یادها و یادبودها

ابوالفضل محققی

چه کشیدیم در آن هشت ماهی که هیچ خبری از تو نداشتیم. بعد تو را از کمیته به زندان قصر بردند. سخت بود، اما خیالمان راحت شد. روزهای ملاقاتی دیدن آن‌همه جوان رعنا و آن‌همه خانواده‌ها از شهرهای مختلف،...

مناف عماری

در سال 61 در بخش کارگری سازمان در غرب تهران سازمان‌دهی گردید. در ابتدا حسابرس کارخانه شیشه‌سازی مینا بود و بعدها به دلایل امنیتی، کار خود را در شرکت‌ها و کارخانه‌های مختلف در غرب تهران ادامه داد....

ابوالفضل محققی

چه لحظه‌های شیرینی که آرام می‌خوابیدی و گاه تکان کوچکی می‌خوردی و من نگاه می‌کردم بی‌آنکه بدانی. همیشه با لبخندی آرام بلند می‌شدی. هیچ‌چیزدر زندگی‌ام لذت‌بخش‌تر از لحظاتی نبود که آرام و پاورچین می...

ابوالفضل محققی

خانم شریفی دستم را می‌گیرد سرش را آرام بر روی شانه‌ام می‌گذارد و گریه می‌کند. عکس هر دو پسرش را در کنار عکس برادرش روی دیوار می‌بینم. زیباترین پسرانی که می‌توان تصور کرد. برادر و پسر بزرگش فرامرز...

ابوالفضل محققی

نه؛ قادر به رفتن نیستم؛ همان مقابل در از پای می‌افتم؛ صدایی در گوشم می‌گوید:"نگذار این‌ها ذلت و افتادن ما را ببینند. خوشحالشان نکن ! هیچ‌کدام از بچه‌ها مقابل این‌ها سر خم نکردند. بلند شو سرت را...

مهدی پناهی

شاهرخ زمانی ازجمله فعالین خستگی‌ناپذیری جنبش كارگرى بود که ضرورت تغییر، تشکل، اعتراض و سازمان‌دهی را در جنبش چپ ایران در مرحله کنونی با پوست و گوشت خود لمس کرده بود و اعتراضات حق‌طلبانه کارگران...

ابوالفضل محققی

قادر به ایستادن نیستم. ببخش پسرم که از من خواسته بودی هرگز زاری نکنم و خم نشوم. می‌خواهم، اما نمی‌توانم. تمام بدنم درد می‌کند. هر بار به تو فکر کردم یاد شکنجه‌ها و دردهای تو افتادم، همراه تو شکنجه...

یداله بلدی

خاطراتی از زنده یادان: حمید منتظری، رئوف بلدی، زین العابدین کاظمی، حسین قاسم نژاد، هبت اله معينی چاغروند (همایون)، خسرو رجبیه شایان

سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
کنشگران چپ
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران ـ طرفداران وحدت چپ

بهزاد کریمی

به یاد یوسف کیشی زاده و عزیزانی که 38 سال پیش به حکم خلخالی تیرباران شدند.

شبنم

خودم را گول می زدم: نه بابا اون که حکم داشت نه اگه کشته بودنش تا حالا فهمیده بودیم، حتمأ ملاقاتش قطع شده نه .... هر چه تعداد نفرات کمتر می شد من بیشتر می ترسیدم، داشت نزدیک ظهر می شد شماره ی من ۳۲...

یادمان عاشقان جانباخته تابستان 67

یکی ازجان‌بدربُردگان

ساعت حدود 8 بعدازطهر بود که من صدای حسین زاده رییس زندان را شنیدم که می گفت: "این‌ها را از این طرف ببرید!" از زیر چشم بند نگاه کردم، نادرحبیبی، احمد یگانه، کمال رودسری، و چند نفردیگر، هریک‌، دست...

عفت ماهباز

زندانبانان چهار هفته پس از اجرای شکنجه حد نماز، به جرم نماز نخواندن که در اصل برای له و لورده کردن روحیه زندانیان بود، از وی انزجارنامه می خواستند. بسیاری از زندانیان زیر این بار نرفتند. عده ای...

جعفر بهکیش

زمانی که لاجوردی با افتخار می‌گفت که بسیاری از زندانیان وقتی ازسرازیری اوین رد می شوند "توبه" می کنند، وضعیت را به درستی توضیح نداده بود. او از چنان تیز هوشی ای برخوردار نبود که دریابد، سیاست...

عفت ماهباز

این پرسش تنهامن نیست، صدها زن دیگر که همسرانشان بی دفاع و بی گناه در دادگاه های چند دقیقه ایی محاکمه شدند و حکم اعدامشان را همسرتان ابراهیم رییسی صادر کرده است از شما به عنوان همسر یک قاتل ، می...

در 6 دی ماه 1360 سیامک را بر می‌گردانند به اوین و دوباره از علی صحتی می پرسند:" مسئول تو کی بوده؟"، گفت: " سیامک بوده". بازجو می پرسد که ایا مطمئنی که سیامک بوده و علی صحتی میگوید بله. بازجو از...

بالاخره به او دو سال زندانی دادند، که این "2 سال" درسال 65 تمام شد؛ و دوباره بردنش دادگاه. گفتند که بیا انزجار بده. امیر گفته بود: "اگر می‌خواستم انزجار بدم که به من حکم دوسال نمی‌دادید. به من...

در اسفند سال 65 به شوهرم عباسعلی منشی رودسری حکم دادند؛ او در یکی از نامه هاش به من نوشت: " 6 سال مقرر شده که من از تو و بچه ها دور باشم"؛ اما بعد از دوسال اعدامش کردند. و به ما ساکی دادند که...

من نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم. من اعتقاد به اعدام و یا چشم در برابر چشم ندارم ولی من دنبال حقیقت هستم . چه کسانی بیژن و بیژن‌ها را اعدام کرده‌اند؟ چرا و چه کسانی مجریان این تصمیم‌گیری بودند؟...

صفحه‌ها