شعر

رحمان

آنک گشوده شد،
دریچه‏ای در جانش
تا آفتاب بدرون رخنه کند.

ویدا فرهودی

جماعت مشعلی در دست می رفتند
شب از هر سو سیاهی را
به جان زندگی می ریخت
کسانی خفتگی را
درون بستر همواره ی تسلیم
و در گهواره ی تقدیس و تکرار خموشی...

نظر1
هادی مومنی (کیشو)

درخاتمه هم به جرم حاتم بخشی داراي حقوق مستمندي مي شد! اي كاش تمام بورس قندي مي شد ! اي كاش تمام ماضررمي كرديم تاملك قرين سربلندي مي شد با سود ضررهاي من و ما ايران بیگانه ز فقر و دردمندي مي شد

رحمان

اسطوره‏ ها چراغ راهنمایند
هشدار!
در گم بیشه‏ ها درجا نزنیم.

کاوە داد

وقتی که می خندی،
بهار می شوم.
و باغچه قلبم آبی می شود
و دریای خیالم، سبز سبز، جوانه می زند.
و زراعت بوسه هایت را با لب می چینم.

رحمان

آیا دستان پر امید

توانا و بخشنده

چراغ امید را

بر افروخته خواهد داشت؟

علی رضا جباری (آذرنگ) و رحمان

برای خجسته پیر پاکباز ما: علی اشرف درویشیان

علی رضا جباری (آذرنگ)

تقديم به خاطره ی درخشان جا ن باخته ی راه آزادی میهن جلیل جباری مستحسن

نظر1
ویدا فرهودی

فاجعۀ ملی جوانب گوناگونی دارد: سیاسی، حقوقی، انسانی، اجتماعی،... تنها با رویکردی همه جانبه است که می توان این فاجعه را تحلیل کرد و به پردازش آن نائل آمد. خانم ویدا فرهودی با ابزار شعر به پرداخت...

منیر طه

ببین که ظلمِ ظالم چه فتنه‌ها بپا کرد دو روزه شاه شاهی چه‌ها به خاکِ ما کرد

داغدان گلیر بومبا سسی

داغ دالیندان توسدو گلیر

یانیخ کت لر

یولدا گلن تالانمیش لار

باش کسیلکیش لاله لردن

پرپر اولموش قونچالاردان

نظر1
فرح نوتاش

من به کودکی می اندیشم
که فقر خانه... با قساوت
در را به روی او بسته
و اودر خیابان بی حامی
بر تلاتم امواج هیاهو درشهر
و یافتن لقمۀ نان

علی رضا جباری (آذرنگ)

بمانید، بمانید!
که خسته دل ما راهروان شب تاریک
به شوق سحرروشن فردا،
که به راه است

مسعود دلیجانی

در فضای هر خیابان تندری در بطن ابر نعره ای مستانه بود و نفی باریدن نبود امتداد رزم مردم در پی رویای داد خنجر سرمایه خونین، سدِ پوییدن نبود

نظر1
علی رضا جباری (آذرنگ)

برگشته ای به دامن ِ مردم
کان روزگار ِ سخت
آتش زدی تو خرمن جانش را
شاید که راه ِ رزم رها دارد.

فرهنگ رضایی کرمانشاهی

وقتی پاییز می شود

تمام خاطره ها از تو می ریزند

و تو عریان می شوی

احمد شاملو

دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد لبان فراموشی به خنده باز خواهد شد و نوروز در معبری از غریو تا شهر خسته پیشباز خواهد شد.

ویدا فرهودی

مدرسه فمینیستی: در آستانه سال نو خورشیدی، شعر «بهار خواهد شد...»

نظر1
هادی مومنی (کیشو)

بنگرکه خاک لاله رویت را
چکمینه پوشان زیرو رو کردند
بنگرکه چشم آهوانت را
در برکه های خون فروکردند؛
ای سرزمین پیر ابرآلود

علی رضا جباری (آذرنگ)

در راه سحرساز تو افتادم من
از راه شب آمیز بیفتادم من
دم گرم بمانی تو و سرخوش جاوید
با عشق تو از هر رسن آزادم من

صفحه‌ها