سارا ارمنی

زنى شهره در ادبيات پليسى

آگاتا كريستى Agatha Christie 1890 – 1976

در آثارش، نه گذشته، بلكه تاكيد هميشه روى آينده است و اصل اميد و خوش‌بينى در تمام طول داستان حاكم است. غير از اميد- بشاشيت زندگى، از ديگر همراهان آگاتا كريستى بوده‌اند. او ميكوشد موضوع پيچيده جرم و جنايت را با كمك طنز، عقل‌گرايى و منطق حل نمايد. از جمله جملات مشهور كريستى آن است كه ميگفت: براى يافتن شرايط و وضعيت جديد، هيچگاه دير نيست

از مرگ دانتون تا مانيفست كمونيسم نويسنده‌اى ميان ماركس و برشت

شايد اگر او در ٢٣ سالگى به‌عنوان پناهنده سياسى در شهر زوريخ جوانمرگ نمى‌گرديد، به‌دليل نبوغ ادبى و اجتماعى‌اش، به مشهوريت ماركس و برشت می‌رسيد.در اعلاميه (پيام ايالتى ولايت هسن)، او به تبليغات سوسيال-انقلابى پرداخت و خواهان شورش دهقانان عليه حاكمان گرديد. بوشنر نه تنها يكى ازآغازگران ادبيات و هنر طبقاتى، بلكه پايه‌گذار نمايشنامه‌نويسى مدرن آلمان هم است. در آثار او براى نخستين بار، قهرمان ادبى، يك آدم مفلس از طبقات محروم است و نه از اشراف و بورژوازى شكم‌سير

ادبيات تبعيد غرب - يك خودكشى ديگر منتقد ادبى، ميان ادبيات و فلسفه

بنيامين، نويسنده را يك كارگر روشنفكر دانست و وظيفه او را: مواظبت از انسانيت مجروح و به‌زمين افتاده، تعريف نمود. او خود را مهندس زيباشناسى دانست كه به شرح انتقادى زمان خود ميپردازد و منتقد ادبى و فرهنگى را، طراح و استراتژيك مبارزه انسانى به‌شمار مى‌آورد و ميگفت كه نقد بايد بدون تعارف، جدى باشد و نه دوستانه و چاپلوسانه

جايزه ادبيات تبعيد غرب - براى اسير و زندانى شرق!

به مناسبت تقديم جايزه به ناصر زرافشان

در جواب پرسش: مرزهاى طنز كجا هستند؟ ، توخولسكى جواب داده بود: “از بالا تا توهين به بوداى مقدس و از پائين تا تحقير ديكتاتورهاى احمق ارتجاعى!“

شاعر دهقانی؛ مخالف مدرنيته و جهان وطنی!

فروست را سالها صداي آمريك يا شاعر ملي عصر نو در آمريكا ناميدند. اشعار او همچون سقراط طنزگوي، بخشي ازكتابخانه هاي خصوصي و خانوادگي عصر كندي گرديدند. دفاع از برابري و دمكراسي باعث شد كه اقشاري از مردم آمريكا او را سخنگوي ايده آلهاي خود بشمار آورند. امروزه تاثير او را ميتوان روي شاعراني مانند آدريانه ريچ و دونالد هال مشاهده كرد.

وداع با فلسفه، وداع با اسلحه!

فايرآبند ميگفت ما در منطق فلسفي تاكنون فقط متد يا اين - يا آن، مرگ - زندگي، انقلاب- ضد انقلاب، مؤنث - مذكر،حقيقت- غيرحقيقت، و غيره را پذيرفته و تعقيب كرده ايم؛ چرا درجستجوي امكان ديگر يا امكان سومي نباشيم؟

انقلابيون شورشگر و ما بازمانده گان!

آنارشيستها طبق آرزوهايشان خواهان پايان حاكميت انسان بر انسان هستند. آنها آنارشيسم را فلسفه عمل و عمل انقلابي را، تبليغ عمل سياست و مبارزه ميدانند. به نظر آنها درهرجايي كه دولت با كمك پليس و بوروكراتي، هرگونه اعتراض راسركوب كند، زمينه براي تبليغ آنارشيسم وجود دارد.

فراز و فرود فيلسوف روشنگر

فيشته ميگفت براي شناخت هركس بايد به فلسفه اش توجه كرد، چون فلسفه هرشخصي نشانه اي از آگاهي، شخصيت، تربيت، شرايط اجتمايي او دارد. فيشته دليل و سرچشمه آزادي انسان را، ضرورت آن ميدانست و ميگفت، انسان،خود سازنده تاريخ است. به نظر مورخين چپ فلسفه، در جهانبيني فيشته جوان، ميتوان عناصر آته ايستي با روشي جدلي يافت.

فيلسوف، و خدا حافظی با ديروز

کارل مارکس در كتاب "ايدئولوژي آلماني “ مينويسد، هدف از فلسفه اش اين است كه با هرنوع فلسفه ايده آليستي قطع رابطه قاطعانه بنمايد. براي حل معماي جهان بايد عمل سياسي و تجربه فلسفي با هم متحد شوند. فلسفه دريك جامعه ايده آل، فلسفه عمل و تجربه است. درجامعه ايده آل آرماني بدون طبقه آينده، تضادهاي : انسان و طبيعت، هستي جهان و وجود انسان، آزادي و ضرورت، فرد و نوع بشر، بايد حل شوند.

فيلسوف خدانشناس

ازنظرتاريخي، فويرباخ يكي ازمهمترين فيلسوفان ماترياليست پيش ازماركس است. پيرامون اهميت او بايد گفت زمانيكه در اواسط قرن ۱۹ درغرب فلسفه اي غيراز ايده آليسم يكه تازي نميكرد، او به نقد نظرات فيلسوفاني مانند: هگل، كانت و شوپنهاور پرداخت. فويرباخ از موضع ماترياليست آنتروپولوژيك به انتقاد ريشه اي از دگمهاي مسيحيت و فلسفه ايده آليستي پرداخت.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - سارا ارمنی