دیدگاه‎ها

دارا گلستان

من هرگز نگفته‌ام که سوسياليسم بد يا وحشتناک است. من تعريف مشخصى از سوسياليسم را بيان کرده و تفاوت آن با رژيم سرمايه دولتى را توضيح داده بودم. من علت تبديل اولى به دومى را شرح دادم. من گفتم که "هر حرف زمانى دارد".

کیانوش توکلی

سازماندهی بگونه‌ای بود که بطور مثال اگر من و يا يکی از مسئولين دستگير می‌شديم و در زير شکنجه همه اطلاعات گرفته می‌شد، باز هم اين موجب دستگيری گسترده نمی‌شد. در واقع يك سيستم پيچيده عدم تمرکز اطلاعاتی را در تشکيلات مخفی پيش برديم. يک نوع فرهنگ ضداطلاعاتی را ايجاد کرديم و اگر کسی بدنبال اطلاعات اضافی بود خودبخود مورد شک ديگران واقع می‌شد، حتی اگراين شخص مسئول تشکيلات می‌بود، بدينگونه بود که در تهاجم گسترده سال 65 بخش ما سالم ماند و کسی دستگير نشد. چرا که آموزش کار مخفی را هم‌زمان با تغيير سازمان‌دهی پيش برده بوديم.

علی اکبر آزاد

نامه‌احمدى نژاد به جرج بوش موضوع بسيارى از مطبوعات جهان شد. احمدى‌نژاد با بيان موضوعات در هم مختلف به کج‌فهمى دنيا از سخنانش کمک کرد. انگار که بايد دنيا بنشيند و رمل و اسطرلاب بياندازد تا بفهمد منظور او چيست. خانم کوندوليزا رايس گفت که نامه حاوى نکات تازه‌اى نيست. بهتر بود که مى‌گفت حاوى موضوعى فهميدنى نيست. مشکل احمدى‌نژاد آن است که نمى‌داند که درچه دنيايى زندگى مى‌کند.

سهراب مبشری

به جهان پيرامون خود که بنگريم، سه منشأ اصلى سيه روزى ها به راحتى قابل تشخيص است: سرمايه دارى که ميلياردها انسان را در فقر و محروميت نگه داشته است و با غارت لجام گسيخته منابع طبيعى و انسانى، جورى بيکران بر نسلهاى کنونى و آتى بشر روا مى دارد، مذهب که «باور» خرافى را به جاى «دانستن» مى گذارد، و ناسيوناليسم که که فجايع بسيار به بار مى آورد. بر ضد همه اين زهرها، چپ پادزهر دارد

حمید برزگر

به نظر ما مبارزه ضد امپرياليستى پيوند تنگاتنگى با روند جهانى شدن دارد. دغدغه فكرى جريان هاى بزرگ چپ در جهان سوم شناخت فرصت هاى پيش آمده در اين ميان است تا بتوانند سرمايه دارى هار را افسار بزنند و يا بتوانند در عرصه ملى منافع مردم خود را در مقابل تهاجم فرهنگى-هويتى و اقتصادى-سياسى جهان صنعتى حفظ كنند

دارا گلستان

"انستيتو علوم و امنيت جهاني" در آمريکا معتقد است که اگر جمهوری اسلامی را آزاد بگذارند ميتواند تا سال ٢٠٠۹ به دانش چگونگی ساخت، و طرز ساختن بمب های هسته ای دست پيدا کند

شهلا فرید

"اليت" جامعه ما، به ويژه بخش چپ آن،....کشتار يهوديان را با نگاه به جهان، به صهيونيسم و تلقی از کشور اسرائيل پيوند داده و هنوز مشکل ذهنی خود را با امر پذيرش دولت اسراييل به عنوان يک واقعيت حل نکرده است

دانش باقرپور

ضديت جمهوری اسلامی با اسرائيل، نبايد با تفکر يهودی ستيزی يک سان قلمداد شود. مخالفت جمهوری اسلامی با موجوديت اسرائيل از وجه سياسی و امنيتی آن قابل تعريف است و نه وجه دينی آن!

سعید محمودی

مخالفت غرب و به خصوص آمريکا با برنامه هسته ای ايران در وحله اول حاصل بی اعتمادی است. برای اين بی اعتمادی دلايل زيادی وجود دارد. صرف نظر از سياست خارجی غرب ستيزانه ايران، عمليات ايران در زمينه هسته ای ايجاد سوء ظن نموده است. از جمله اين سوال مطرح بوده که اگر واقعا هدف صلح آميز است، ساختن کارخانه آب سنگين و توليد پلوتونيوم چيست؟

ما ضمن اينكه موافق اتحاد و ائتلاف و همكاری خوديها بوده و در اين راه هم تلاش می كنيم، اما راه كار اساسی را يك ائتلاف گسترده از نحله های سياسی مختلف می دانيم. در عين حال لازم به تاكيد می بينيم كه روند عمومی جامعه، بيش از پيش راه كار فوق را در دستور گذاشته است.

ما در مقابلٍ «كمونيستهای سابق» كه اكنون سرگيجه ، مدام نوعی سمپاتی و ارادت به امپرياليسم آمريكا را در اعماق ذهن شان كشف كرده و به عنوان نوآوری عرضه ميدارند و درباره كليه جنايت امپرياليسم آگاهانه سكوت كرده ولی در باره سوسياليسم بجا و نابجا فرياد بر می آوردند وبه توهين و پرخاش می رسند، انتقاد از خود را برگزيديم و آگاهانه به كنكاش ضروری نواقص و اشتباهات گذشته خود می پردازيم ولی تاريخ خويش را منكر نمی شويم

احمد زاهدی لنگرودی

دولت محمود احمدی نژاد، هنوز مهمترين و كليدی ترين وزير خود را نيافته، اين نشان از بحران و ناتوانايی بالائی ها است. اگر پائینی ها، طبقات مختلف اجتماعی، نخواهند و اين نخواستن، بر همگان روشن گردد و كاركرد بيابد، آن وقت تغييری شتابان در پيش خواهد بود

علی اکبر آزاد

بعید به نظر می رسد که این دوسازمان سیاسی بتوانند باوجود تاریخ مشترک وسیاست ودیدگاه امروزین دردوپوسته بمانند. این دوسازمان چه بخواهند وچه نه بدون آنکه کسی اراده خاصی را انجام داده باشد، براثر داده های زمانه به سوی یکی شدن سیر می کنند. هم تشکیلات فداییان اکثریت وهم اتحادفداییان باوجود داشتن طیفهای نظری مختلف کاملا آمادگی عینی این پذیرش ویکی شدن رادارندوهمانااین طیفهادرسازمان بهم پیوسته جدید همدیگر رایافته و به هم می پیوندند.

حجت نارنجی

در حالی که پراکندگی، از دردهای اساسی اپوزيسيون بشمار ميرود، کدام تلاشگر سياسی است که دل در گرو برقراری دمکراسی در کشورمان و رهايی مردممان از گريبان استبداد حاکم را داشته باشد و اما با ايجاد و يا تلاش برای ايجاد ثقل های نيرومند از نحله های سياسی مختلف، مخالفت کند

سیامک فرید

در اين چند ماه گذشته احمدی نژاد برای تبديل موافق به مخالف و مخالف به معاند بسيار موفق عمل کرده است. گر چه اين از قولهای انتخاباتی او نبود ولی تنها سياستی است که قرين با موفقيت بوده است. نقش ايجاد اتفاق و اتحاد ميان مخالفين و معاندين را ديگر نميتوان از وی انتظار داشت. هوش و ذکاوت اپوزيسيون در اجرای هر چه سريعتر اين سياست محک خواهد خورد

کیانوش توکلی

در عصر مجازی و اطلاعات ديگر استبداد و خفقان هر گز نه در ايران و نه در هيج کجای جهان مستولی نخواهد شد، شرايط به قبل از سال ٥٧ برنخواهد گشت، چه سلطنت بر گردد ويا چه همين جمهوری اسلامی ادامه يابد.

مهرزاد وطن آبادی

هر آنچه تا كنون تحت عنوان آلترناتيو و بديل جمهوری اسلامی مطرح نموده‌اند، نتوانسته است به هدف اصلی كه همانا برقراری پيوند با فعالان سياسی و فرهنگی داخل كشور باشد بيانجامد. چون آلترناتيو عنوان شده فاقد خصلت هم‌زبانی با مردم و در نظر گرفتن روان‌شناسی و سطح مبارزات آنان بوده و آهنگ آن با آهنگ حركت مردمی هماهنگ نبوده است

احمد زاهدی لنگرودی

دانشجو متعلق به طبقه خاصی نيست. و از آنجا که غالباً در دوران دانشجويی يک زندگی شبهه کمونی را تجربه می کند، همانند روشنفکرها، صرفاً با طبقه ای که از آن آمده قرابتی ندارد. آنچه از آميختگی فرهنگ ها و خصوصيات طبقات مختلف اجتماعی بر دانشجو تاثير می گذارد، وی را متمايز از طبقه خود و در عين حال همسو با کليه طبقات اجتماعی می سازد.

یداله بلدی

آقای حمید شوکت اگر به استقرار دمکراسی و عدالت جتماعی در جامعه مان اعتقاد داریم باید به جای خاک پاشیدن به چشم دیگران و ایراد تهمت های ناروا و به کار بردن واژه های تحقـیرآمیز فضائی را ایجاد نمائیم که در آن بدون غرض ورزی و در کمال انصاف و صداقت عملکردها یمان را به نقد بکشیم و گر نه هتاکی و کینه ورزی ره به جائی نخواهد برد.

علی اکبر آزاد

مشارکت در سازمان هرروزبیشتر شده است. آن روابط قدیمی دستوردهنده و فرمانبردار در سازمان سالهاست که دیگر وجود ندارد. سازمان دیگر از آن شیوه اداره هم برخودارنیست. سازمان بنا به تغییراتش ازشیوه های گذشته بطور سیستماتیک دورشده است. سازماندهی داخلی آن براساس مشارکت و دمکراسی استوار گشته است. این سیستم در حال شدن و تغییرات به سوی کامل شدن است

صفحه‌ها