احمد آزاد

پروژه «شکل‌دهی تشکل بزرگ چپ» باید از مسیر بحث و گفتگو حول تفاوت‌ منشورها بگذرد

اگر بخواهیم بر اساس منشورهای حاضر پیش رویم، روشن است که وحدتی در کار نیست یا حداقل سازمان واحدی شکل نخواهد گرفت. ممکن است دو یا سه یا چهار جریان از دل این پروسه بیرون آیند. این سرنوشت خود بخود نشان شکست نیست، برعکس شکل گیری سازمان‌هائی است بر اساس اسناد پایه‌ای روشن و تجمع فعالینی است که هر یک، نه بر اساس یک سابقه تاریخی، بلکه بر اساس انتخاب شخصی در درون آن جمع فعالیت می‌کنند. این خود یک موفقیت برای این پروژه است چرا که می‌توان از سازمانهائی با سیمای روشن و هویت معین دفاع کرد.

فدائی دیروز، فدائی امروز

تنها دورانی که مبارزه فدائی، در این چهل سال، مایه امیدی بوده، دوران مبارزه مسلحانه است و سال 1357، دوران سازمان واحد، یعنی دوران کودکی سازمان فدائی. آویختن به این دوران، آویختن به نوستالژی مبارزه انقلابی است، آن هم برای فدائیانی که بخش غالبشان، مبارزه مسلحانه را نقد کرده‌اند و «انقلاب» کردن را مضر به حال مردم می‌دانند! برای فدائیان هنوز رفیق بیژن جزنی تئوریسین بزرگ است و حمید اشرف، رهبر کبیر و بهترین خاطره قدیمی‌ها، خاطرات دوران جوانی شان است در زندانهای شاه!

تقلیل استراتژی سیاسی چپ به انتخابات آزاد، هم استراتژی و هم تاکتیک

در راه مبارزه با حکومت دیکتاتوری مذهبی، چپ نباید استراتژی سیاسی خود را، به بهانه «ممکنات»، به سطح استراتژی سیاسی دیگر طبقات و اقشار جامعه تقلیل داده و مبارزه خود برای رهائی زحمتکشان از چنگال بهره کشی و استثمار را نادیده گیرد. مبارزه برای استقرار دمکراسی اما به معنی ندیده گرفتن استراتژی چپ و استقرار نظم سوسیالیستی نیست. هر تلاشی از چپ برای استقرار دمکراسی و برابری، گامی است در جهت تامین شرائط لازم برای گذار به سوسیالیسم و از این رو باید این تلاش هدفمند جهت‌گیری استراتژیک را دنبال کند. تلاش چپ در جهت تامین دمکراسی زمینه‌های لازم را برای گسترش آگاهی، تشکل‌یابی و تداوم مبارزه کارگران و زحمتکشان و حقوق بگیران، یعنی اکثریت مردمی را که از سوی نظم مسلط، سرمایه‌داری، استثمار می‌شوند را در بر می‌گیرد.

تنوع نظرى يا آشفتگى سياسى

مستقل از بحث حول «حزب فراگير چپ» و چند و چون آن و تفاوت آن با «اتحاد چپ» و پذيرش پلوراليسم در چپ، (که در جاى خود بايد به آن پرداخت) پرسشى که در مقابل تمايل شديد رفقاى اکثريتى [به وحدت چپ] می‌توان قرار داد اين است: اکثريت که خود فاقد انسجام سياسى درونى است، چگونه ميخواهد با ديگران وحدت کند و ديگران قرار است با کدام سازمان اکثريت وحدت کنند؟

بخش: 
اشتراک در RSS - احمد آزاد