اشرف علیخانی (ستاره تهران)

از سیاست متنفرم

می خواهم بگویم که: دوستان آنسوی آبها! باور کنید تنها مرگ است که قابل جبران نیست! وگرنه هر مشکلی را می توان حل و برطرف کرد. هر اختلافی قابل چاره اندیشی و درمانست. تنها مرگ را نمی توان از بین برد, اما هنوز همه زنده هستید. زنده هستیم. می شود دوستانه کنار هم نشست. به هم اجازه صحبت کردن داد.

جنون قدرت در سیاست

ثروت و قدرت در تمام ابعادش باید بین همه تقسیم شوند و نباید در انحصار قشر یا گروه خاصی قرار گیرند. انسانها همه از زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان و باخدا و بیخدا و سفید و سرخ و زرد و سیاه همه با هم برابرند و حق زندگی برابر و بهره مندی از تمام امکانات رشد و شکوفایی زندگی را دارند.

ای مخاطب ناشناس! مدد رسان و یاری کن!

من خطاب به کسی که نمی دانم کیست، اما اطمینان دارم دلسوز و معقول و دارای درک و درایت و مهر است می خواهم بگویم که لطفاً در این خصوص اقدام کند و این قانون را زنده و لازم الاجرا نماید. اگر این قانون اجرا شود تمام عزیزانمان و تمام زندانیان زن و مرد شب عید و با آغاز سال نو در آغوش خانواده های خود خواهندبود. همت کنید و مدد رسانید! ای مخاطب ناشناس. هر که هستی از تو یاری میخواهم. به مهربانی و عشق و انسانیتت امید بسته ام.

به یاد تمام زندانیان بهایی - خاطره ای از اوین

خانم صهبا رضوانی اگرچه آزاد شد، اما دخترش حکم زندان گرفته و چند تن دیگر که هم اکنون در اوین هستند با احکام وحشتناک بیست سال زندان، مانند خانم مهوش شهریاری عزیز و خانم فریبا کمال آبادی هر دو بیست سال زندان. قاضی پرونده به خانم مهوش گفته بود: "عمودی می فرستیمت زندان و افقی از آنجا خارج خواهی شد!"

خطاب به روشنفکران و آزادیخواهان پرمدعا

این که ما٬ تنها به بهانۀ ناکارآمدی مسئولین حکومت ( که البته دور از حقیقت هم نیست)٬ صدها حادثه و فجایع انسانی و بلایای طبیعی که برای هموطنانمان رخ داده را فقط به دیدۀ نقد و اعتراض بنگریم و در موردشان بنویسیم، ولی در عمل هیچ کاری برای پیشگیری از این چنین اتفاقاتی بعمل نیاوریم٬ نوعی شانه از زیر بار مسئولیت خالی کردن و فریب دادن وجدان خواب آلودۀ خویش است.

آری... آن چشمبندها

اولین باری که چشم بندم را، بدلیل این که خیلی سنگین و کمی تغییر رنگ یافته بنظر می رسید، شستم٬ خودم هم های های گریه می کردم. دلیلش این بود که می دانستم سنگینی آن چشم بند بخاطر کثیفی و آلودگی نیست بلکه از اشک چشم ده ها، بلکه صدها زندانی قبل از من که آن را به چشم زده بوده اند، آن قدر سنگین شده است و حس می کردم زیر آب دارم اشک چشمان دیگران را می شویم.

"سرژ پائول"

داستانی بمناسبت روز کارگر

اعتراضات فردی و درون کارخانه ای، بیفایده است و معترضان تنها می مانند و به نتیجه نمی رسند. اگر به تاریخ اعتقاد داشته باشیم آنگاه می بینیم که هیچ مبارزه ای بدون ایدئولوژی و پایگاه طبقاتی پیروز نمی شود. اما چرا معترضان تنها هستند؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - اشرف علیخانی (ستاره تهران)