آرام بختیاری

مشکل زبان در تعریف "ملت و خلق"، ملت شامل خلق هاست، یا برعکس؟

ملت به زبان لاتین در غرب قرن ها است که وجود دارد. افراد آن دارای زندگی مشترک با آگاهی به گذشته فرهنگی، سیاسی و دارای اراده برای تشکیل دولت بودند. ملت ترکیب و اتحادی است از فاکتورهای اتنیکی فرهنگی و اجتماعی. ملت ها بشکل تاریخی بوجود آمده اند. لنین میگفت: ملت محصول عصر بورژوازی است و نیاز به یک زبان مشترک و بازار داخلی مشترک برای اقتصاد ملی خود دارد.

راسیسم و نژادگرایی محکوم است.

راسیسم واژه ایست فرانسوی-ایتالیایی که ریشه عربی (راس) دارد. آن متحد امپریالیسم، فاشیسم، و ارتجاع ضد انسانیست. راسیسم تضادهای طبقاتی و استثمار را از طریق نقل غیرمجاز مفاهیم انسان شناسی و آنتروپولوگی، در جامعه توجیه میکند، و کوششی است برای ایجاد یک سیستم و جهان بینی بیولوژیک. این مقوله در قرن ۱۸ میلادی در فرانسه و آلمان اشاعه یافت.

خرافات، از عهد عتیق تا ولایت فقیه

از جمله نشانه های عقاید خرافاتی باور به نبروها و تاثیراتی است که با تجربیات معمولی انسان و قوانین شناخته شده طبیعت همخوانی ندارند. خرافات قبوله های متضاد و متناقض ماوراء الطبیعی واقعیات و جریانات طبیعی، و معلول دلایل آسمانی هپروتی مرموز و ناشناخته هستند. خرافات ضد دین نیستند بلکه ضد تئوری و ضد شناخت هستند، عقیده نیستند بلکه شناختی وارونه، منحرف و گمراه هستند.

دین، از تونل وحشت، تا راهرو مرگ

دین همیشه در مقابل علم و شناخت علمی قرار داشته و مانند خرافات از یک منبع تغذیه میکند و خویشاوند ماهیتی ان است. دین در جامعه طبقاتی از طریق حاکمان و روحانیون عظام بشکل نظری و سازمانی احساسات و اهداف انقلابی توده ها را فلج میکند. دین زمینه و منبع تغذیه خود را از طریق تحقیر و جهالت توده ای در جامعه طبقاتی تدارک می بیند. چپ ها مدعی هستند که در جوامع سوسیالیستی آینده از طریق ماتریالیسم دیالکتیکی-تاریخی، و جهانبینی علمی طبقه کارگر، دین به تدریج از بین خواهد رفت. وجود حاکمان استثمارگر، سختی های طبیعی و مشکلات اجتماعی از جمله دلایل تشکیل و رشد عقاید دینی بوده. توضیح پدیده دین در تمام ادوار تاریخ فرهنگ بشری مهمترین متفکران را بخود مشغول نمود. در یونان باستان ماتریالیست هایی مانند دموکریت، اپیکور، و لوکرس به نقد دین و اسطوره و خرافات پرداختند.

نوستالژی انقلاب در عصر انقلاب هراسی

گاهی بنام انقلاب همچون دین جنایت میشود، آنطور که در انقلاب فرانسه امثال روبسپیر و گیوتین دست به جنایت زدند. چون انقلاب منحرف میتواند موجب تخریب و ترور و هرج و مرج گردد، در بعضی از جوامع، خستگی از انقلاب بوجود آمده. در اینگونه جوامع طرح انقلاب شکوهمند به شعاری تنزل یافته و قدرت طلبانه تبدیل میشود. هر انقلابی حرفه ای که در آغاز در وصف بوی باروت و زیبایی گل لاله و رنگ خونین شفق سرخ شعر سرود یا شعار داد، ممکن است الزاما یک چهره ایده آل انسان نوین و ناجی نباشد.

هومانیسم،- انساندوستی،انسانگرایی،انسان محوری.

بخشی از لیبرالها هومانیسم را جنبشی فرهنگی ادبی هنری زبانی تعریف میکنند که هدفش اشاعه ادبیات،زبان، علوم کلاسیک، زبانهای باستان یونان و روم است، و نه حرکتی انسانی انقلابی طبقاتی. هومانیسم از آغاز قرن ۱۹میلادی بشکل آموزش و تربیت انسانها تبلیغ میشد. هدف اینگونه هومانیسم عملی نمودن ایده آلهای ادبی فرهنگی فلسفی دوران باستان، مخصوصا فرهنگ یونانی رومی بود. تخریب قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی باعث شد که اندشمندان بیزانسی آثار فرهنگی یونانی مخصوصا ادبیات را به اروپای جنوبی بیاورند و موجب رونق افکار هومانیستی شوند. در مرکز تفکر هومانیستی غیر از خود انسان، تحقیق و تحصیل تاریخ و زبان های باستان قرار داشت. از قرن ۱۶ میلادی نمایندگان این جنبش را با القابی مانند فیلسوف، شاعر، پزشک، دانشمند، و سیاستمدار نیز مزین نمودند. در هومانیسم رنسانسی قرون ۱۶- ۱۴ میلادی غیر از شناخت حقیقت، خوشبینی و امید در مقابل تاریکی سده های میانه مهم بود.

عرفان،- رمانتیسم مذهبی و ایده آلیسم فلسفی است

سوسیالیست ها مدعی هستند که مقوله عرفان پدیده ای شدیدا متناقض، با اصولی ایدەآلیستی، خردگریز، ذهنی، غیرعلمی، مذهبی، و ایده آلیستی است. جهانبینی عرفان در تضاد با انسان و جهان، گاهی تهوع آور، و علیه حرمت و حیثیت انسان است. جنبه پانتەایستی عرفان تاثیر مهمی روی دین و الهیات گذاشت. بعد از اصلاحات پروتستانی توسط مارتین لوتر، عرفان از طریق خداشناسانی مانند فرانک، وایگل، و بوهمه در آلمان رشد کرد که بعدا روی عرفان رمانتیک اندیشمندانی مانند بادر و شلگل اثر گذاشت. در فلسفه بورژوازی زمان حال، و در رمانتیک آلمانی قرون پیش، تمایلات عرفانی اجتماعی ولی ارتجاعی توسط فیلسوفانی مانند یاسپار در کتاب " قابل دسترسی ها"، هایدگر در کتاب "به هستی اندیشیدن"، بلوخ در کتاب "اصل امید"، و اشپرانگر در کتاب "تقوای جهانی" مطرح شده است.

ایدئولوژی چیست،- خلقی یا بورژوایی؟

در جامعه طبقاتی، ایدئولوژی مجموعه نظرات و جهانبینی های اجتماعی یک طبقه خاص است که شرایط تاریخی، اجتماعی و منافع آنرا بیان می کند. سوسیالیست ها مدعی هستند که ایدئولوژی طبقه کارگر تنها ایدئولوژی است که برای تشکیل سوسیالیسم و کمونیسم کوشش می کند و پیام تاریخی طبقه کارگر برای آزادی کل جامعه است. ایدئولوژی، سیستم ایدهها، نظرات، شناخت ها، و اهداف استراتژیک سیاسی، فلسفی، دینی، هنری، و غیره در جامعه است که از طزیق زیربنای مادی تعیین می شود و این زیربنا را منعکس می کند.

تئوری شناخت، و نظر ۲ گروه از متفکران - شناخت در خدمت انسان، جهان، و اهداف تاریخ

تئوری شناخت کمونیستی بخشی از نظام کلی فلسفه مارکسیستی/لنینیستی است که با جهان بینی ماتریالیسم دیالکتیکی وحدت دارد. دیالکتیک مارکسیستی شامل تئوری شناخت نیز است که وحدتی جدایی ناپذیر با دیالکتیک دارد. وحدت ماتریالیسم با دیالکتیک و با شناخت قوانین تحولات جامعه، به مارکس و انگلس امکان دادند تا نظریه شناخت ماتریالیستی را ارتقاء دهند و به نقد نظریه شناخت ایده آلیستی بپردازند.

شکاکی نتیجه نیهیلیسم و خستگی فرهنگی است. شکاکی، سیستمی فلسفی انتقادی است؟

شکاکی یا" اسکپتیک" واژه ایست لاتین یونانی، و اصلی روشی متدیک، جریانی آگنوستیکی لاادری است که مهمترین خصوصیت اش اینست که، شک را عمده ترین اصل تئوری شناخت میداند. ریشه و دلیل شکاکی ممکن است فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، غریزی و یا طبقاتی باشد.

روانشناس در فرهنگ سکولار

ژان پیاژه،- تئوریسین روانشناسی کودک

از نظر تئوری شناخت، پیاژه ار سال ١٩٤٠ یکی از متفکرین ساختارگرایی است و می گفت تعادل مهمترین صفت و خواسته یک ساختار است. تفکر کوششی است برای ایجاد رابطه و نسبت. کودکان در طول چند سال دوران طفولیت تمام مراحل فکری و فرهنگی انسان اولیه را در جامعه از سر می گذرانند. به این دلیل روشها و نظریه های پیاژه براساس همسویی و موازی نمودن رشد فردی کودک با تاریخ سیر اندیشه بشر است.

ایریس مردوخ و دو اعتراف شبه فمنیستی

خانم مردوخ،- رمان نویس فیلسوف، فیلسوف رمان نویس

گرچه رمانهای ایریس مردوخ بطور مستقیم فلسفی نیستند ولی دارای عمق فکری، هیجان، و خیالپردازی خاصی میباشند. از جمله موضوعات آثار او، عشق، گناه، مکافات، توطئه، تقوا، حقیقت، جنون، هنر، ادبیات، زندگی، تابوشکنی در عشق، قدرت و سلطه هستند.

نوابغ ادبی غرب،- عنوانی علمی یا متافیزیکی

نوابغ ادبی در میان مشاهیر ادبی غرب

شکسپیر و دانته جزو نوابغ استتیک هستند. زردشت، بودا، عیسی، و محمد، جزو نوابغ مذهبی بودند. کنفسیوس و سقراط جزو نوابغ سکولار اخلاقگرا بودند. امرسن را از جمله متفکران امریکای شمالی بشمار می آورند.. او میگفت شاعر امریکا، وایتمن است، رمان نویس امریکا، هنری جیمس است. گروهی هم مدعی هستند که فراز و صعود شکسپیر به قله مشهوریت ادبی، محصول دوران استعمار گرایی و کلنیالیسم بریتانیا در جهان است.

شاعر ایرانی میان مارکسیسم و پوزیویتیسم محفل وین

رودلف کارناپ و نئوپوزیویتیسم محفل فلسفی وین

مکتب نئوپوزیویتیسم ریشه در محفل وین داشت، و اصول فکری آن بر نظرات هیوم و کنت بنا شده بود که می گفتند تجربه حسی تنها منبع شناخت است. متفکران این محفل بر این باور بودند که تمام جملات پیرامون خدا، روح، دلیل اولا، هدف غایی، تعالی جویی و غیره بی معنی هستند و موضوعات ناشی از آنان شبه موضوع، سفسطه، حرافی، دکان و شارلاتانیسم می باشند.

رمان نو، محصول رنج های کودکی، فرار و مهاجرت، و احساسات بدون نام

ناتالی ساراوته، مادر تئوریک مکتب "رمان نو"

در اینگونه رمان موضوعات حتی گاهی با هم ربطی ندارند و شخصیت ها ناشناس می مانند و نویسنده در پشت رفتار ظاهری افراد داستان، جویای تحریکات ضمیر ناخودآگاه است، افراد داستان همیشه در وضعیت شک و تردبد و سوء ظن بهمدیگر و بدون اعتماد به نفس خود، با مخلوطی از ترس و عصبانیت و خشونت و وضعیت تدافعی ظاهر می شوند.

خانم استال،- میان روشنگری فرانسوی، رمانتیسم آلمانی، و فمنیسم اروپایی

یادی از مبارزات یک زن فرانسوی در دو قرن پیش

ژرمینه استال، زنی آگاه و عدالتخواه و شاگرد روسو و دائرت المعارفی های فرانسه است. خانه اشان در سوئیس توسط مدیریت مادرش، محل تجمع روشنفکران آنزمان اروپا همچون لردبایرن، شاتوبریان، سیسموندی، و شلگل بود. او ولی شخصا در دوران تبعید در آلمان با اندیشمندانی مانند گوته، شیلر، فیشته، ویلند، و برادران شلگل آشنا شده بود. سالن ادبی فرهنگی خودش در فرانسه محلی برای گرد آمدن اپوزیسیون ضد ناپلئونی شده بود. شلگل نه تنها مشاور ادبی و راهنمای اروپاگردی او، بلکه مربی تربیت کودکانش بود.

فرهنگ سازان بیمار، بیماران فرهنگ ساز

رابطه بیماری های جسمی با خلاقیت های ادبی فلسفی

در فلسفه سیاسی گفته می شود که بی نظمی و نبودن تعادل در یک جامعه یا در یک سازمان موجب بیماری می گردد. اینها مثال هایی بودن که سوزان زونتاگ برای استعاره شدن بعضی از بیماریهای علاج ناپذیر در گذشته را نشان می دهد. او در پایان می نویسد جامعه هیچ گاه خواهان یک بیماری مرگ آور نیست. در پایان امید است نقل خرافات در باره بعضی از بیماریها در اروپای قرون 20-17 میلادی برای خواننده فارسی در اینجا مسری و همه گیر نشود!

مراحل فلسفه روسی،- اسلاوی ارتدکس، غربی روشنگر، خلقی انقلابی

فلسفه و فیلسوفان روس پیش از انقلاب اکتبر

تولستوی گرچه عقلگرا بود رشته فلسفه را نیمه علم می دانست و می گفت فلسفه باید به نادانی خود اعتراف کند، فیلسوف کسی است که آزاداندیش باشد و هیچ چیز را مقدس نشمارد. فلسفه، سند و مدرک زندگی است و بالعکس. مشکل وظیفه فلسفه در آنجاست که می خواهد علم شناخت تمام جهان باشد. در پاسخ پرسش آیا متافیزیک یک علم است؟ یا نخستین تیر شلیک هر فلسفه ای، متافیزیک است، سال هاست که به موضوعی شرم آور تبدیل شده.

هرمان هسه،- در ادبیات هومانیستی و سکولار جهان

رمان های هرمان هسه،راهنما و پیشاهنگ جنبش هیپی

کتاب "ادیسه هومر" حاکی از شهامت و تجربه قهرمان داستان است. قهرمان داستان از حضور فرهنگ بورژوایی صنعتی و ضعف های شبه رمانتیک خودش رنج می برد. انسان و گرگ سنبل دو جهان انسانی و حیوانی هستند. گرچه نویسنده به بیماری و بحران در جامعه اشاره می کند ولی در پایان نجات و سلامتی بر مرگ و سقوط پیروز میشوند. هرمان هسه می گفت داستان این رمان اغلب مورد سوء تفاهم منتقدین یا خوانندگان قرار گرفته است.

دلیل رمانتیسم،- نوستالژی یا شوق دیدار بود

شوق یا رنج دیدار با: وطن، معشوق، اوتوپی، طبیعت، ابدیت، مرگ، عرفان

نوالیس، شاعر و نظریه پرداز آنزمان رمانتیسم آلمانی، می گفت باید وارد ضمیر ناخودآگاه انسان شد و آنرا با ضمیر خودآگاه وی متحد کرد، باید وارد روان-طبیعت، دین-هنر، علم- شعر، و زندگی- مرگ، درون انسانها شد. جهان را باید رمانتیک نمود، جهان محصور را باید لامتناهی نمود. عالم نامتناهی یکی از واژههای مهم مورد نظر رمانتیک ها بود. او می گفت باید از مرزهای محدود زمان و مکان عبور کرد و به عالم نامتناعی روان، حهان، و طبیعت رفت.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - آرام بختیاری