احمد هاشمی

انتخابات و بحران چپ در ایران

مبارزه چپ‌ها در منطقه و در ایران با نئولیبرال ها نیز پارادوکسال است. طبیعی است که مبارزه با ایدئولوژی نئولیبرال باید در برنامه چپ در ایران جا داشته باشد، اما در مباحث سیاسی در آنجا که به روش لیبرال- دموکراتیک اداره کشور مربوط می‌گردد ، باید از دشمنی ساده‌لوحانه پرهیز کرد. در منطقه هنوز نمی‌توان نئولیبرال ها را از عملی کردن تعهد تاریخی‌شان معاف کرد.

چرا انتخابات ریاست جمهوری در سال 96، انتخاب دو مسیر متفاوت نبود؟

اما قدرت ولی‌فقیه فقط در عرصه سیاسی نیست. از ابتدای جمهوری اسلامی تاکنون دو خط‌مشی اقتصادی به‌موازات هم در جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود. خط‌مشی اقتصادی ولی‌فقیه، اقتصادی برنامه‌ریزی‌شده و کنترل‌شده است در کنار آن خط‌مشی دیگری که معتقد است: نظارت دولت هرچه کمتر باشد و دخالت بخش خصوصی هرچه بیشتر باشد ، بهتر است.

پیرامون دو موضوع راهبردی چپ در ایران

کشور ما ایران در شرایط بسیار حساسی به سر می برد. بحران های متعدد داخلی و خارجی، انسداد کامل سیاسی، بی کفایتی مطلق حکومتگران، در کنار شکاف های درونی مداوم و نارضایتی عامه مردم، ویژگی های فعلی اوضاع سیاسی در ایران است. برآمد متشکل و با برنامه چپ در ایران، ضرورت حیاتی لحظه کنونی است.

چرا پروژه وحدت باید ادامه یابد؟

اما این استدلال که به دلیل این تفاوتها، نباید وارد فاز بعدی پروژه وحدت، که فازهم پیوندی (انتگراسیون) است، شد و پروژه وحدت را به حال خود رها نمود و یا آن را شکست خورده تلقی نمود، استدلالی چوبی است زیرا که طرفداران این استدلال از یکسو ناتوان از درک و فهم این موضوع هستند که مناسبات داخلی، یک مجموعه سیاسی نیز، مانند سیاست در وجه عمومی آن، پروسه ای از تضاد ها و ثوافقات در بستر منافع فردی و اجتماعی است.

چرا دولت در جمهوری اسلامی نمی تواند" دولت توسعه گرا " باشد؟ قسمت دوم

چکیده این بحث این است که بازگشت دولت به عنوان عنصر اصلی مداخله گر و هدایت گر، باعث توسعه اقتصادی همه جانبه در تعدادی از کشور های گلوبال جنوب شده و به همین دلیل می توان از رنسانس " دولت توسعه گرا"در گلوبال جنوب سخن گفت. این درحالی است که بازار آزاد رادیکال نئو لیبرالی، مقبولیت خود را از دست داده و در مقابل سیاست مداخله گرانه دولت با موفقیت هایش به یک آلتر ناتیو تبدیل شده است.

چرا دولت در جمهوری اسلامی نمی تواند"دولت توسعه گرا" باشد؟ (بخش یکم)

زمان طولانی لازم نبود که سراب حقیقت تاریخی نئو لیبرالیسم آشکار گردد، سالهای 1980 برای آمریکای لاتین و آفریقا به عنوان " سال های بربادرفته" در تاریخ ثبت گشت، فقر و نابرابری در این کشور ها به سرعت افزایش یافت. اقتصاد نئو لیبرالی حتی به وعده مرکزی خود که نرخ رشد اقتصادی بالا بود، نتواست دست یابد، متوسط رشد اقتصادی در آمریکای لاتین در فاصله سال های 1980 تا 1999 چیزی در حدود صفر بود، در حالیکه در بیست سال قبل این نرخ رشد به طور متوسط دو و نیم بوده است(ویلیام ایستر لی 3).

سرمایه داری نئولیبرال و بحران های امروز جهان(3)

بازار مالی گلوبال و بحران اکولوژیکی

سازمان ملل زیان های ناشی از تخریب محیط زیست در اثر فعالیت 3000 شرکت فراملیتی در جهان را در سال بالغ بر یک بیلیون و هفتصد میلیارد دلار تخمین می زند.
بحران های چند لایه چهانی ثابت می کند که ما در شرایط "پایان تاریخ" نیستیم، آنطور که فرانسیس فوکویاما در آستانه سال 1989 پیش بینی کرده بود. اما در آستانه پایان سرمایه داری نئولیبرال و بازار آزاد رادیکال بدون شک.

سرمایه داری نئولیبرال و بحران های امروز جهان(2)

قدرت یابی ئو لیبرال ها در عرصه عمل مصادف با مخالفت و مبارزه در رابطه با پروژه های دولت ها در عرصه عدالت اجتماغی، به نفع گسترش بازار آزاد رادیکال، عقب راندن و در هم شکستن مقاومت اتحادیه های کارگری، اقدام به گسترش رقابت های اقتصادی در عرصه بازار های داخلی بود.

سرمایه داری نئولیبرال و بحران های امروز جهان( 1)

در پی شکست نئو لیبرال ها در آمریکای لاتین، مدل توسعه سیاسی- اقتصادی جدیدی در ونزئولا، بولیوی، و اکوادور و همچنین در برزیل، آرژانتین و اروگوئه باعث تحول اجتماعی و رشد و توسعه اقتصادی گشته و از میزان فقر و بیکاری تا حدودی کاسته است.

ملاحظاتی پیرامون برنامه ریزی استراتژی سیاسی چپ در ایران

اینکه گذار دشوار به دموکراسی در ایران بدون برنامه ریزی استراتژیک اتفاق افتد امر نادری خواهد بود. بدین لحاظ ملاحظات برنامه ریزی استراتژیکی و تاکتیکی برای گذار به دموکراسی در ایران، برای نیروی های چپ در ایران امری اجتناب ناپذیر است.

چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران (۵)

مرکز ثقل تئوری "بهبود خواهی حکومتی" در ضمن اعلام وفاداری اصلاح طلبان به ولی فقیه، اعلام این موضوع به حاکمان بود که این گروه از اصلاح طلبان به هر قیمتی و بدون هیچ سهم خواهی برای رفع بحران بی ثباتی در جمهوری اسلامی حاضر به همکاری با حکومت هستند. حیات جمهوری اسلامی از سال های ۶۰ به بعد به سه اصل مشروعیت، سرکوب و کوپراسیون در میان نیروهای خودی استوار بوده است . با توجه به فقدان مشروعیت و هذف اصلاح طلبان از قدرت، ولی فقیه در این ٨ سال اخیر تنها با نیروی ماشین سرکوب توانسته بود، اقتدار خود را حفظ کند

چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران - بخش چهارم

جمهوری اسلامی با برپایی چندین ساختار فشرده و مرکب، ساخت سیاسی جدیدی را تحت عنوان نهاد ولی فقیه جانشین نهاد سلطنت نمود. پروسه طی شده به تثبیت یک حکومت اقتدارگرای مذهبی منجر شد که عملا در جهت خلاف گذار دموکراتیک در ایران بود. استفاده از ترم" تحکیم و نهادینه کردن دموکراسی در چارچوب نظام سیاسی موجود " بیشتر به شوخی شبیه است.

چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران - بخش سوم

در کشورهای مانند ایران که در پیش فازهای گذار به دموکراسی قرار دارند، احزاب و سازمانهای سیاسی ضعیف و توسعه نیافته و فرسوده هستند و سندیکا و اتحادیه های صنفی یا وجود ندارند و یا بسیار ضعیف هستند، نهادهای مدنی و مبارزاتشان در راه حقوق شهروندی اعم از سیاسی و اجتماعی رل مهمی در موفقیت اصلاحات بازی می کند.

چشم انداز استراتژیک اصلاحات و گذار دموکراتیک در ایران - بخش دوم

هسته اصلی اصلاحات اساسی در ایران را اصلاحات دموکراتیک و اصلاحات اقتصادی تشکیل می دهند. چنانکه در بند الف توضیح داده شد مانع اصلی اصلاحات دموکراتیک در ایران ساختار اقتارگرایانه ولی فقیه غیر مسئول با حق وتو و مادام العمر و دارای اختیارات گسترده و ارگان های متعدد انتصابی زیر نفوذ خود، می باشد

چشم انداز استراتژیک

شیوه و کنش اصلاح طلبی طرفداران پروسه دموکراتیزاسیون در ایران تهاجمی و برپایه رابطه منطقی میان اصلاحات اساسی در زمینه های سیاسی و اقتصادی درپیوند با اهداف استراتژیک یعنی گذار دموکراتیک در ایران است و به این دلیل تلاش می شود که میان خواست ها و مطالبات شهر وندان و تحول فراگیر بنیادی پلی برقرار کنند و سیستم را از نظر ماهوی تغییر دهند.

نقدی بر چشم انداز استراتژیک" اتحاد برای دموکراسی در ایران"

پیرامون کنفرانس پراگ

آنها نه تنها به این چهار نکته مرکزی توجه ای نداشتند بلکه از درک چارچوب های فضای سیاسی در میان نهاد های سیاسی و مدنی، فعالین و شخصیت های سیاسی در ایران و خارج از کشور ناتوان بوده اند. اما مسئله اساسی دیگر که موضوع اصلی این گفتارمی باشد این است که سازماندهنده گان و برگزارکننده گان این کنفرانس ها از نقطه نظر ملاحظات برنامه ریزی استراتژیک گذار به دموکراسی در ایران نیز فاقد بصیرت لازم هستند

چپ: گذشته و آینده

این سوال امروزه چه کسی چپ تلقی می شود؟ سوالی است که پاسخ به آن درعین سادگی بسیاردشوار است.
پاسخ ساده آن این است کسی که به زندگی بهتر برای همه تا آنجا که ممکن است، برابری مردم و زندگی عادلانه برای هم، اعتقاد دارد چپ است. اما پیچیدگی و بغرنجی سئوال در این است که چگونه می شود همه آنها را محقق نمود؟

اشتراک در RSS - احمد هاشمی