مجید سیادت

بحران سوريه، فاز سوم

فازسوم (1) – اکنون بحران سوريه وارد فاز جديدی شده است. مضمون اين فاز، ايجاد ثبات در سوريه است. اين هدف مخصوصا برای امريکا و متحدينش در اروپای غربی اهميت دارد. ترکيه و عربستان سعودی – هر کدام به دلائل خاص خود – با اين هدف مخالفند.

سه سئوال پيرامون امواج بی پايان پناهجويان

در هر حال مسلم است که در صورتی که اراده سياسی وجود داشته باشد دولت ترکيه به راحتی می تواند هر زمان که اراده کند جلوی سوار شدن هر شبانه روز چندين هزار پناهجو در بلم‌های ساحلی را بگيرد. کافی است که چند هزار پليس اين خطه ساحلی را حفاظت کنند و جلوی تجارت انتقال آدم‌ها از ترکيه گرفته می شود

"توافقی سيال" و قابل تغيير

اين توافق تنها شروع يک پروسه است. توجه داشته باشيد که (هم در ايران و هم در امريکا) هنوز نيروهائی هستند که اينگونه توافق را بر نمی تابند. تمام موضوعات مربوط به نظم جديد خاورميانه قابل بحث هستند

توافق نهائی هسته ای

نکته اصلی اين توافق، رفع خطر حمله نظامی امريکا به ايران است. از اين زاويه اين توافق، بيش از هر قرار قبلی، صلح و آرامش را برای ايران به ارمغان می آورد. اين توافق ماندنی است. ساختار قرارداد به نحوی است که بر هم زدن آن کار مشکلی خواهد بود. نيروهای افراطی دست راستی و جنگ طلب امريکا نمی توانند بدون همکاری فعال و ماجرجويانه دست راستی های ايران طرح کلی آن را بر هم زنند.
توافق نهائی تنها بين ايران و امريکا نيست و به کشورهای پنج به اضافه يک هم خلاصه نمی شود. مطابق اين قرارداد بايد به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع شود و در آنجا تحريمهای ايران برداشته شود.

نيازمند وحدت چپ هستيم

اين نوشته را در جواب به مقاله "زمان نتيجه گيری" نوشته شيدان وثيق تقديم می کنم

قرن بيستم شاهد بزرگترين و پر شکوه ترين تجربه بشريت برای رسيدن به جامعه ای بود که در آن عدالت اجتماعی برقرار باشد. اين تجربه شکست خورد و همه انسانهای عدالت دوست و آزادی خواه را به بررسی مجدد واداشت. رسالت چپ بازگشتن به اصول و مبانی ای شدند که ملاط اوليه تئوريهای سوسياليسم بودند. می بايد چيز تازه ای بسازيم. می بايد در راستای ارزشهای پايه ای سوسياليسم، با توجه به شرايط کنونی جهان، تحولات و روندهای جاری، و برمبنای شواهد ملموس و عينی، طرحی نو دراندازيم.

در باره کتاب سومين انقلاب صنعتی

دنيای 2050 رفکين فارق از سوسياليسم است. هنوز دنيای سرمايه داری است ولی بر مبنای تصور "هر چه کوچکتر زيباتر"، بايد در مقايسه با دنيائی که در آن زندگی می کنيم زيباتر باشد. اشاره به سوسياليسم نيازمند برخورد به مالکيت بر وسائل توليد است که رفکين مورد بحث قرار نمی دهد. بايد منتظر طرح جديدی از سوسياليسم باشيم. طرحی آنچنان جامع و جذاب که موفقيت آن قابل تصور شود.

توافق ايران و امريکا، روزنه صلح

اوباما دست جناح جنگ طلب را در حنا گذاشته است. او می گويد سالهای دراز ايران را تحت فشار قرار داديم و باز هم موفق به توسعه صنايع اتمی خود شدند. به همين دليل توافق کنونی بهترين آلترناتيو موجود است. او به دست راستی ها می گويد راه بهتری برای جلوگيری از توسعه صنايع اتمی ايران نداريم. يا اين قرارداد را امضا می کنيم و توسعه اتمی ايران را کنترل می کنيم و يا هم بايد با ايران وارد جنگ شويم. اما جنگ، خط قرمزی است که در امريکا طرفدار ندارد. اکثريت امريکائيها مخالف جنگ با ايران هستند.

چشم اندازی از جهان، روندهای عمده و گرهگاه های خاورميانه

ما در دهکده کوچک جهانی زندگی می کنيم. عوامل فرامرزی هر روزه نقش مهمتری در روندهای درون مرزی کشورهای مختلف بازی می کنند. در روزهای نگارش اين سطور سرنوشت يونان توسط بانکداران آلمان رقم زده می شود. پاراديمهای اين جهان تازه با جهان کهن متفاوت اند و همگی آنها چندان روشن و آشنا نيستند. با تمام اين ناروشنی ها سياست موفق آن سياستی خواهد بود که بتواند اين دنيای تازه را هضم کند و منطق حرکت خود را باآن روندها هماهنگ نمايد.

خطر گسترش شعله های آتش در خاورميانه


سقوط موصل در ژوئن 2014 از چندين زاويه مختلف نمايانگر دوره جديدی از بی ثباتی و ناآرامی در خاورميانه است. شاهد دوران جديدی هستيم که بی ثباتی و ناآرامی سالهای اخير در قبال آنها رنگ می بازند. يک جنبه سقوط موصل، سربرآوردن داعش به مثابه افراطی گری سنی در عراق و سوريه است. اما اين مسئله فقط يکی از جوانب مشکلات و بحرانهای خاورميانه است.

آيا خاورميانه به جنگ و آتش باز هم بيشتر دچار می شود؟ تاثير اين تحولات بر روابط ايران و امريکا چه خواهد بود؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مجید سیادت