ا. رحمان

دو شعر به یادِ علیرضا جباری، رفیق سال هایِ دورِ عشق و کار

رفیقِ من قرارِ ما این نبود
همین حالا...
در این شبی که ماه
پشت ابرهای تیره پنهان است
چقدر می خواهم ببینمت
و تو سینه ات را بگشایی وُ
بگویی،
اینجاست،
هنوز سرِ جایش است
سرخِ سرخ-
عشق را
برایت به یادگار گذاشتم.

بخش: 

با دهانهای پر از شکوفه

طاعون اگر بگذارد؟
شاعران هم از خانه بیرون خواهند آمد.
آنان، با دهان پر از شکوفه های بهاری،
به پیشباز ماه مه خواهند رفت
و سرودهای شان را در خیابانها و کارخانه ها
به پرواز در خواهند آورد.
کارگران،
این امیدهایِ فردا
تنها نخواهند ماند،

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - ا. رحمان