جنگ و صلح، آناکارینا، رستاخیز، رقص روی کشتی، قزاق ها، اعترافات، قاضی مراد، مرگ ایوان ایلیچ، یک اتوبیوگرافی سه جلدی، قدرت تاریکی، هنرچیست؟ و جنازه زنده، هستند. او قبل از گورکی در کتاب اتوبیوگرافیک خود سه جلد دوران کودکی ،سالهای نوجوانی، و خاطرات جوانی را منتشر نمود.

گزارش داستایوسکی از اعدام خود

ادبیات اسارت، توبه، پشیمانی و تجدیدنظر

داستایوسکی نه تنها استاد فن رمان نو در قرن 19 اروپاست بلکه از بزرگان ادبیات جهان در کنار بالزاک در مکتب ادبی اجتماعی رئالیسم انتقادیست. مورخین ادبیات جهان 4 غول و نابغه ادبیات شرق اروپا یعنی گوگول، تورگنیف، داستایوسکی و تولستوی را درمقابل چهاراستاد ادبیات غرب اروپا یعنی دانته، شکسپیر، سروانتس و گوته قرار میدهند.

ادبیات رئالیستی روس موجب انقلاب اکتبر شد

علاقه روشنفکران به ادبیات اجتماعی کشور همسایه

در قرن 18 و 19، ادبیات رئالیسم انتقادی و از دهه 30 قرن بیستم، مکتب رئالیسم سوسیالیستی در شوروی غالب شدند. بلینسکی منتقد ادبی معروف، به ترجمه آثار مشهور غربی مانند گلداسمیت، والتر اسکات، لرد بایرون، گوته، شیلر، فونتان، پارنی، هومر و ورژیل پرداخت. نویسندگانی مانند هرتسن، چرنیشفسکی، دوبرولیت و غیره از طریق آثارشان راه رفرم اجتماعی سال 1861 را صاف کردند. غیر از فعالیتهای ژورنالیستی در این دوره ادبیات نیز به طرح پرسشهای سیاسی اجتماعی پرداخت. امروزه اشاره میشود که از طریق آثار ادبی تورگنیف، خواننده اطلاعات زیادی درباره روسیه پیش از انقلاب بدست آورد. نویسندگان بعد از رفرم، پیشگامان رمان و ادبیات پرولتری قرن بیست شدند.

انقلابی کبیر، رقیب و منتقد مارکس بود

باکونین، انقلابی کبیر روس میان سالهای 1876-1814 زندگی نمود. سرنوشت او تشکیل شده بود از مبارزه، مقاومت، فرار، تبلیغ، افشاگری، زندان، تبعید، دریافت حکم اعدام و غیره. او در روسیه و در اتریش آنزمان دو بار به اعدام محکوم شد ولی بر اثر فرار توانست جان سالم بدر برد. باکونین از سال 1868 خود را رسما آنارشیست نامید گرچه از نوع اراده گرایانه آن.

ادبیات اجتماعی آوانگارد هوادار آنارشیسم

آناتول فرانس گفته بود: "اتوپی ها برای پیشرفت بشر در تاریخ، نقش مهمی داشته اند." کروپتکین یکی از نظریه پردازان آنارشیسم می نویسد: "هیچ ادبیاتی مانند ادبیات قرن 19 روس مبلغ مبارزه مسلحانه نبود. در رمان "پدران و پسران" تورگنیف، نیهیلیسم مثبت آن مشوق آنارشیسم سیاسی است. در رمان "غول ها" ی داستایوسکی بجای نیهیلیسم منکر خدا، یک اخلاق ماتریالیستی تبلیغ می گردد. چکامه های پوشکین از جمله شعر "خنجر" او هزاران جوان مبارز را مسلح نمودند.

شناخت و انقلاب، از هرتسن تا مائو

آلکساند ر هرتسن، متفکر روس، از نظر فلسفی زیر تأثیر هگل و فویرباخ بود. لنین در باره او می نویسد که او تنگاتنگ در کنار ماتریالیسم دیالکتیکی مبارزه نمود ولی در مرز ماتریالیسم تاریخی توقف کرد، و متأسفانه او قانونمندی تاریخ را درک نکرد و در بند اتوپی باقی ماند.
مائو را می توان یکی از نظریه پردازان مارکسیسم چینی بشمارآورد. او درکتاب "در بارۀ تضاد" به تفسیر مستقلانه ای از مقوله های مارکسیستی پرداخت و می گفت که تضادهای عام فقط بصورت تضادهای خاص ظاهر می شوند و چنانچه یک مارکسیست این را نفهمد، دچار جزم گرایی فلسفی می شود.

زنان سیاسی, مبارز قاره پیما

برگمن میگفت که بالاترین ایده آل انسانی باید مبارزه علیه دیکتاتوری و زورگویی و حاکمیت باشد. موضع آنارشیستی او متکی به انکار وحدت دین و دولت و نظام اقتصاد سرمایه داری است. وی مبلغ عمل مستقیم انقلابی یعنی تظاهرات و اعتصاب و رفتارآگاهانه در محیط اطراف خود است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - نصرت شاد