رضا جاسکی

«نگاهی به شاه»کار میلانی

نوتاریخ‌گرایی ایرانی

اگر مردم ایران روزی به هر دلیل معقول و یا نامعقولی به این نتیجه برسد که باید در مورد اختلافات تاریخی سکوت کرد، مانند اسپانیا در مورد جنایات دوران فرانکو، اینکه چقدر موفقیت‌آمیز بوده است خود بحث دیگری است-شاید بتوان سکوت اختیار کرد. اما بازنویسی تاریخ به شیوه‌ای که در دوران پهلوی دوم در سطح وسیعی صورت گرفت و پذیرش روایت‌هایی کهنه، «نوتاریخ‌گرایی» نیست. اتخاذ موضع میانه بر اساس تعلقات قوی «ایدئولوژیکی» و تلاش برای تهذیب برخی از شخصیت‌های گذشته نه با ارائه مدارک جدید بلکه به شکل دلخواه، در برخی از موارد تا حد تحریف تاریخی پیش می‌رود. شاید تاریخ‌نگاری بر اساس پیش‌داوری‌ها بتواند داستانی پرخواننده بیافریند اما ما را به درک وقایع تاریخی و پرسش‌هایی که خود میلانی طرح می‌کند، قدمی نزدیک‌تر نمی‌کند.

انقلاب در تله

انقلاب از مارکس تا گارتن اَش

چپ باید بتواند ضمن انتقاد از اشتباهات گذشته به دفاع از میراث خود نیز بپردازد. از همین رو ما بایستی تلاش کنیم که از کلماتی چون انقلاب و نیز رفرم که با تاریخ چپ پیوند خورده‌اند دفاع کنیم و نه آنکه خود کاسه از آش داغتر شده و ارزش‌هایی را که بورژوازی به تنهایی قادر به مسخ کردنشان نیست، بدون ارائه دلایل جدی و قابل قبول محکوم کنیم.

«انقلاب، چقدر ما آن را دوست داشتیم» - بخش دوم

سرنوشت دو انقلاب

و در نهایت انقلاب ۶۸ صدای آنانی بود که هیچ بودند و می‌خواستند همه چیز شوند. برخی، مانند زنان، به گوشه‌ای از خواسته‌های خود رسیدند اما تا همه چیز شوند راه طولانی باقی است. در ایران نیز زنان و جوانان از همان ابتدا با شوق بسیار در انقلاب شرکت کردند. برخی به بسیاری از آرزوهای خود رسیدند اما این برخی، اقلیت روحانیت حاکم بود و نه اکثریت زنان و جوانان و یا توده عادی مردم.

رمانتیسیسم سیاسی در ایران- قسمت اول

تاملی بر اتوپیسم

چندی قبل، شماره‌ای از نشریه میهن به بررسی موضوع «تحول‌خواهی، براندازی، اصلاح‌طلبی» اختصاص داده شده بود که در آن بسیاری از صاحب‌نظران اپوزیسیون چپ و مترقی جمهوری اسلامی به تشریح نظرات خود پرداخته بودند. قصد من در ابتدا بررسی نظرات برخی از دوستان در مورد رابطه تحول‌خواهی و انقلاب بود، اما از آنجا که بعضی از دوستان نقطه آغاز استدلال خود را بر پایه انقلاب بهمن و نتایج ناخوشایند آن قرار داده بودند، در نهایت به این نتیجه رسیدم که بهتر است بحث را از زاویه جدیدی در این مورد آغاز کنم.

چرا چرخش؟

درباره دولت-محوری چپ

یکی از وظایف اصلی همه نیروهای چپ فعالیت در میان مردم، ایجاد انجمن‌ها و گروه‌های متنوع در چارچوب قانون موجود است. اما این موضوع نباید چپ را از ایجاد یک تشکیلات دموکراتیک اما در عین حال موثر، برحذر دارد. چپ، اعم از اینکه خود را انقلابی و یا رفرمیست می‌خواند، نیاز به تشکیلات دارد. محتاج نشریه وزین و رسانه مناسب است. نیاز به ایده‌های جدید دارد. با برعکس کردن شیوه‌های مبارزاتی گذشته ما به جایی نمی‌رسیم. در بهترین حالت پس از مدتی به این نتیجه می‌رسیم که ما همچنان دور خود می‌چرخیم و فقط جهت چرخش را عوض کرده‌ایم بدون آنکه سانتیمتری به جلو رفته باشیم. اما این سرنوشت محتوم ما نیست. ما می‌توانیم آن را تغییر دهیم! به خود و نیروی خود اعتماد کنیم!

یک گام به پیش؟

در باره اتحادی لازم اما با سرنوشتی نامعلوم

چپ برای گسترده‌تر کردن پایه‌های اجتماعی خود در میان کارگران و تهیدستان نیاز به سطح و اندازه معینی از نیرو دارد. نمی‌توان نیروی کوچکی بود و انتظار معجزه داشت. برای یک تحول اجتماعی بزرگ در ایران، نیاز به نفوذ در میان کارگران و ایجاد یک پایه کارگری قوی است، اما پیش از آن نیاز عاجلی برای اتحاد نیروهای چپ و سازماندهی همه طرفداران بالفعل و غلبه بر پراکندگی موجود است. در ایران جنبش کارگری در حال رشد است و بدون وجود یک حزب قوی چپ و مستقل، امکان گسترش اندیشه‌های سوسیالیستی در میان آن وجود ندارد ...

رفراندوم، تقویت یا تضعیف دموکراسی؟

نگاهی به چند تجربه تاریخی

موج اعتراضات دی‌ماه، بار دیگر یک بحث قدیمی را زنده نمود: رفراندوم. بازتاب وسیع یکی از شعارهای معترضین،   نامه برخی از تحول‌طلبان ایرانی، سخنرانی رئیس‌جمهور وقت، ناگهان همه نگاه‌ها را متوجه رفراندوم، یکی از مهمترین ابزارهای قدیمی دموکراسی مستقیم نمود. مقالات، و گفتگوهای فراوان و آموزنده‌ای در طی مدتی کوتاه در له و علیه آن منتشر شد و مطمئناً خواهد شد. قصد این نوشته به هیچ وجه تکرار استدلات طرح شده در دفاع یا مخالفت با رفراندوم در شرایط کنونی نیست.

طبقه متوسط ایران

چند نکته در باره «انقلاب طبقه متوسط»

در نتیجه، بنا بر آمارهای بالا می‌توان گفت در ایران بر خلاف برخی از گفته‌ها و نوشته‌ها، که طبقه متوسط اکثریت جامعه ایران را تشکیل می‌دهد-و این یکی از پایه‌های اساسی قائل شدن به «نقش برجسته طبقه متوسط در گذار دموکراتیک» در ایران است - این خرده‌بورژوازی سنتی است که همچنان بزرگترین طبقه کشور محسوب می‌شود. بخش مدرن این خرده‌بورژوازی کمتر از دو درصد کل شاغلین ایران را تشکیل می‌دهد. طبقه متوسط اگرچه همچنان در حال رشد است، اما هنوز در مقایسه با خرده‌بورژوازی و کارگر سهم کوچکی از جمعیت شاغل را دارد.

اشکال متنوع مبارزه - دختران خیابان انقلاب

حجاب اجباری یکی از آشکارترین تبعیض‌هایی است که به زنان ایران در زندگی روزمره شان اعمال می‌گردد. این حرکت بر خلاف آنچه سعی در تبلیغ آن می‌شود با «آزادی‌های یواشکی» یکی نیست. یک اقدام عملی است که اگر فراگیر شود ستون‌های جمهوری اسلامی را به لرزه در میاورد. اقدامی است که شجاعت می‌کارد و ترس از دل را بر می‌کند.

بخش: 

افسانه طبقه متوسط

چند نکته در باره «انقلاب طبقه متوسط»

از این رو نمی‌توان طبقه متوسط را به طور ذاتی دموکراسی‌طلب یا محافظه‌کار تلقی نمود، زیرا بسته به تغییر شرایط، ممکن است جهت‌گیری خود در طرفداری از، یا مخالفت با، حکومت استبدادی را عوض کند و یا اینکه بر تعلل و دودلی خود فایق آمده و در لحظات حساس جبهه خود را انتخاب نماید. چهارم اینکه طرفداران نظریه مشروط دلایل خود را معمولاً نه بر پایه تاریخ توسعه دموکراسی در غرب، بلکه نحوه گسترش دموکراسی در کشورهای در حال رشد قرار می‌دهند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - رضا جاسکی