حمید آقایی

علی خامنه ای می داند که نمی داند

این پیش بینی های پیامبرگونه علی خامنه ای تنها و تنها بر مبنای اعتقادات ایدئولوژیک امکان پذیر اند و نسخه ای کاملا مشابه با پیشنهاد دونالد رامسفلد، وزیر سابق دفاع امریکا می باشند که می گفت در زمانی که می دانیم که نمی دانیم بهترین راه حل عبور از این تناقض استفاده از قدرت تخیل و پیش بینی است.

دین مدنی یا مدنیت بدون دین

رای ما ایرانیان، که یک انقلاب اسلامی به رهبری یک مرجع تقلید را پشت سرگذاشته ایم و بیش از سه دهه است که یک حکومت دینی را تجربه می کنیم، مقوله مذهب بیش از یک فرهنگ، یا اعتقادات فردی و یا عادات مذهبی معنی می دهد. برای ما ایرانیان دین و مذهب شیعه در حقیقت مترادف شده اند با سازمان و سیستمی از باورهای مذهبی، تشکیلات روحانیت، جامعه ای که باید مطابق قوانین مذهبی اداره شود، نظام سیاسی-اقتصادی که بر نیروهای معتقد و ایدئولوژیک استوار می باشد ودر یک کلام مترادف است با اسلام سیاسی؛ بمانند کشورهایی که تنها توسط یک حزب و ایدئولوژی واحد و فراگیر اداره می شوند.
 

خطر فزاینده جنگهای مذهبی در منطقه خاورمیانه

اگرچه عواقب و آثار جنگهای مذهبی و ایدئولوژیک، خوشبختانه، به مراتب بسیار کمتر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی قرن گذشته است، و این واقعیت در درجه اول به محدودیت نظامی و تسلیحاتی بازیگران اصلی جنگهای مذهبی باز می گردد؛ اما خطر جنگهای مذهبی بصورت بالقوه بسیار جدی تر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی است، بطوریکه اگر قدرت های درگیر در این جنگها به سلاحهای قوی تر و کشتار جمعی دست یابند میزان کشته و خرابی های این جنگها به مراتب بیشتر از جنگهای نژادی و ناسیونالیستی قرن بیستم خواهد شد.

بحران جدی در روحانیت شیعه

با آغاز حکومت اسلامی دیگر چالش اصلی روحانیت بحث جدایی دین از سیاست نیست، بلکه نحوه ورود به سیاست و طریقه بکارگیری و اجرای نظریات اسلامی در سیاست، امور کشوری و کلان اجتماعی می شود. که در این رابطه دو جریان عمده در برابر یکدیگر قرار می گیرند...

پدیده قدرت و خشونت در جمهوری اسلامی

تا زمانی که یک منتقد و دگراندیش سیاسی و یا عقیدتی به صفت شخصی و به اندازه توانائیهای فردی خویش از درِ مخالفت با سیاست رهبری درآید و پشتوانه های جدی و بالفعل اجتماعی نداشته باشد، میزان تحمل و درجه صبر نیروهای امنیتی ولایت فقیه بالا خواهد بود. اما زمانی که مخالفت ها و انتقاداتِ انسانهایی که قصد عبور از خطوط قرمز این نظام را دارند، نشانه هایی از تبدیل به یک جریان اجتماعی، صنفی و فرهنگی را از خود نشان دهند به سرعت با خشونت های عریان این نظام مواجه و سرکوب می شوند.

معادله چند مجهولی جمهوری اسلامی را چگونه می توان حل کرد؟

نابراین می توان گفت که سرنوشت انتخابات دوره ای در حمهوری اسلامی را دوگروه اصلی نسل جوان و بخشهای مدرن، مخالف نظام اسلامی و سکولار جامعه ایران از یک سو و راست سنتی و ولایت فقیه از سوی دیگر رقم می زنند. سرئوشتی که بدلیل قرار داشتن این دو نیروی اصلی در دو قطب مخالف یکدیگر همواره از قبل قابل پیش بینی بوده است. البته اینکه مردم مخالف ولایت فقیه بنا به شرایط موجود، محدودیت در گزینش کاندیدا ها و ترجیح بر استفاده از روشهای مسالمت آمیز و دمکراتیک سرانجام کاندیدا هایی را که بیشترین فاصله را با رهبری جمهوری اسلامی داشته اند انتخاب کرده اند ناقض نتیجه گیر فوق نمی تواند باشد.

انقلابیون پراگماتیست

انقلاب مشروطه خودمان نیز قبل از هر چیز متاثر از افکار و اندیشه های رادیکال و سکولار روشنگرانی مانند میرزا فتحعلی آخوند زاده بود تا روشنگران میانه روی مانند ملکم خان و سید جمال الدین اسد آبادی. این انقلاب نیز همانند انقلاب فرانسه قبل از اینکه شکل و فرم توده ای داشته باشد بر دوش روشنفکران و بخش انتلکتوئل ایران آن زمان حمل گردید و پیش رفت. و همانطور که انقلاب فرانسه نقطه آغاز تحولات بسیار عمیق در راه و روش زندگی و فرهنگ اروپانیان شد، انقلاب مشروطه نیز آغازگر ایران مدرن بود و همه مناسبات اجتماعی و سیاسی و ساختارهای آنها را درهم ریخت. انقلابی که علت آنرا باید قبل از هرچیز در پشتوانه های فکریِ انقلابی و رادیکال روشنگران آن زمان که خود نیز متاثر از دست آورد های عصر روشنگری و انقلابهای سیاسی و اجتماعی اروپای آن زمان بودند جستجو کرد.

پایان نسبیت های فرهنگی

از دیگر نیازهای فطری بشری، آزادی و حق انتخاب نوع زندگی است، البته تا جائیکه آزادی دیگر انسانها را محدود نکند. قوانین و مقررات اجتماعی که به این نیاز پاسخ مثبت بدهند و آنرا ضمانت نمایند مشمول رعایت و احترام هستند و کار پسندیده همانا پیروی از این قوانین است. در این رابطه نیز ما نیازی به متولیان مذاهب برای تعریف حقوق انسانها و مشخص کردن حد و مرز آزادی های مردم نداریم و اگر از منطق بسیار ساده ضرورت ها و نیازهای فطری بشریت حرکت کنیم، دیگر دچار پیچ و خمهای مذاهب، که راه ثواب و گناه را از قبل تعیین کرده اند، نخواهیم شد.

سازش و مصالحه قلب دمکراسی است

نظر آقای حسن روحانی مبنی بر این که "نه زن برتر است و نه مرد بالاتر"، که بلافاصله پس از صحبت بسیار صریح و روشن رهبر جمهوری اسلامی در مورد برابری جنسی زن و مرد، تحت بعنوان "حرفهای کاملا غلط غرب" عنوان شد، در حقیقت اصلاحیه تکمیل کننده ای برمواضع آقای خامنه ای در مورد زنان است. وی در پی سخنان اخیر آیت الله خامنه ای می گوید: "اگر پدر به جامعه می‌آید وظیفه و مسئولیت پدری را فراموش نمی‌کند، لذا اگر مادر هم به جامعه بیاید مسئولیت مادری را فراموش نخواهد کرد."

بیراهه و بن بستِ راه میانه

همانند جنبش روشنگری در اروپا، کنشگران فعال در عرصه روشنگری و بیداری ایرانیان را نیز می توان به بخشهای "روشنگران رادیکال" ،روشنگران میانه رو و کنترا روشنگر تقسیم کرد. در همین رابطه عقبه اصلاح طلبان و جناحهای میانه رو در نظام جمهوری اسلامی را نیز می توان در روشنگران میانه رو در تاریخ بیداری ایرانیان از سید جمال الدین اسد آبادی و ملکم خان تا دیگر نوگرایان مسلمان دورانهای اخیر، که در پی آشتی بین دین و مدرنیته بودند، جستجو کرد.

بخش: 

آزادیهای سیاسی مبنای همه آزادیها

اگرچه گذشته می تواند چراغ راه آینده باشد، اما نگاه تاریخی به گذشته و مطالعه حوادث آن در یک فرایند و پروسه، می تواند کلیدی برای شناختِ بهتر گذشته و ترسیم راه آینده نیز باشد. این روزها سه واقعه تاریخی، ملی و مذهبی همزمان شده اند. دوازده فروردین سالروز تاسیس جمهوری اسلامی است و ایام نوروز و سیزده فروردینِ امسال نیز همزمان با ایام فاطمیه و سوگواری شیعیان شده اند. این سه واقعه اما هریک منابع الهام بخش خود را دارند که جایگاه آنها در میان ایرانیان و نحوه برخورد با آنها موضوع مورد توجه این یادداشت است.

برگ ریزانِ هنری در خزانِ جمهوری اسلامی

بقول معروف "سالی که نکوست از بهارش پیدا است"، در حالی آیت الله خامنه ای سال 1393 را "سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی" اعلام می کند که سال گذشته، به گزارش رادیو فردا، سال خوبی برای هنرمندان و اهل ادب ایران نبود. در سال 92 تعدادی از هنرمندان نسل قدیم کشورمان در سکوت و یا در کنج تنهایی و فقر در گذشتند و بی مهری های این نظام را با فرهنگ و هنر این سرزمین با خود به گور بردند.

پایانی بر تشویش ها ونگرانیهای رهبر جمهوری اسلامی متصور نیست!

یکی یگر از عوامل نگرانی و نا امیدی رهبر جمهوری اسلامی و روحانیون طرفدار ولایت در این واقعیت نهفته است که علی رغم تلاشهای آنان برای اسلامیزه کردن جامعه ایران و توجه مردم به دین و عبادت و عزاداری، می بینند و می شنوند که برخلاف روحیه منفی، افسرده و چشمان همواره گریان رهبر و هشدارهای روزانه او بر فراموش نکردن توطئه های دشمن، مردم ایران با وجود شرایط بسیار سخت زندگی در زیر چتر سرکوب فرهنگی و سیاسی نظام ولایت همچنان روحیه مثبت خود را حفظ کرده اند و ...

زندگی در بحران و آرزوهای اتوپیایی

اگرچه بحرانهای سیاسی و نظامیِ دنباله دار در منطقه خاورمیانه واخیرا در اوکراین و جزایر کریمه- که نشان از ساختاری بودن این بحرانها و تشنجات دارد، بطوریکه هنوز شعله های جنگ در یک نقطه خاموش نشده است آتش جنگ در منطقه ای دیگر شعله ور می شود- ظاهرا هریک دلایل و عوامل خاص سیاسی و جغرافیایی خود را دارند، اما می توان گفت که اکثر این بحرانها از یک منظر شبیه بهم هستند و حاکی از یک نگرش خاص به جهان و انسان می باشند.

سکولاریزاسیون، فرایند دنیایی و عرفی شدن جوامع بشری

سکولاریزم در مفهوم امروزی و کاربردی آن یک سیستم و یا ایدئولوژی سیاسی خاصی را ارائه می دهد که بر پایه مجموعه ای از اصولِ قانونی و قراردادهای اجتماعیِ مستقل از مذاهب و ادیان تنظیم و برقرار شده است. این سیستم سیاسی اما الزاما مخالف ورود مذهب به سیاست و روابط اجتماعی نیست، بلکه مانع از آن می شود که دولت و یک نظام سیاسی و حکومتی چهره ای کاملا مذهبی بخود گیرد و یک اعتقاد خاص دینی را اعمال و اجرا نماید.

آشیانه شر

اصولا مذاهب در طول تاریخ خود توانسته اند مبانی و انگیزه های کافی برای بکارگیری خشونت و ایجاد شر در اختیار طرفداران خود قرار دهند. اما تاریخ نشان داده است که این مذاهب زمانی که راهشان از طریق مبارزه با دشمن به اندازه کافی کوبیده شد، خود نیز بتدریج تبدیل به یک شرِّ جدید گشته اند. ولی همانطور که در سطور فوق آمد، دلیل تبدیل مذاهب، در مقاطعی از تاریخشان، به یک شرِّ جدید دلایلی کاملا متفاوت با "شرِ مبتذل" در آلمان نازی آنطور که هانا آرنت تحلیل می کند، دارد.

کیفیت زندگی و پارادوکس ناتوانی

داستان خود کشی کارگر دست فروش در حقیقت داستان تنهایی و ول شدگی طبقه فقیر و دست تنگ جامعه ایران است، که شاید تنها عامل اعتماد و انگیزه باقی مانده برای ادامه زندگی، همسر و فرزندان و آشیانه کوچکشان باشد؛ که اینها نیز حتی، در اثر بی چارگی و درماندگیِ بیش از حد، شاید نتوانند پیوند مستحکمی با زندگی و حیات بر قرار کنند.

خودفریبی در جمهوری اسلامی پایانی ندارد

از همین زاویه می توان گفت که تفاوت بین جنایتکاران ومستبدین با آزادیخواهان وانسانهای خوب بیش از آنکه ریشه درغرایز و ویژگیهای انسانی اشان داشته باشد، علتهای ایدئولوژیک و مرامی و اعتقادی دارد. می گویند هیتلر از ذوق هنری و احساسات لطیف نیز بر خوردار بوده است، و یا نمی توان تصور کرد رهبران توتالیتر که نامشان در لیست جنایتکاران بشریت ثبت شده است ازعشق وغریزه همدردی و نوع دوستی بهره ای نبرده بودند، شاید حتی تصور می کرده اند که راه و مرامشان برای مردم تحت حاکمیتشان مفید نیز بوده است.

چرا نباید به قانون اساسی جمهوری اسلامی التزام داشت؟

قانون اساسی جمهوری اسلامی چه در محتوا و چه در عمل و زمانِ اجرا همواره ناقض خود بوده و توسط همین حاکمیت نقض شده است؛ و بنابراین هیچگاه نتوانسته بعنوان یک قرارداد اجتماعی و عامل هویت و وحدت بخش برای جامعه چند گونه و رنگارنگ ایران ظاهر شود و عمل کند. این قانون در بدو آغاز و مقدمه خود اصل را بر تبعیض بین مردم و نحله های مختلف دینی و غیر دینی می گذارد و بدلیل نقض مکرر آن توسط حاکمیت جمهوری اسلامی نه تنها یک قرارداد کلان اجتماعی نیست بلکه حتی در شکل کنونی آن نمی تواند الزام آور باشد.

فساد مالی نمادی از اضمحلال فرهنگی و اخلاقی در نظام جمهوری اسلامی

اختلاسهای اخیر و ثروت اندوزیهای بسیجیهای اقتصادی، سرمایه های مالی متمرکز در سپاه پاسداران، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و بیت رهبری جمهوری اسلامی همه و همه جلوه هایی از فساد گسترده مالی، اضمحلال فرهنگی و سقوط اخلاقی در جامعه تحت حاکمیت جمهوری اسلامی اند، افشای فسادهای مالی اخیر تنها نوک کوه یخ این نظام را بر ملا ساخته است، مابقی در دستهای پنهان آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، سپاه پاسداران و بیت رهبری است، اگر سرمایه بابک زنجانی به ریال می تواند محاسبه بشود، سرمایه این نهادها فقط با دلار قابل محاسبه و ترسیم است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - حمید آقایی