شیدان وثیق

گفتاری در باره ی "کدام سوسیالیسم و کدام چپ؟"

چپِ مورد نظر ما جنبشی است. به این معنا که بر نقش اصلی و تعیین کننده‌ی جنبش‌های اجتماعی در مبارزه برای تغییرات اجتماعی باور دارد. بر قابلیت‌ها و توانایی‌های فاعل اجتماعی و جمعی در جنبش‌ها و مبارزات اجتماعی تاکید می‌ورزد. در نهایت امر، چپ رهایی خواه طرفدار مداخله‌گری مستقیم مردمان در امور خود است.

ادای سهمی در پاسخ به دو پرسش: کدام سوسیالیسم؟ و کدام چپ؟

«سوسیالیسم» برای ما سیستم نیست. نظام نیست. دولت یا حکومت نیست. حاکمیتِ ملی یا طبقاتی نیست. دولت طبقه‌ای خاص ولو کارگری یا پرولتاریایی نیست. دکترین یا شیوه‌ی تولید نیست. «سوسیالیسم» یا مبارزه‌ی رهایی‌خواهانه، فرایندی اجتماعی، جنبشی، دگرسازانه و انقلابی است. روندی است پر تضاد و تعارض و در نتیجه غیر‌ جبرباورانه و نامحتوم، با ناروشنی‌ها و نامسلمی‌هایش، با خطر‌ها و ریسک‌هایش، با پیش روی‌ها و پس‌روی‌هایش... به سوی آنی‌ که رهائی اش‌ می‌نامیم

سه چپِ سازش‌ناپذیر

به مناسبت پروژه شکل‌دهی «تشکل بزرگ چپ»

من در تعریف و تبیین چپ، سه گونه «چپ» را از هم تفکیک می‌کنم. یکی را چپی می‌خوانم که کمر به اداره‌ی «اجتماعی» سیستم سرمایه‌داری بسته است و در نتیجه پاسدار وضع موجود است. آن را «چپِ سیستمی» می‌نامم. دیگری «چپِ تمامیت‌خواه» است که در راستای سلطه‌ی سیاسی‌ و ایدئولوژیکی حزب- دولت‌ می‌اندیشد و در بنا بر آن عمل می‌کند. سومی را «چپ‌رهایی‌خواه» در گسست از بینش، فلسفه، سیاست و عملکرد دو دیگر تعریف می‌کنم.

چپِ دگر در برابر سه پرسش بنیادین

سهمیه‌ای به پروژه شکل‌دهی «تشکل بزرگ چپ»

نخستین پرسش را چگونگی تغییر وضع موجود به سوی رهایی در بغرنجی‌ها، تضادها و چندگانگی‌‌اش تشکیل می دهد. چگونه می‌توان دو سنخ مبارزه‌ی سیاسی- اجتماعی، در هم‌بستگی و هم‌زمانی‌ با هم‌، یعنی مبارزه با استبداد برای آزادی و دموکراسی و مبارزه با سرمایه‌داری ملی و جهانی شده‌ی امروزی برای رهایی و برابری را با هم پیوند داد و تلقیق کرد. چگونه می‌توان این دو مبارزه را بدون توسل به توجیه و سفسطه «مرحله‌بندی‌‌ تاریخی و زمانی» که بیش از پیش غیرواقعی و حذف کننده یکی توسط دیگری‌ست... به پیش راند؟

کدام چپ؟

بنا بر آن چه که رفت، ما امروز در شرایطی زندگی و مبارزه میکنیم که سه سِکانس تاریخی چپ مارکسیستی، یکی پس از دیگری، بدون آن که ادامه و تکامل یکدیگر باشند، به پایان رسیدهاند. پرسش این است: از آنها چه اصول و ارزشهای راهنمایی برای امروز ما باقی ماندهاند؟

ابهامات «سکولاریسم»

«سکولاریسم» نواندیشان دینی، اصلاح طلبان غیر دینی و... جدایی دولت و دین (لائیسیته)

راه کاری که امروزه در مقابل چپِ سوسیالیستی آزادیخواه و دموکرات - در گُسَست از بینش چپ سنتی توتالیتر - و به طور عمومیتر در مقابل روندهای جمهوریخواه، دموکرات و لائیک در داخل و خارج کشور - در گُسَست از دو نظم استبدادی پادشاهی و اسلامی - قرار دارد، همواره همان فعالیت اپوزیسیونی، فکری و عملی، یا فعالیت در جهت تغییر و دگرسازی وضع موجود است. چیزی که مارکس "فعالیت «انقلابی» یا فعالیت «عملی – انتقادی»“ مینامید...

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - شیدان وثیق