نوشین احمدی خراسانی

دین‌داری بی‌واسطه و حجاب اجباری

بسیاری از جامعه‌شناسان هنوز برای تبیین تحولات صورت‌گرفته در جامعه ایران، به دوگانه‌ی «سنت / مدرنیته» و پروسه‌ی گذار از سنت به مدرنیزم می‌پردازند ولی برخی دیگر، ورود جامعه‌ی ایران در دایره‌ی مدرنیزم را امری «انجام‌گرفته» تلقی می‌کنند و سعی دارند تحول و دگرگونی‌ها در جامعه ایران را به سان بقیه‌ی جوامع مدرن، بررسی کنند. اما به نظر می‌رسد جامعه‌ی امروز ایران مانند اکثر جوامع دیگر جهان، با پدیده‌ی متأخرتری مواجه شده است: جهانی‌شدن.

دختران خیابان انقلاب و پوپولیسم سیاسی

درگیر‌کردن بدن و پوشش زنان در منازعات سیاسی، نمی‌تواند «منطق اصلی» تحمیل حجاب اجباری (منطقی که مسئله پوشش زنان را نه موضوعی خصوصی و مربوط به زنان، بلکه مسئله‌ای سیاسی می‌داند) را هدف بگیرد، آن را از درون بی‌معنا سازد و موتور محرک‌اش را از کار بیاندازد. چرا که اساساً حجاب اجباری از دل همین درگیری‌ها و منازعات سیاسی بر جامعه تحمیل شد و گروه‌های تندرو اسلامی، «حجاب» را به پرچم و «هویت سیاسی» خود و نمادی برای «اسلامیت جامعه» تبدیل کردند

بخش: 

چرا حرکت «دختران خیابان انقلاب» گسترش نیافت

حرکت دختران خیابان انقلاب را اگر در گستره‌ی حرکت‌های مدنی مورد بررسی قرار دهیم، می‌توان گفت که در چند سال اخیر به دلایل متعدد از جمله بحران‌های عظیم اقتصادی، تشدید رویارویی غرب با حاکمیت ایران و شکست برجام و اعمال تحریم‌ها، در مجموع شاهد اوج‌گیری حرکت‌های صنفی (با خواسته‌های معیشتی و اقتصادی)، و در سایه قرارگرفتن خواسته‌های مدنی‌اجتماعی، و در نهایت افول حرکت‌های مدنی هستیم.

بخش: 

دختران خیابان انقلاب و ظهور نسل جدید کنشگران اجتماعی

گفتن ندارد که هدف این یادداشت کوتاه، ارزش‌گذاری یا نمره‌دادن به ویژگی‌های هیچ‌یک از فعالان نسل قدیم و جدید نیست بلکه صرفاً تأکید بر این واقعیت است که طی سال‌های اخیر جامعه ایران به راستی شخم زده شده و تغییراتی اساسی رخ داده که به تبع آن نسل جدیدی از کنشگران اجتماعی را با روش و منش خاص خود آفریده است.

بخش: 

افسانه «زنان بدتر از مردان»

بی شک به حال زنانی که از عزت نفس چنان تهی شده‌اند که مثلا از «چندهمسریِ» مردان دفاع می کنند، باید افسوس خورد! اما شرم و ننگ اصلی به هیکل منحوس نظام مردسالاری، برازنده تر است. چرا که عملکرد جمعی مردانِ مقتدر و مدافع تبعیض در قالب نظام مردسالاری است که به حدی زنان را حقیر و از خودبیگانه می کند که سبب می شود در نهایت چنین زنی از «جنسیت» اش «توبه» کند و بدون هیچ عزت نفسی علیه خودش به انتحار و «خودزنی» اقدام کند.

بخش: 

اهداف برابری‌خواهانه و مداخله زنان در انتخابات

ما در«کمپین تغییر چهره مردانه مجلس» در کنار دیگر کمپین‌های زنانه، قصد داریم از تمام ظرفیت‌ها و روش‌های موجود و قانونی برای به‌چالش‌کشیدن نامزدهای زن‌ستیز در مجلس آینده سود ببریم، هم ازطریق به‌چالش‌کشیدن مستقیم تمام نامزدهایی که سابقه و تفکرات زن‌ستیزانه دارند و هم از طریق مطرح‌‌کردن برنامه‌های نامزدهای برابری‌طلب؛ نامزدهایی که هر یک می‌توانند حداقل در دوره انتخابات، نماینده یا بلندگوی بخشی از خواسته‌های زنان کشورمان باشند.

زن ستیزان مجلس دهم، آمران خشونت علیه زنان

وقتی ساختارهای سیاسی، حقوقی و اجتماعی طوری سازمان داده شده که گویی از میان ایران هفتاد میلیونی، تنها 10 یا 15 درصد از مردم طبق روش و منش قوانین موجود و دیدگاه های رسمی زندگی می کنند، و تمام خدمات و امکانات رفاهی و قانونی به این بخش اقلیت ارائه می شود و بقیه ـ به ویژه زنان ـ انگار مجرمانی هستند که فقط باید سر خود را پایین بیاندازند تا به چنگ قانون و دسته جاتی از آن بخش اقلیت گرفتار نشوند، «طبیعی» است که هر دوره، جامعه ما با فاجعه ای شوک آور روبرو می شود

بخش: 

تجربه زنان در فضای آلوده به جنگ

بی شک جلوگیری از بروز خشونت های کلان مقیاس (در حد و اندازه جنگ)، با توجه به فضای تعصب آلود موجود در بطن سیاست های ملی و بین المللی اغلب دولت های خاورمیانه، معمولا از توان و ظرفیت ما زنان خارج است اما حداقل می توانیم به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، برای کاهش فضای تعصب و دو قطبی موجود (که تغذیه کنندۀ خشونت و جنگ است)، به طور متشکل تر، دست به اقدام بزنیم.

بخش: 

دل نوشته ای برای سیمین بهبهانی

...سراینده ی غزل های سیمین ایران زمین، صبح شده، برخیز، بار دیگر قامت راست کن، صبحانه ات را بخور، اخبار صبحگاهی را بشنو، آرایش چهره ات را تجدید کن، قلم به دست بگیر، و بخند.... چه دلنشین است لبخند پُر مهر و نجیبانه ات در این صبح زیبا، که غبار اضطراب سالیان را از چهره ی ما دختران سرزمین ات، می روبد؛... در کنارت بودن، ترس خوردگی را به خاطره تبدیل می کند.

منشور حقوق شهروندی و جنبش زنان

ما زنان هم اگر بخواهیم «حقوقی از آن خود» داشته باشیم که این یا آن دولت آن را از ما نگیرد، باید بتوانیم از هر روزنه ای و به هر بهانه ای در تدارک و نگارش و عملی کردن آن، به طور متشکل و جدی، وارد عمل شویم. یعنی با آن زندگی کنیم و بر مبنای آن، پایه های معرفتی و مادی، برای استمرار حقوق شهروندی بنا کنیم.

بخش: 

جنبش های قومیتی و مطالبات زنان

این زاویه است که جنبش برابری حقوق زنان در ایران ناگزیر است رابطه متقابل خود را با گروه های زنان قومیتی به درستی تبیین کند تا بتواند به یاری پتانسیل های این بخش از زنان مملکت، تحقق مطالبات هرچه وسیع تر زنان در کل کشور را بسترسازی کند. چرا که گروه های قومی، مذهبی، زبانی و... که خواهان به رسمیت شناخته شدن حقوق برابر خود از جمله: تساوی مدنی، تدریس زبان مادری در مدارس، آزادی وجدان، فرصت های اقتصادی برابر و... هستند و تحقق این خواسته ها را در چارچوب های مدنی دنبال می کنند طبعاَ از همپیمانان اصلی جنبش برابری خواهانه زنان در ایران شمرده می شوند.

بخش: 

مطالبات ما و منفعت عمومی زنان

جنبش زنان در هر دوره از حیات خود ناگزیر از تشخیص چالش ها و شکاف های اصلی زمانه خود است تا بتواند خواسته های «جنسیتی» زنان را در چارچوب آن به درستی تبیین کند. این امر میسر نمی شود مگر آن که جنبش زنان، در تعامل و مشارکتی فعال با حرکت ها و روندهای تاثیرگذار در جامعه قرار بگیرد و تنزه طلبانه خود را از این روندها کنار نکشد.

بخش: 

مطالبات زنان و شرایط امروز جامعه ما

امروز ما در جنبش زنان برای آن که بتوانیم جنبشی زنده و پویا، و همراه و همپا با زنان جامعه مان داشته باشیم باید بتوانیم میان مطالباتی که برای دستیابی به "حقوق عام انسان انتزاعی" در جامعه وجود دارد، با حقوق و مطالبات خاص جنسیتی زنان، هماهنگی ایجاد کنیم، وگرنه مرتباَ دچار مشکل سرگیجه و ندانم کاری می شویم و نمی توانیم نیروهای بیشتری از زنان کشورمان را برای قدرت مندی جنبش زنان و کسب مطالبات مان، با خود همراه سازیم.

بخش: 

سونامی مداخله دولت در حریم خصوصی شهروندان

از سوی دیگر، ما در چند دهه گذشته شاهد بودهایم که در دوره های مختلف و به دفعات، بخشهایی از حقوق مدنی شهروندان ـ حتا در کشورهای دموکراتیک ـ بازپس گرفته شده است بنابراین نمیتوان به «دولتها» برای همیشه «اعتماد» داشت که «پاسداران حقوق مدنی گروههای مردم»شان خواهند بود و اگر هم کسی به دولتهای دموکراتیک اعتماد مطلق هم داشته باشد با این حال از آیندهنگری و خردمندی به دور است که با دادن مجوز به دولت (برای «دخالت در حریم حساس و شکنندۀ خصوصی») پیشاپیش، دست خود و نسل آینده را ببندد

بخش: 

مانکن های ایرانی، برقعپوشان اسلامی

چنین حرکت هایی که سعی دارند جنبش مدنی زنان در جامعه را به جنبشی ایدئولوژیک تغییر ماهیت دهند ناخواسته، پیشروی به سمت «انتگره شدن» و همگرایی و ادغام ـ که مورد نظر متفکران مدافع سکولاریزاسیون است ـ را سد می کنند و اتفاقاَ آن را به تأخیر می اندازند

بخش: 

پیروزی جنبش زنان در تولید گفتمان تازه نفس*

«همگرایی سبز جنبش زنان» که عصاره ی تجربه های متنوع ائتلافهای پیشین در جنبش زنان است به نظرم، به عنوان نیرویی میان این دو قطب جنبش زنان، فضایی اعتدالی و هوشیارانه ایجاد کرده و گفتمان نیروی میانه و «مطالبه محور» را با توجه به «شکاف میان دولت و ملت» بار دیگر در میان فعالان حقوق زن تقویت و بارور ساخته است

بخش: 

22«خرداد» روزی از آن جنبش زنان و جنبش سبز

واقعیت آن است که جنبش زنان، هرچند به لحاظ تاریخی جنبشی نوپاست اما طی دو دهه گذشته دارای شناسنامه، هویت و گفتمانی مستقل شده است ولی اگر در شرایط گوناگون نتواند خودش را با سطح عمومی پیکار مدنی در کشور منطبق سازد، حقیقتاَ نمی تواند قدرتمند شود و در اعماق جامعه ریشه بدواند حتا در بلندمدت نخواهد توانست «استقلال خود را نگه دارد»

به پیشواز دید و بازدیدها نوروزی: در آستانه سال نو دل مان را به حضور در کنار خانواده های زندانیان التیام می بخشیم

در سال 1388 و به خصوص پس از تولد جنبش سبز و حضور میلیونی زنان و مردان ایرانی در صحنه های حق خواهی، ما شاهد ظهور الگوهای متنوع مقاومت در میان دربندشدگان و خانواده های آنان بودیم، الگوهایی تازه و سرشار از مسالمت، که تاریخچه زندان و زندانیان سیاسی را در کشوری همچون ایران که همواره مملو از رفتارهای خشن و شیوه های مقابله خشونت آمیز بوده، از نو به نگارش درآورد

بخش: 

جنبش سبز : عبور از گفتمان «حق و باطل»

روشن است که در این دوره های هیجانی و تنش آلود که سیاه و سفید دیدن را بر فعالان مدنی جنبش های اجتماعی جدید تحمیل می کند، انرژی کنش گران به جای واکاوی و نقد مکانیزم هایی که «سیستم استبدادی» را در روابط سیاسی و اجتماعی ما بازتولید و نهادی می کند، ناخودآگاه به «افشاگری» در مورد «خصوصیات شخصی»، و در بعضی مواقع حتا به قیافه و سر و وضع ظاهری افرادی که مظهر پلشتی و « امپراطور تاریکی» لقب گرفته اند ، فرو می کاهد

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - نوشین احمدی خراسانی