علیرضا جباری (آذرنگ)

درانتظار نمانید!

دستِ انگوردزدان را می بُرند؛
باغ دزدان را، اما،
بر مسندِ فرمانروایی می نشانند.
زبانِ آبیارانِ باغ مردم را می برند؛
زبانِ یاوه گویانِ وامدارِ خزان را، اما،
با آبِ زمزم می شویند
و با گلابِ تازه خوشبو می سازند.
آری اینچنین است، یاران!
در انتظار نمانید.

بخش: 

در پیشباز روز

به راه بین تو مرا، دَردِ دِل ز یاد بِبر! غبارِ شب زِ دل از شوق بامداد بِبر!

دگرسخن به تو اَم، رهرو سحر، این است. که رهروان سَحَر را شگفت آیین است:

جز اتحاد و بجز همدِلی نباشد راه. چه نیک ترکه شوید همسفر به راهِ پَگاه.

بخش: 

اتحاد

به همت اگر دست بالا زنی،
با یاران اگر دست بر هم دهی،
توانی که شب را به روز آوری،
کج اندیشی و کینه را بر دَری.
جز این ره نباشد فرا روی تو،
که یاران بمانند همسوی تو.
بِنِه خودسری، مردمی پیشه کن!
به فردای بهتر تو اندیشه کن.

بخش: 

جاودان یادش باد!

برای رفیق زنده یاد: فرامرز کیان ور

کس ندانست چرا نیکان باید بر چوبه ی دار،
و پلیدان غرق عیش و طرب در کاخ دُرّ و جواهر باشند.
یار ما در همه عمر،
در شمار نیک ترینان بود؛
وسراسر عمر پربارش را در غم یاران و رفیقان سر بردار
یا فرومانده به چنگال انیران سر کرد.

بخش: 

آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

درطول 51 سال فعالیت کانون نویسندگان ایران با ما چه رفته است؟ آیا زمانی نیز برما خواهد گذشت که بدون دغدغه ی تفتیش عقاید در جهت بهروزی مردم میهنمان قلم زنیم و گام بر داریم؟ آیا پایان و جبرانی برای آنچه از اعدام و سر به نیست کردن و زندان و تبعید و... که تا کنون بر ما روا داشته اند، و در سراسر تاریخ 51 ساله ی گذشته، صرف نظر از دوران فترت کوتاه در فعالیت کانون، نیز چنین بوده است، در کار خواهد بود؟

به کجا می رویم؟

تأمین کردن عدالت اجتماعی در هر جامعه و به کوشش همه ی اعضای آن، سرانجام، دیر یا زود، به تأمین عدالت اجتماعی جهانی می انجامد؛ اما نفوذ متقابل نولیبرالیسم نوامپریالیستی را نیز نباید از نظر دور داشت؛ زیرا این نیروی نمایانگر سلطه ی جهانی می کوشد منافع خود را از راه تجاوز به کشورهای دیگر، برقرارکردن رابطه ی بازرگانی ناعادلانه با آنها و دست اندازی به منافع و حقوق حقه ی آنها تأمین کند

صلح بدون پیش شرط؟

هر کدام از 12 شرطی که دولتیان امریکا مطرح کرده اند، به مفهوم نقض حاکمیت ملی و اعمال سلطه ی امپریالیستی بر مردم کشورما ایران است و معنی پذیرش این شرطها تن سپردن تمام عیار به حضور نواستعماری و نوامپریالیستی آمریکا در کشور ماست. آمریکا می خواهد به ما بگوید یا همه ی این شرطها را بدون کم و کاست می پذیرید، یا اینکه باید منتظرهرگونه اقدام اقتصادی و نظامی ما در آیندە باشید. اکنون این پرسش پیش می آید: آیا معنی مطرح کردن درخواست مذاکره ی بدون قید وشرط با آمریکا با این پیش شرط های مداخله گرانه و متناست با سرشت نوامپریالیستی، نئوفاشیستی و نواستعماری ایالات متحد آمریکا در تضاد فاحش نیست؟

پنجاهمین سالگرد تأسیس کانون نویسندگان ایران، کانون مستقل و آزاد نویسندگان ایران، گرامی باد!

همان طور که می بینیم در این اصول قانون اساسی برخی موارد تصریح بر آزادیهای صنفی و سیاسی آشکار است که از جمله می توان از ماده ی 6 اصل 3، بخش پایانی فصل 9، اصل 23، اصل 26 و اصل 27 نام برد. بر پایه ی این اصول، هیچ یک از آمران و مأموران دولتی، در هر سطح از مسئولیت، حق ندارد از اعمال این حقوق و آزادیها براساس نص صریح قانون اساسی جلوگیری کند.

در بدرقه ی روز اول ماه مه (11 اردیبهشت )، روز جهانی کارگر

کوتاه سخن اینکه، ضرورتهای اتحاد در صفوف کارگران و زحمتکشان در جهان و نیز درهرکشور، در زمان حضور جامعه ی کشورهای سوسیالیستی بدان حد مشهود و قابل دفاع بود که می توان گفت اتحاد شوروی چگونگی پیشبرد این جنبش را مسئله ی "مرگ و زندگی" خود می انگاشت و به باورمن یکی از دلایل مهم انحلال اتحاد شوروی نیز همین کمکهای آن کشور به سه بخش جهانی انترناسیونالیسم پرولتاری – متشکل از جامعه ی کشورهای سوسیالیستی، جنبشهای رهاییبخش ملی و جنبش کارگری کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری – بود

هشدار!

برای رضا شهابی و یاران همزنجیرش در زندان رجایی شهر کرج

دشمنان دلشادند
که شما ای همه مردان و زنان بی باک،
دست از پیکارش بردارید
و چنان با نیش خنجر خود بر خاک افتید،
که صف راهروان ره فردا شاید،
ار توان افتد و ماند برجا،
ره براو تنگ شود

بخش: 

نقدی بر دستورالعمل اجرایی طرح مصوب کارورزی دانش‌آموختگان دانشگاهی

سقف کمک‌هزینه‌ی ی کارورزی که در متن پیش‌نویس ماهی 400 هزارتومانی تعیین‌شده بود در ماده‌ی 10 متن مصوب به‌طور متوسط به 350 هزار تومان کاهش‌یافته که نزدیک به یک‌سوم حداقل حقوق و مزد رسمی است. این کاهش به چه دلیل انجام‌شده است؛ و حال‌آنکه، بنا بر قاعده، اصلاح به‌صورت مثبت انجام می‌گیرد.

آزادی، آزادی ...!

همه ی مردم حق دارند در شرایط متعادل از منابع مادی اجتماعی برخوردارشوند و هیچ کس حق ندارد آزادی مردم را درتأمین عادلانه ی حقوق خویش سلب کند. منابع اجتماعی لازم است تحت نظارت شدید برگزیدکان مردم قرارگیرد و هیچ کس در هیچ مقام و موقعیت نباید به حقوق مادی مردم تعرض کند یا در مقابل تعرض به ان به دست هر فرد دیگر بی اعتنا بماند. برگزیدگان باید بر تآمین حقوق و آزادیهای اجتماعی نظارت کنند واگر چنین نکنند سزاوار پیگرد و خلع ید ازمقام انتخابی خویش اند که مردم به آنان تفویض کرده اند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علیرضا جباری (آذرنگ)