سياست

مراد رضایی

شعار «مرگ بر کارگر/ درود بر ستمگر» و شعار «کارگر حیا کن/ زندگی رو رها کن» که در اعتراضات روز گذشته‌ی کارگران هپکو طرح شد، در شمایلی استعاری قصد نقد وضعیت موجود را داشت. اما میدان نزاع طبقاتی میدان مَجاز و استعاره نیست. این شعارها نه تنها حامل هیچ مطالبه‌ی مشخصی نیستند و تنها در موضعی سلبی مفاهیمی انتزاعی و نا معین همچون «ستمگر» را نقد می‌کنند، بلکه خود را از سنت تاریخی جنبش کارگری جدا و اتمیزه می‌کند.

مراد رضایی

ایجاد حواشی غیرسیاسی در مسیر اعتراضات چیزی ست که جمهوری اسلامی برای خروج از استیصال فعلی به آن نیاز دارد. اعلام زمان و مکان‌هایی برای تجمع بدون در نظر داشتن پیش‌فرضِ واقعاً موجود، نقداً موجب سردرگمی و سرخوردگی نیروهای اجتماعی و لوث شدن اعتراضات توده‌ای، بدون هیچ هدف و نتیجه‌ای خواهد بود.

بهزاد کریمی

نقد تفصیلی این نوشته را اما از آقای "یاشار گولشن" دیدم مندرج در سایت "اخبار روز". سپاسگزار ایشانم که در عین نقد صریح دیدگاه من، اما کوشیده با پاسداشت حرمت قلم و وفاداری به نزاکت سیاسی، باب گفتگو بسته نشود. البته در کنار چند نقد دیگر از ایندست در مورد نوشته من، با کمال تاسف اظهار نظرهای غیظ آلودی نیز بودند که برخی شان فقط فحش نامه محض اند و پرداختن به آنها کاری بکلی بیهوده.

رضا جاسکی

حجاب اجباری یکی از آشکارترین تبعیض‌هایی است که به زنان ایران در زندگی روزمره شان اعمال می‌گردد. این حرکت بر خلاف آنچه سعی در تبلیغ آن می‌شود با «آزادی‌های یواشکی» یکی نیست. یک اقدام عملی است که اگر فراگیر شود ستون‌های جمهوری اسلامی را به لرزه در میاورد. اقدامی است که شجاعت می‌کارد و ترس از دل را بر می‌کند.

فرخ نعمت پور

بنابراین سئوال این است کە آمریکا در نهایت کدام را انتخاب خواهد کرد: ترکیە، و یا ادامە نفوذ خود در سوریە و حفظ اسرائیل؟ ظاهرا اصل بر انتخاب دوم خواهم بود، و آمریکا بخاطر حفظ منافع ترکیە از سیاست همکاری با کردها عقب نخواهد نشست. او در هر صورت، هر چند شاید با تغییراتی جزئی، بە سیاست کنونی خود ادامە خواهد داد.١ ترکیە کە اصرار دارد تامین منافع آمریکا بر طبق همان سیاست کلاسیکی از طریق همکاری نزدیک با این کشور بە پیش می رود، بشدت در اشتباە است.

مجید عبدالرحیم پور

آیا دراین شرایط حساس، هنوز وقت آن نرسیده که، احزاب، سازمان ها و دیگر نیروهای فعال فکری، فرهنگی و سیاسی آزادیخواه، دمکرات و عدالت جوی مستقل از حکومت و مستقل از دولت های خارجی، در راستای تحقق آرزو و نیاز ملی- مردمی کشورمان و رفع خطرات خارجی، حول اهداف مشترکِ آزادی، دمکراسی و دولت دمکراتیک، دور هم جمع بشویم و کانونی، شبکه ای و یا کنگره دمکراتیک مشترک و مستقلی بسازیم ... ؟

ابوالفضل محققی

جنبشی که قبل از هر چیز نشان داد چه خشم و کینه ای از این حکومت در اندرونه مردم نهفته است. خشمی که به تلنگری زخم کهنه سالیانشان دهان باز می کند و در سیمای ده ها  هزار جوان  با استفاده از فرصتی کوتاه بی مهابا پا به میدان مبارزه می گذارد وکلیت رژیم از اصول گرا واصلاح طلب را آماج خود قرار می دهد. جوانا ن خانواده های تهی دست  در مناطقی که رژیم هر گز گمان نمی کرد! ده روز طوفانی به پا کردند! ده روزی  که تمامی کشور و به گونه ای جهان  آن را تعقیب می کرد و دل دردمند خلقی با آن بود.

بهزاد کریمی

به اینان باید گفت و گفت و تکرار کرد که فقط و فقط در ایرانی دمکراتیک است که می توان تبعیض ملی را برانداخت و تنوع ملی و قومی در آن را بدل به ثروتی مشترک کرد. اینان را باید متوجه این حقیقت تلخ نمود که چطور سپاه پاسداران طی همین خیز مردمی اخیر در شرایطی که سرکوب مدیریت شده در سراسر کشور را پیش برد و در تبریز فضای امنیتی شدیدی راه انداخت اما در بحبوحه همین التهابات، اجازه برگزاری مسابقه فوتبال در استادیوم تبریز را داد تا جمعیت در شعارهای ناسیونالیستی تنگ نظرانه علیه یکدیگر به جان هم بیفتند!

ابوالفضل محققی

نسل سوخته‌ای که هیچ چیز ارزشمندی را حکومت اسلامی به او نداده است. از روز نخست فقر دیده و نابرابری چشیده و حرف زور شنیده است. حتی درون چهاردیواری خانه نیز او را راحت و آزاد نگذاشته‌اند! برای هر چیز کوچک، هر نیاز انسانی، مجبور به جنگ و گریز با گزمگان حکومتی شده است. بسیار زودتر از آنکه کودکی و جوانی کند، به درون سیاه چاله اسلام ناب محمدی سقوط کرده. قربانی بی‌گناهی که از روز نخست محکوم بوده و حکم حکومتی در موردش صادر. فضای خفقان‌آوری که تنفس را بر او مشکل ساخته است

بهزاد کریمی

ولایت، شگفت پدیده‌ای است و آن نوع "اکسیر"ی که هر "طلا"یی را تواند مس سازد! این، مسند و منصبی به نام ولایت است که شر اصلی می باشد و نه کسی که بر آن نشسته است. ولی فقیه نیست که ولایت می آورد بلکه ولایت است که ولی فقیه می پروراند! بهترین را هم بر آن بنشانند، بدل به هیولا می شود! ولایت فقیه، از خمینی شاعر فرمان قتال بیش از چهار هزار زندانی طی چند روز را می گیرد و از خامنه ای شعر دوست یک ستمگر اخموی کنونی می سازد.

فرخ نعمت پور

واقعیت این است کە هم اکنون ایران در آستانە الزام تغییر در ساختارهای کلان قرار گرفتە است. جمهوری اسلامی یا آن را می پذیرد، یا اینکە بیشتر بە منجلاب بحران ها فرو خواهد رفت. ورود نیروی سوم بە عرصە سیاست ایران، کە در اعتراضات اخیر شاهد آن بودیم، ورودی کە خیابان را جولانگاە خود قرار داد و گفتمان دیگری را در شعارهایش انعکاس داد را نە می توان نادیدە گرفت و نە با سرکوب برای همیشە خفە کرد.
با این وضعیت، آنان باز خواهند گشت. همین فردا!

مراد رضایی

اینکه بدیل جمهوری اسلامی چه شکلی از حکومت با چه مختصاتی خواهد بود، پرسشی است که در خیابان پاسخ خواهد گرفت. هیچکس نمی‌تواند از بالا و با دلالی سیاسی قدرت‌های امپریالیست چیزی را به عنوان جایگزین جمهوری اسلامی مطرح کند. این مطالبات جنبش است که به فراخور خواسته‌های تاریخی و خاستگاه طبقاتی‌اش بدیل وضعیت را معین خواهد کرد و راه خود را خواهد یافت.

بهزاد کریمی

شما که متاسفانه در وجه غالب خود نخواستید و نتوانستید از این خیز مردمی و به عنوان "فشار از پائین" در گرماگرم آن پشتیبانی کنید، حالا اگر بخواهید نه درکنار هسته اصلی قدرت حاکم بلکه با مردم بمانید، می باید خود را فقط و فقط در سطح اقدامات جدی بر بکشید. در سطح یک بیانیه متناقض درجا نزنید! به پشتیبانی شفاف از مردم در سمت آزادی وداد و دمکراسی برخیزید!

سهراب مبشری

بسیاری ناظران همچنین برآنند که جنبش تهیدستان بالاخره قالب و پلاتفرم سیاسی خود را خواهد یافت. این امر، دیر یا زود، روی خواهد داد.

روحانی در انتخابات برنده شد اما نه با رأی طبقه کارگر. در طول چند سال گذشته، از جمله ماه های منتهی به فوران اعتراضات توده ای در آخرین روزهای سال ۲۰۱۷، ده ها هزار نفر از کارگران، پرستاران، معلمان و سایر مزدبگیران و حقوق بگیران ایرانی در صدها اعتصاب، ...

صادق کار

یکی از راە کارهای تعیین کنندە برای نجات جان جوانان زندانی و سایر زندانیان سیاسی تجمع وسیع و حلقە زدن بە گرد زندانها و حمایت از خواست آزادی زندانیان سیاسی.است. این تجمع ها و محاصرە مدنی را در صورت لزوم باید بە مقابل قوە قضایی، مجلس، دفتر ریاست جمهوری هم کشاند.

فرهاد فدائی

در چنین شرایطی دو راه در برابر رژیم قرار دارد، یا به مطالبات مردم تن خواهد داد و قدم به قدم در راه اصلاح وضع موجود هم سو با خواست مردم حرکت خواهد کرد یا اگر دست به سرکوب ببرد، بی تردید هر چند اگر به صورت موقت بتواند شرایط را کنترل کند ولی در نهایت راه جنگ و انقلابی دیگر را برای آینده کشور ما رقم زده است.

صادق کار

در بیانیە این فراکسیون "راە حل مشکلات کشور"گفتگوی ملی بین جریان های درون نظام، دانستە شدە!بە عبارتی همە جریانات و ملت کە خودشان را درون نظام نمی دانند و هم اینها هستند کە از دست نظام بە شمول فراکسیون "امید" چنان بە ستوە آمدەاند کە دیگر راهی جز بە خیابان ریختن برای برچیدن بساط "نظام" برایشان باقی نگذاشتە اند، بکلی در این بیانیە از گفتگوی "ملی"مد نظر فراکسیون خط خوردەاند. بیانیە در واقع بسیار صریح و روشن خواهان متحد شدن خودی ها علیە "ناخودی ها"و جنبش مردمی شدە و...

ف. تابان

مبادا نیروهای دموکرات و چپ از حضور در مبارزات مردم و کوشش در جهت تعمیق خصلت عدالت طلبانه و آزادی خواهانه ی آن لحظه ای غفلت کنند. این راه ماست در برابر آن هایی که می خواهند جامعه را در قفس تنگ این جناح و آن جناح اسیر کنند و به انتخاب بین «اقتصاد مقاومتی» یا «اقتصاد نولیبرالی» مجبور سازند. 

صادق کار

خیلی از آنهایی کە در تظاهرات دیروز و امروز شرکت کردند احتمالا باید جزو کسانی باشند کە همین چند ماە پیش بە امید این کە تغییر مثبتی در وضعیت شان بە وجود آید در انتخابات شرکت کرده و بە روحانی رای دادەاند. اما با گذشت فقط چند ماە از انتخابات اینک از کل نظام رویگردان شدە و شعارهای ساختارشکنانە سر می دهند.

بهزاد کریمی

و قضیه برای اپوزیسیون اینکه، آیا نباید از پنجره این کشمکش ها، حدت بحران در حکومت و بی آیندگی آن را ببیند و نیز بر متن زنده جامعه، حد انفجاری پتانسیل اعتراضی در جامعه را؟ آیا اپوزیسیون قادر است واقعیت نزدیک شدن امکان گذار کشور از نظام ولایی به بن رسیده را دریابد؟ آیا متوجه است که جامعه در آستانه وضعیت "توده ها نمی خواهند" و "بالایی ها نمی توانند" قرار دارد؟ و آیا بر این درس برگرفته از تجارب پرشمار خود ایران و جهانیان هم می ایستد که هر قرار گرفتن جامعه در دروازه گذر از بن بست موجود، الزاماً به معنی عبور از آن نیست؟

نظر2

صفحه‌ها