گوناگون

فرخ نعمت پور

گاهی وقتها از ترس بچەگانە خودمان خندەمان می گرفت، و پدر بە شوخی کلی بە ما طعنە می زد. و تمام آن بهار تن و جان ما بە تندر عادت نکرد کە نکرد، و همچنان با هر جرقەای در آسمان بر خود می لرزیدیم. پدر...

فرخ نعمت پور

ولی چیزی در درون بە من می گفت کە همین انقلابی کە من آن را دیدە بودم، اما درکش نکردە بودم، تاثیر قاطعی در زندگی من گذاشتە بود و در آیندە هم خواهد گذاشت. و جنگ اولین نمونە برجستە آن بود. و راستی...

فرخ نعمت پور

و این روزها من هم بنوعی خوشحال بودم. و خوشحالی من بیشتر از بابت دوری مرگ بود. اگرچە هر لحظە، بمب و یا توپی اتفاقی می توانست آن را زیرورو کند. و من زیاد بە اتفاق باور نداشتم. بە نظر من زندگی بیشتر...

فرخ نعمت پور

در همان سالها برادر بزرگتر بختیار، کە اسمش عمر بود و برای خودش مردی شدە بود، برای کار بە پایتخت رفت. او آنجا اسم خودش را برای دوری از دردسر و بدبیاری گذاشتە بود عمران! و عمران پاییز کە شد و بە...

امیر جواهری لنگرودی

با صدور حکم قتل عام سّرعی خمینی، برای کشتار زندانیان سیاسی مجاهد وکمونیست‌ها و برگماری عوامل کشتار، سور و ساط اجرای این حکم در زندان‌های سراسر ایران به فوریت آماده شد و همه کارگزاران کشتار (نیری،...

فرخ نعمت پور

شبی دفتری از دوران مدرسە را می آورم و در آن شروع بە نوشتن یادداشتهای روزانە می کنم. اما متوجە می شوم کە علیرغم همە مسائلی کە اتفاق افتادەاند، و همە اندیشەها و احساسهائی کە در تمامی این مدت وجود...

فرخ نعمت پور

بە اطراف خودم نگاهی می کنم. علیرغم هر چیزی خوشحالم کە بە درون سرعت عادی زمان برگشتەام. بهرحال بە همان سرعتی کە جنگ اتفاق افتاد، می تواند بە همان سرعت هم تمام شود. آە، چە احساس خوبی! پیش خودم می...

فرخ نعمت پور

می دانستم مادر دلش از آنی کە نشان می داد تنگتر بود. اگر من و پدر دو مرد بودیم کە می توانستیم یکدیگر را بەعنوان مرد دیگری در خارج از وجود خود ببینیم، او هیچ زنی دیگر در کنارش نبود. او همانطوری کە...

فرخ نعمت پور

شبی در حالیکە کنار بخاری نشستەام و دارم کتاب جغرافیای مدرسەام را همین طوری ورق می زنم، نقشە استان خودمان را نگاە می کنم. بە فاصلە شهر با مرز خیرە می شوم، و بعد بە فاصلە شهر با شهرهای دیگر. و...

بیانیه کانون نویسندگان ایران

سایه اگرچه بیشتر با غزلیاتش شناخته می‌شود، از نخستین شاگردان و پیروان نیما بود و شعرهای ارزنده‌ای در سبک و سیاق نیمایی دارد که یکی از معروف‌ترین آن ها شعر «ارغوان» است؛ شعری که ابتهاج آن را در...

شمی صلواتی

رضاخان روحت شاد، شعاری که توسط جمهوری اسلامی برای انحراف در اعتراضات مردم در رسانه‌های چون ایران اینترنشنال، منوتو، صدای آمریکا، و رادیو فردا بعنوان خوراک تبلیغاتی استفاده می شود. احزاب راست پرو...

فرخ نعمت پور

و پدر، بیشتر، رادیوهای خارجی را دوست داشت. و گاهی وقتها من فکر می کردم کە ما اساسا خانوادە میهن پرستی نبودیم. اما راستی چرا پدرم دوست داشت جنگ را از رادیوهای خارجی بشنود؟ تا اینکە بعدها فهمیدم کە...

پهلوان

بابوشکا، پسر ۹ ساله ای که سه ماه پیش نزد یک کفاش شاگرد شده بود؛ به رختخواب نرفت. پس از انتظار برای رفتن استاد، یک شیشه جوهر از کمد استاد بیرون آورد، خودکاری که نوک آن زنگ زده بود، و در حالی که...

فرخ نعمت پور

رودخانە کنارەهایش یخ زدەاست و برف بخشی از آن را پوشانیدەاست. پدر کە مدتیست بخاری هیزمی را بیرون آوردە، در پی هیزم بە رودخانە می آید. تا چشم کار می کند بە درازای آب روان درخت بید و چنار در سرمای...

شمی صلواتی

غربی ها آیت الله خمینی را روی دست گرفتند تا ترس جهان سرمایه را از رویا ی سوسیالیزم و آزادی کارگران کاهش دهند. به همین دلیل ۴۳ سال روز گار مردم افغانستان و ایران در جنهم مذهب سیاه شده و در جهان...

فرخ نعمت پور

و یک روز پدر هنگامیکە از گرفتن آذوقە از مقر نظامی باز می گردد، می بینم اخمهایش تو هم است. بعد معلوم می شود کە فرماندە بە او تشر زدە کە میهن پرستی تنها بە ماندن در شهر نیست، بلکە باید او و پسرش، کە...

فرخ نعمت پور

چنین سکوتی، سکوتی برای خود نیست، بلکە مقدمە بی پایان رویدادهای بعدی است. و برای همین سرشار از ناگفتەهائیست کە قرار است هر چە سریعتر گفتەشوند. و در جنگ چنین است کە نە اخبار و نە انفجارها قرار نیست...

فرخ نعمت پور

و راستی چرا جنگ شدەبود؟ پدر طبق معمول بە همان تئوری توطئە در توجیە جنگ پناە می برد، و معتقد بود کە زمانی کە همە چیز بە هم می ریزد، عقل آدمها هم ثبات قبلی خود را از دست می دهد و تصور می کنند کە با...

فرخ نعمت پور

اما بعد از انقلاب، هنگامیکە فهمید می تواند بە کارش در مدرسە ادامە بدهد و کسی اخراجش نمی کند، آرام گرفت. مثل اینکە برای همیشە دغدغە انقلاب از سرش بیرون افتاد، و مثل سابق بە زندگی خودش ادامە داد....

فرخ نعمت پور

و روز عروسی، محلە پر از آوای موسیقی و رقص رنگها می شد. بوی بد و خوب عطرهای ارزان قیمت و گران قیمت بە همراە بوی میخک و گلاب در کوچە می پیچید. و بوی پلو هوا را می انباشت. مطربانی کە ساعتها می...

صفحه‌ها