هنر و ادبیات

کاوە داد

صدای دهل از دور خوش است، از نزدیک گوش را آزار می دە. تو انگار یادت رفته پدر، من در قامت این درختان پشت پنجره و باغچه خانه خودم را بیاد می آرم کە پا بە پاشون بزرگ شدم. بە اون درخت نارنج و اون نخل...

کاوە داد

نگذارکه خستگی تن، خستگی عشق بیافریند وروح را جریحه دار کند وعشق را به حضیض فرو کشاند، بگذار دراوج عشق باشی و درجان نسوزی و تن بی مایه خودرا به لحظه وا منه که دوست داشتن، روحی والا می خواهد. بگذار...

جواد موسوی خوزستانی

مفسران متأخر آثار عطار نیز که حوادث آن دوره از جهان ایرانی را با افق دوران مدرن خوانده اند معمولا بر تعداد مریدان و مقلدان شیخ صنعان[9]، بلندی و کوتاهی مصرعها، شیوه های زمینی عشق ورزی او، و...

کاوە داد

- رحمان مرا تهدید کرده که اگر با او ازدواج نکنم به من زار خواهد داد! گفت رفته پیش با حبیب دعای زار گرفته و کافی ست که آنرا بخواند و شب چهارشنبه یک مرغ سفید را بکشد و با خون و دعا مخلوط کند و آنرا...

کاوە داد

شبی که فرداش یکی ازما ، آزاد می شد، چه زیبا بود آن شب، وما ...
وشب تبعید عزیزان، چوپان و ... ، از زندان اهوازبه تهران، وپروین که می خواند: ازآن شبی که برنگشتی، جهان که شادی آفرین بود به چشم...

نظر3
کاوە داد

سپیدی داشت ظلمت شب را می شست و دریا دیگر آن سیاهی شب را نداشت. دل کمی آرام شده بود. خنکای صبحگاهی که به صورت می خورد، کرختی شب و دلهره ها را جاروب می کرد. احساس خوبی به عادل دست می داد. صدای موتور...

بهرام رحمانی

به این ترتیب،غلامعلی حدادعادل، از نخستین کارد به دستان حکومت اسلامی و رییس سابق مجلس شورای اسلامی وعضو مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی و ...رسما و علنا درباره شب شعر گوته دروغ می گوید و با...

نخستین شاهکار بزرگ نمایشی نوشین سه تابلو (زال و رودابه، رستم و تهمینه و بیژن و منیژه) بود که به گفته ی زنده یاد احسان طبری با این کار ”شخصیت هنری اش...“ بروز کرد. نمایش در ۱۳۱۳ و در جشن هزاره ی...

حسن محسنی فريدنی

در این دهه سیاه زهره دیگر تماشاگر نیست، شاهد عینی نیست، روایتگر نیست. او هر روز این دهسال را در چرخ گوشت هول انگیزی که نه فقط لاشه آدمها، که انسانیت، غرور، شرافت و هست و نیست انسان را له می کند تا...

نظر1

گفتن از ناگفتنی ها مشکل است
نیست این کارِ زبان، کار دل است
لرتا از اندک هنرمندانی بود که بر صحنه ها و سن های نمایشی رویید و بالید و بزرگ شد و با هر بازی اش انبوه انسان هایی را که...

نظر1
بهرام رحمانی

یاشار كمال با رمان اینجه ممد، باورهای انقلابی و برابری طلبانه خود را بیان می دارد: «به مردم بنگرید. به پلشتی ‌ها، نیكی‌ها، دلاوری‌ها، سستی‌ها، تودرتویی روح و روانشان، خشم و ترس آن‌ها، به فرزندان...

منصور مشرف

دردا و دریغا که شبی طولانی است واندر پی آن هم سحری طوفانی است با این همه، عزم و صبر و پیکار خوش است زیرا غم امروز دگر فردا نیست

نظر5
اشرف علیخانی (ستاره تهران)

در فرهنگ ضد زن، معشوق بی اختیار است. معشوق بی اراده است. معشوق حق انتخاب ندارد چون مورد عشق قرار گرفته و خود حق عاشق شدن ندارد و چنانچه خود عاشق شود به گناه و خیانت و جرم نابخشودنی، متهم و محکوم...

نظر1
فرخ نعمت پور

هنر را باور می کنیم چون کە زندگی را می خواهیم باور کنیم، اگرچە زندگی بسیاری اوقات لطافت ها را پس می راند و انسان را بە وادی هراس و تفکر هل می دهد. ما هنر را می خواهیم تا با دوبارە زیستن هایمان در...

فرخ نعمت پور

در تاریخ هفت سپتامبر سال 2013 رمانی از طرف وزارت فرهنگ حکومت اقلیم کردستان عراق از نویسنده پر کار و فعال کرد ایرانی رفیق فرخ نعمت پور بە اسم "پنج سفر، یک تصویر"، در اربیل کردستان عراق انتشار یافت...

نظر4
انجمن قلم ایران در تبعید

شعر بهبهانی، زبان دلیر و توانمند و بلندِ آن فرودستانی ست که دست روزگار توانشان را به جبر و ترفند گرفته است؛ زبانی زیبا و استوار که در برابر هیچ گونه ای از زور و استبداد خاموش نمانده است.

ابوالفضل محققی

زمانی که بچه هایش دستگیر شدند او نیز در خانه انها بود. اورا هم دستگیر کردند. چند ماهی در زندان بود. وقتی ازاد می شد هر دو پسرش را اعدام کرده بودند. زمانی که بشهر برگشت پیر مردی بود که به سختی راه...

نظر5
نفیسه محمدپور

مطلب زیر تجربه ای از خشونت خانگی است که نفیسه محمدپور با انگیزه ثبت این تجربه ها آنرا در قالب روایتی داستان گونه به نگارش درآورده است.

سوارەی ئێلخانیزادە
ترجمه از:
محسن کاملی

هرچند شاید سواره جزو شاعران پر کار کرد به شمار نیاید اما از دیدگاه چگونگی اشعارش او را میتوان از ستارگان شعر و ادبیات کردی نامید. آنچه که از او به چاپ رسیده شامل ۱۵ شعر به زبان کردی و ۱۲ شعر به...

نظر1
مهران زنگنه

صدای زوزه چیزی در فضای صحنه پیچید و من فقط توانستم به زحمت فریاد بزنم. صدای خودم را می شنیدم كه می رفت و می آمد و فضا را قُرق كرده بود. شاهزاده بالای سرم ایستاده بود. وزن ملازم روی گرده ام سنگینی...

صفحه‌ها