فرامرز دادور

همراه و در کنار خیزش آزادیخواهانهِ مردم ایران باشیم

بحرانهای اقتصادی ناشی از سیاستهای نولیبرال دولت و از جمله: یارانه زدایی، ممانعت از افزایش واقعی حقوق و دستمزد برای کارگران و بازنشستگان و در واقع نبود نقدینگی در دست توده مردم، بخشا باعث صنعت زدائی، تورم سه رقمی و ایجاد رکود عمیق اقتصادی شده است.

ضرورت آزادی و دمکراسی برای پیشرفت اجتماعی

هنوز بخشی از چپ رادیکال با تصوری مکانیکی از رابطه روبنای سیاسی با زیربنای اقتصادی، دستاوردهای مرتبط با آزادیهای مدنی در دوران سرمایه داری را بنادرستی به بورژوازی متعلق دانسته به وجود اهمیت آن بویژه امکان رادیکال شدن تدریجی ظرفیتهای اجتماعی در راستای پیشرفت عادلانه اعتقاد ندارد و بدین خاطر از استفاده از کارکردهای حیاتی آن در سازندگی انسانی جامعه غفلت می گردد.

مرحله کنونی مبارزه در ایران

بخشی از جریانات چپ و ناسیونالیست با عمده کردن خطر امپریالیسم و ارزیابی از نقش "مثبت" برای روسیه و چین، متاسفانه به نوعی خواسته یا ناخواسته با جمهوری اسلامی همگامی می کنند. از نظر برخی در میان آنها هر نوع تحول بسوی دمکراسی و استقرار حقوق بشر و جمهوری اگر هنوز در چارچوب سرمایه داری انجام گیرد، حرکتی مترقی نیست.

نگاهی به روند مبارزات برای دمکراسی و سوسیالیس

در سال گذشته در بولیوی سوسیالیستها دوباره در انتخابات ریاست جمهوری پیروز گردیدند. در ونزئولا طرفداران سیستم مترقی بولیواری در انتخابات پارلمانی رای بیشتری آوردند و در شیلی مردم قادر شدند که قانون اساسی مترقی تری را تصویب کنند. کشورهای چپگرای امریکای لاتین (10 کشور) در چارچوب "اتحادیه مقاومت" به سیاستهای توسعه یابنده عادلانه دامن میزنند. در اروپا نیز جنبشهای مترقی و سوسیالیستی توانسته اند که در برخی از کشورها برنامه های مترقی و مردمی را تقویت نمایند. در اسپانیا، گروه های چپ در برخی سمتهای مدیریتی هستند. در هندوستان، دولت محلی در ایالت کِرالا تحت حکومت جبهه دمکراتیک چپ توانسته است که در شرایط زندگی توده های زحمتکش و محروم بهبودیهای زیادی فراهم اورد و بلحاظ مواد غذائی و درمانی و بویژه مبارزه علیه ویروس کورونا به یاری 35 میلیون جمعیت در این ایالت بشتابد.

مشخصات اپوزسیون مردمی در ایران

بسیار با اهمیت است که در پاسخ به مطالبات و کنشهایِ حق طلبانه در میانِ جنبشهایِ مردمیِ متعلق به طبقات و طیف های مختلف جامعه که از جمله کارگران، زحمتکشانِ محروم، معلمان، کارمندان، کشاورزان، کسبهِ خرده پا، بازنشستگان و تهی دستان را در بر میگیرد؛ بر روی محور شعارها و برنامه های دمکراتیک و ازجمله ایجاد یک نظامِ جمهوریِ لائیک، چبههِ متحدِ مردمی را برای عبور از جمهوریِ اسلامی بسیج نمود.

جنبش کارگری و مردمی در ایران

سالهاست که بخش بزرگی (حدود شش هزار واحد) از صنایع استراتژیک به همراهان سیاسی و سرمایه های وابسته به حکومت گران واگذار شده اند. صاحبان جدید در این موسسات با اتخاذ انواع شیوه های مالی (وام و تسهیلات بانکی) و در واقع رجوع به اختلاس موجب شده اند که بخش بزرگی از کارگران اخراج گشته و تعویق در پرداخت مزدها و همچنین کاهش چشمگیر در فعالیتهای تولیدی رخ یابد. در این ارتباط است که امروزه مبارزات کارگران گستره ای از مطالبات صنفی، سیاسی و طبقاتی را در بر میگیرد.

اپوزیسیون چپ و دمکراسی در ایران

البته، شکل گیریِ یک سازمان سیاسیِ چپ جهتِ مبارزه برای دمکراسی عمیقتر و سوسیالیسم یک ضرورت است. بدین معنی که اگر برای طرفداران صلح، آزادی و عدالت اقتصادی روشن است که مناسباتِ استثمارگرانه و ستمگرانهِ سرمایه داری مانغ اصلی برایِ ایجاد یک جامعهِ واقعا انسانی است در آنصورت وجودِ نهاد ها و تجمع هایِ دارای برنامه و استراتژی جهت سازماندهیِ برایِ گذار به سویِ سوسیالیسم حیاتی است.

جنبش مردم در ایران

سالها است که بخشی از جنبش چپ با تاسی به برخی داده هایِ سنتی مارکسیتی و آنارشیستی، با مقید نمودن خود به ساختارهایِ آرمانی مثلِ نظام شورائی و یا حکومت تک حزبیِ مارکسیستی، ضرورتِ وجودِ زمان و فضای معینی برای دوران گذار را نادیده میگیرند. البته آنها برای این جهان بغرنج و پیچیده که چگونه جامعه، بلافاصله به الگویِ مناسب تبدیل گردد نیز پاسخِ منطقی و قانع کننده در پیش رو ندارند.

گسترش مبارزات اخیر در ایران و ضرورت شکلگیریِ یک اپوزیسیونِ مردمی

مردم ایران در واکنش به وضعیت وخیم اقتصادی/اجتماعی و خفقان سیاسیِ موجود، با توسل به اعتصابات و اعترضات وسیع به مقاومت در مقابل جکومت افزوده اند. خیزش گستردهِ مردم در بیش از 80 شهر در دی ماه گذشته، حرکتهایِ جسورانهِ دختران جوان در ماه های بعد از آن و شدت گیریِ اعتراضات و اعتصابات کارگری، گواه بر وقوعِ تحول کیفی در اشکالِ مقاومت علیه جمهوری اسلامی از سوی توده های مردم می باشد.

نگاهِ چپ به جنبش های اجتماعی و دولت

برای جنبشِ آزادیخواه و عدالتخواه بویژه فعالان چپ مهم است که در مبارزات خود در جهت ایجاد تغییر در عرصهِ ساختار سیاسی به نفع دمکراسی اجتماعی تاثیر گذار باشند. اگر در غرب، سمت و سویِ مبارزات در میانِ جنبشهای کارگری، فمینیستی و حقوق مدنی، عمدتا برای بهبودی شرایط مردم است، اما در کشورهای توسعه یابنده و اغلب استبداد زده، مبارزه برای دمکراسی و حقِ شرکت در تعیین سرنوشت اهمیتِ محوری دارد.

نگاهی به مشخصاتِ امروزینِ امپریالیسم

در این میان برخی از تئوری پردازانِ چپ و از جمله طیف پَسا مدرن ها بر این نظر هستند که در شرایط کنونی پدیده امپریالیسم مشخصات اصلی خود را از دست داده و برایِ مثال آنتونی نگری و مایکل هارت در کتاب خود امپراتوری و سپس در مولتیتود و نوشته هایِ دیگر مطرح می کنند که امپریالیسم دیگر مانند گذشته وجود نداشته، هیچ دولت- ملتی و از جملە امریکا دیگر نقشی به مثابه مرکز امپریالیسم جهانی ندارد.

خیزشِ مردم در دی ماه، واکنش های بعدی و نقش اپوزیسیونِ مردمی

در واقع با توجه به وضعیت اجتماعی در جامعهِ ایران، بنظر میرسد که ایجادِ انسجام و همگرایی در اپوزیسیون مردمی، حول محورِ یک بدیل دمکراتیکِ ساختاریِ بلاواسطه در مقابل جمهوری اسلامی و بنظر نگارنده، یک جمهوری مبتنی بر ارزشهای جهانشمول حقوق بشری، یک ضرورتِ سیاسی است. در این رابطه، استدلال از سویِ بخشی از چپ رادیکال که نهاد هایی مانندِ جمهوری، پارلمان و پلورالیسمِ حزبی را به دوران انقلاباتِ بورژوا دمکراتیک متعلق دانسته، درعصر حاضر کارکردِ آنها را مترقی نمیدانند، بسیار نادرست است.

نگاهی به نقش جنبش چپ در شرایط کنونی

بنابراین، مهم است که حمایت از جنبشهایِ کارگری و مردمی، بر روی مسیرِ هدفمندِ دمکراتیک و عدالتجویانه و مناسب با ویژگیهای شرایط سیاسی و اجتماعی ایران انجام گیرد. بر اساسِ دیدگاهی که خواهانِ عبور از مناسبات استثماری سرمایه داری و نظام تئوکراتیکِ ملازمِ آن میباشد، ...

خیزش آزادیخواهانه و عدالتجویانه مردم ایران

موضوع اصلی در مقابل قیام مردم این است که سمت گیری اصلی در خیزش همگانی، چه خواهد بود. شواهد حاکی از این است که نیل به دمکراسی و استقرار حکومت مردمی خواست اصلی مردم در این حرکت انقلابی بوده و بنابراین مهم است که فعالان، جریانات و سازمانهای آزادیخواهِ دمکرات و چپ در سطح امکان در این کارزار عمومی شرکت داشته در همگامی با رهبرانِ طبیعیِ محلی به سازماندهی هدفمندِ سیاسی آن یاری رسانند.

اپوزیسیون مردمی، جنبش چپ و جمهوری

در واقع در بینِ طیف هایِ وسیع از فعالان اجتماعی که بطورِ اصولی به آزادی و عدالت اجتماعی اعتقاد دارند، اما در حیطه سازماندهی اقتصادی و اجتماعی جامعه آینده، دارایِ نظرگاه های متفاوت هستند، زمینه های وسیعی برای ایجاد یک جبهه وسیعِ قدرتمند از اپوزیسیون دمکراتیک برای مقابله با رژیم جمهوری اسلامی و تلاش جهت استقرار ساختارِ دمکراتیک جمهوری وجود دارد.

نگاهی به اقتصاد سیاسی در گذارِ سوسیالیستی

در جامعه‌ای که بجای تولید برای منفعت فردی و گروهی، فعالیت‌های اقتصادی عمدتاً برای مصرف و استفادهِ همگان انجام می‌گیرد، مهم است که تشخیص نوعِ تولیدِ محصولات اجتماعی مفید به حال جامعه و انتقال اطلاعات لجستیکی مربوط به آن بر عهدهِ نهادها و مسئولان مردمی در سراسر جامعه باشد.

سوسیالیسم رهایی بخش به مثابه بدیل چپ رادیکال

تجربیات جنبش سوسیالیستی نشان می‌دهد که پیشرفت در جهت جابجایی سیستم کارمزدی و مناسبات بازار با روابط مبتنی بر مالکیت و کنترل ثروت اجتماعی از سوی عموم در اشکال شورایی و انجمنی، عمدتاً تحت وجود مجموعه عوامل عینی و ذهنی و به‌ویژه حاکمیت مردم، مدیریتِ سوسیالیستی با پشتیبانیِ سیاسیِ اکثریت جامعه و وجود روندِ پیروزمندِ جنبش‌های سوسیالیستی در جهان، انجام می‌گیرد.

مبارزات مردمی و نقش اپوزیسیون سوسیالیست در ایران

آنچه به عرصه عملکرد اپوزیسیون آزادی‌خواه و عدالت‌جوی ایران، به‌ویژه بخش چپ آن برمی‌گردد، در درجه اول اذعان به واقعیت وجود موانع زیاد در پیش رو است. از همه برجسته‌تر اینکه یکی از دلایل اصلی برای تداوم حیات جمهوری اسلامی، همان عدم شکل‌گیری یک اپوزیسیون متحد مردمی و دارای پلات فرم و برنامه جهت سازمان‌دهی دمکراتیک جامعه بعد از پیروزی انقلاب است.

نگاهی به مبارزات زنان در ایران و جهان

تظاهراتِ وسیع و چندمیلیونیِ زنان در ژانویهِ 2017 که در واقع با ایدهِ نفیِ سیاستهایِ ارتجاعیِ دولتِ دانلد ترامپ (رئیس جمهورِ امریکا) جلوگیری از به قهقرا بردنِ دستاوردهایِ حقوقیِ زنان و در عوض تعمیقِ حقوقِ اجتماعیِ آنان، در شهرهای مختلفِ امریکا انجام گردید؛ یکی از حرکت هایِ وسیعِ اجتماعی از سویِ فعالانِ عدالتجو و مدافع حقوقِ زنان بود که با حملِ شعار هایی مانند "بدنِ من، اختیارِ من"، "عدالتِ جنسیتی، هم عدالتِ نژادی و هم عدالتِ اقتصادی است" و "بهداشتِ مجانی برایِ همه"، سمت و سویِ رادیکال دربرداشت.

ضرورتِ پایبندیِ اپوزیسیون به ارزش های مردمی

بر اساس این نگاه، دخالتِ همیشگی و تجاوز نظامیِ امریکا و کشور های عضوِ ناتو به منطقه خاورمیانه و حفاظت از رژیمهایِ مستبد و اشغالگر که زمینه سازِ عروج جریانات افراطی و ارتجاعی مذهبی شده است، محکوم است. بر پایهِ همین منطق، مهم است که دخالت و حمایتِ نظامی و لجستیکی قدرتهایِ منطقه، از جمله ایران و روسیه از رژیم سرکوبگر بشار اسد نیز محکوم گردد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرامرز دادور