هنر و ادبیات

کاوە داد

من و پگاه سرمست زمان و شبیم و نگاه بر آن سبزه رویانی که با کندورهای زیبا و جلبیل خوس دارخود، آتش بیار معرکه دل بودند، و با خنده های ملیح وبعضی مواقع قهقهه های بلند خود، شور و شوقی دیگر. لطافت...

ا. رحمان

خیابان دهان گشوده،
خمیازه اش به آخر می رسید
عابر خسته ای جنازه خود را
بر دوش می کشید
هنوز تا خانه راه درازی مانده

کاوە داد

همه ی واژەها، از نام تو سرشارست
من و واژە ها با تو نفس می کشیم
تا بهانه هارا چگونه بسرائیم.

آرام بختیاری

تا پایان قرن ۱۹ میلادی غالب خالقین آثاراروتیک، گمنام و ناشناخته و یا با نام مستعار فعال بوده اند. مفهوم و مقوله اروتیک در فلسفه غرب در چهارچوب "فلسفه زندگی" بررسی میشود، و خدای اسطوره ای آن "اروس...

رحمان_ ا

چه غم انگیز است
به تماشای تمنای تو بنشینم
و به بار نشستن آرزوهایت
در انتظار معجزه ای
چشم بر کبودِ آسمان بدوزی
که شفاعت تو را
از خود طلب می کند

مصطفی سوشیانت

به احترام دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که جمع کوچکی از آن ها در خلال سال های ۴۹-۴۸ مانند نسیمی صبحگاهی به زندگی من وارد شدند و ..... رفتند.

رحمان-ا

دو گویِ سُرخ و گداخته
در قعر دو کاسه خونین،
به چاهی می ماند،
در انحنای تاریک، روشنایِ غروب
می تابد،
بر بلندای رخسار بی تابِ مانده از روز
رفته گان را
...

آرام بختیاری

هانس مگنوس- انسنبرگر، نویسنده ایست پویا که در نیمه دوم قرن 20 مواضع گوناگونی داشته، از جمله، عشق به سوسیالیسم، کراهت از آلمان امریکازده، همدردی با جهان سوم، امیدواری به انقلاب چپگرایان، نوستالژی...

فرخ نعمت پور

توی شهر ما مردی هست کە نمی خندد. همیشە با چهرەای اخمو و نگاهی عبوس بە اطرافش نگاە می کند. حتی اگر بهترین جکهای دنیا را هم برایش تعریف کنی، باز نمی خندد. همین جوری نگاهت می کند و انگار نە انگار کە...

فرخ نعمت پور

از آن سال، یا بهتر بگم از آن روز سالها گذشتە. از آن روزی کە بعد از آن روز سالها آمد و او رو این بار حقیقتان از من گرفتند، نە گرفتنی مانند دوری و با هم نبودن، نە مثل روزهای بعد از آن روز کنار...

الیسون فلوود - ترجمه رضا کاویانی

جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۱، مشهورترین جایزه جهانی برای ادبیات را نویسنده تانزانیایی عبدالرازق دریافت می کند. او در آثارش، از زندگی خود و آوارگی ها سخن می گوید. و به دلیل بررسی سازش ناپذیر و بدون...

کاوە داد

فضا رنگ دیگری به خود گرفت، همه چیز زیبا شد. احساس پاکی بهم دست داد. با وجودی که هوا ملس بود گرمائی در خود احساس کردم، چشمانم را بستم و یک لحظه به صدای قلب خود گوش دادم. صدایش را شنیدم. صدای عشق...

ا. رحمان

منتظریم
ناگاه دوستی،
از آن سویِ ابر و باد و آب
آرام از پشتِ خط
خبر خوب را،
در گوشمان نجوا کند

صادق شکیب

بر همگان واضح و مبرهن است که ثروت از علم بهتر است. چون اگر آدم ثروت داشته باشد، علم هم دارد. مثلا همسایه ما با اینکه خواندن نوشت را درست و حسابی بلد نیست، اما چون خانه می سازد و می فروشد به او...

شمی صلواتی

دلم خواهد چو دریا به طغیان
زشتی ها جارو
و باغ ها را پر از گل
و جهان را غرق در شادی کنم.

تهیه و تنظیم: چوک سیم بالا (کاوه)

خلیج فارس سکونتگاه یکی از کهن ترین اقوام ایرانی می باشد که تمدن آنها از میان رفته است. کاوشهای اخیر باستانشناسی آثار درخور توجهی را به دست آورده که بیانگر حضور مردمان این منطقه در عرصه تاریخ است....

شمی صلواتی

سالهاست،
هنوز صدها سال است
که از جهل خود، بیگانه با خویش
تن به بردگی دادیم

کاوە دادخواە

هر دو خواب زده بودند، مادر خیلی پکر شده بود و خالد از مادر بیشتر. مادر راست می گفت حالا چرا دبی، اگر برای حمالی و پادوئی باشد چرا توی مملکت خودش نباشد، دیگرغصه و دلگیری غربت هم ندارد. نگار هم همین...

ا ـ رحمان

لشکر کار-
از قید خویش رها، می روند،
بی تاب،
در "شهریار" به شبِ خسته میرسند
و تمام نمی شوند

ا ـ رحمان

و یا گل سرخی بالای سرم
بکارید،
پیش از طلوعِ آفتاب
که تاریکی چترش را می افرازد
با من از باغ گل سرخ،
به گفتگو بنشیند

صفحه‌ها