محمدرضا شالگونی

نفرتِ مدافعان تاریخ تازیانه از فدائیان خلق قابل فهم است

چهرۀ تاریخی چریک فدایی خلق در شرایطی در حافظه لایه‌های مترقی مردم ایران به عنوان یکی از نمادهای ایستادگی در مقابل استبداد و نابرابری ثبت شده، که اولاً مردم با تمام وجود از بیداد و خفقان رژیم شاهنشاهی رنج می‌بردند؛‌ ثانیاً هر مقاومت مردمی را دربرابر آن می‌ستودند و ثالثاً از زنان و مردانی که نام “فدایی خلق” بر خود نهاده بودند، جز فداکاری بی ریا و سر سپردگی به انبوه لگدمال شدگان چیزی نمی‌دیدند.

در باره گذار به سوسیالیسم و دولت کارگری

مصاحبه صادق افروز با محمد رضا شالگونی

من واقعاً طرفدار اتحاد میان گرایشات مختلف چپ هستم و فکر می کنم باید تلاش کنیم ، لااقل مشترکات مان را نادیده نگیریم و در حدی که ممکن است با همدیگر اتحاد و همکاری داشته باشیم. اما برای این که به اتحادهای واقعاً مؤثری دست یابیم ، باید اختلافات مان را به رسمیت بشناسیم و آنها را لاپوشانی نکنیم و اشکال سازمانی مناسبی برای همکاری ها پیدا کنیم تا همه چیز در مسیری سازنده پیش برود. حقیقت این است که همه جریان های چپ در سازمان واحدی نمی توانند همزیستی بکنند ، و بنابراین راه درستِ اتحاد و همکاری این است که در سازمان واحدی نباشند.

تعیین حداقل دستمزد در جمهوری اسلامی بی معناست!

تشکل های مستقل کارگری ، نخستین و حیاتی ترین شرطی است که می تواند به حداقل دستمزد معنا بدهد. در کشوری که تشکل های کارگری مستقل از دولت وجود ندارند ، ضمانتی برای اجرای حداقل دستمزد وجود ندارد و همه چیز به لطف و کرَم دولت و سرمایه داران بستگی دارد. وجود تشکل های کارگری وابسته به دولت نه تنها کمکی به کارگران نمی کند ، بلکه معمولاً موانعی در مقابل مبارزات و سازمانیابی آنها به وجود می آورد.

انقلاب علیه دیکتاتوریهای غیروابستهقسمت دوم

از اوائل دهه ۱۹۷۰ قذافی کوشید پان عربیسم خود را با آمیزه ای از پان اسلامیسم جذابتر سازد و برای راه انداختن "انقلاب اسلامی" در کشورهای مختلف، در سال ۱۹۷۲ نیروی نظامی ویژه ای به نام "لژیون اسلامی" (الفیلق الاسلامیه) به وجود آورد که از چاد و سودان گرفته تا فیلیپین به جریانهای اسلامی مورد نظر او کمک می کردند

انقلاب علیه دیکتاتوریهای غیر وابسته

باشکست ناسیونالیزم پان عربی، سرکوبگری و فساد در لیبی نیز شدت یافت و از نیمه دهه ۱۹۸۰ رژیم قذافی نیز علیرغم هیاهوی "انقلابی" اش، مانند همه دیکتاتوریهای معمولی عرب در مسیری افتاد که نه تنها هر نوع صدای مخالف را خفه می کرد، بلکه همه منابع اقتصادی کشور را در دست خود متمرکز کرده بود و بی اعتناء به نیازهای مردم کشور، همه چیز در خدمت خاندان حکومتی قرار می گرفت

سید خراسانی و شعیب ابن صالح زیر پای هم را خالی می کنند!

 قلع و قمع باند احمدی نژاد، با توجه به ویژگی های آن و نفوذ عمیق اش در ساختارهای قدرت و با توجه به حمایت های بی و چرایی که تا این اواخر خامنەای و نهادهای زیر کنترل او از اینها کرده اند، کار آسانی نخواهد بود. به نظر من موقعیت احمدی نژاد در مقابل خامنه ای بسیار محکم تر از موقعیت بنی صدر در مقابل خمینی است

"مکتب ایرانی": اعتراف به ورشکستگی ایدئولوژی رسمی رژیم

"مکتب ایرانی"ِ آنها بیش از آن که مکتب فکری و سیاسی شکل گرفته و تعریف شده ای باشد، علامتی است برای فاصله گرفتن از ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی و تلاشی است برای شکل دادن به یک ایدئولوژی حکومتی ، به گمان آنها کارآمدتر، که به شیوه معمول، با آزمون وخطا، حرکتهای نامنظم و "چراغ خاموش" پیش برده می شود

مراکز هسته ای جمهوری اسلامی چقدر در مقابل زلزله مقاوم اند؟

در شرایطی که همه کشورهای جهان در باره خطرات نیروگاه های هسته ای به ارزیابی مجدد نشسته اند و افکار عمومی پیشرو در بسیاری از کشورها به مخالفت با سیاست هسته ای دولتهایشان برخاسته اند، ما نیز باید صدایمان را علیه سیاستهای ماجراجویانه هسته ای جمهوری اسلامی بلند کنیم

چرا "انقلاب مخملی"؟ مردم برای انقلاب توده ای آماده می شوند!

فضای منطقه چنان عوض شده است که امریکا و متحدان آن دیگر نمی توانند با دستِ باز به هر اقدامی در منطقه ما دست بزنند. ثانیاً این انقلاب ها چنان مردمان منطقه استبداد زده ما را تکان داده اند که سرنگونی دیکتاتوری در همه کشورها به نخستین خواست توده های ستمدیده تبدیل شده است

چگونه می توان دیکتاتوری را درهم شکست؟

مبارزه مسلحانه ضرورتاً به معنای فاصله گرفتن از اصلاح طلبی یا آزاد کردن ظرفیت های دموکراتیک مردم نیست. بسیاری از مبارزات مسلحانه طولانی و حتی توده ای را می شناسیم که دیکتاتوری های خشنی را روی کار آورده اند و انقلاباتی را می شناسیم که بدون خون ریزی توانسته اند دیکتاتوری های حاکم را به زیر بکشند

درماندگی جمهوری اسلامی

طرح هدفمند کردن یارانه ها دارد به چیزی مانند تغییر تقویم رسمی کشور توسط رژیم شاهنشاهی تبدیل می شود و اگر توفان خشم توده ای مردم نیرومندتر شود، یکی از اولین عقب نشینی های جمهوری اسلامی احتمالاً پس گرفتن همین طرح خواهد بود. رژیم در حالی ناگزیر است مجدداً با مردم روبرو شود که از ماسک "مستضعف پناهی" اش چیزی برجای نمانده است

انقلاب عرب و جنبش ضد دیکتاتوری ۱۳۸۸ ایران

انقلاب های تونس و مصر نیز مانند جنبش اعتراضی سال گذشته در ایران در وهله اول جنبش های ضد دیکتاتوری هستند و قبل از همه ناگزیرند با رژیم حاکم دست وپنجه نرم کنند. و مانند غالب جنبش های ضد دیکتاتوری، در دوره گشایش، با تظاهرات سیاسی اعتراضی و با مشارکت سنگین جوانان و به ویژه جوانان تحصیل کرده، مشخص می شوند

ناقوس دلنواز انقلاب عرب

آنهایی که ورد گرفته بودند و پایان عصر انقلابات را موعظه می کردند، حالا باید اوراد دیگری سرهم بندی کنند. انقلاب عرب نشان می دهد که قرن بیست و یکم نیز می تواند مانند قرن بیستم، قرن انقلابات توده ای و قرن شورش لگدمال شدگان و گرسنگان باشد. و همین یک ماه گذشته نشان داده است که پائینی ها خشونت نمی خواهند، بالایی ها هستند که خون می ریزند

"نیروی شگرف مفهوم منفی"

این تجربه را مخصوصاً دو گروه از ایرانیان باید به خاطر بسپارند: اولاً آنهایی که خیال می کنند بی توجه به خواست های کارگران و زحمتکشان می توانند به دیکتاتوری پایان بدهند و با خوش خیالی کوته بینانه ای طبقه متوسط را فاعل پیکار برای دموکراسی می پندارند؛ ثانیاً آنهایی که پیکار برای دموکراسی را به خاطر این که طبقه متوسط هم از آن حمایت می کند، "بورژوایی" می نامند

تعیین حداقل دستمزد در جمهوری اسلامی بی معناست

با توجه به نبودِ شرایط لازم برای تعیین با معنای حداقل دستمزد در جمهوری اسلامی، جدی گرفتن مراسم های سالانه رژیم در این مورد، عملاً جز توهم پراکنی و گرم کردن تبلیغات رژیم معنای دیگری نمی تواند داشته باشد

باند احمدی نژاد در پی چیست؟

شواهد متعدد نشان می دهند که باند احمدی نژاد دست کم در حوزه هایی در جهت فاصله گرفتن از ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی و قواعد شناخته شده فقه حرکت می کند، از تأکید بر ناسیونالیسم ایرانی گرفته تا اعلام بی اعتقادی مثلاً به گشت های حجاب و عفاف و حرمت موسیقی و امثال آن

بازهم در باره طرح "هدفمند سازی یارانه ها"

حمایت اصولی طرفداران "بازار آزاد"، از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گرفته تا اقتصاد دانان وطنی نئولیبرال از این طرح نشان می دهد که اندیشه اقتصادی بورژوازی تا چه حد خصلت ایدئولوژیکِ کور و جانبدارانه ای دارد. مگرآنها کورند و نمی بینند که هدف اصلی این طرح مسلط کردن هر چه بیشتر یک دولت فاشیستی بر زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم این کشور است؟ 

پویایی دیکتاتوری

چنین حکومتی نوعی استبداد مطلقه است که خواه ناخواه باید از طرف روحانیت یا عده ای محدود که خود را آگاه به فقه اسلامی می دانند، اعمال گردد. تردیدی نیست که چنین حکومتی جز با نفی کامل حق حاکمیت مردم غیرقابل تصور است

جمهوری اسلامی به کجا می رود؟

هنگامی که حتی انتخابات فیلتر شده برای دستگاه ولایت درد سر ساز می شود تا جایی که عده ای از حلقه اصلی قدرت علناً اصل انتخابات را بحران ساز می نامند و خواهان برچیده شدن هر نوع انتخابات می شوند، جای تردیدی باقی نمی ماند که بازده نزولی در تلاش حکومتیان برای کسب مشروعیت سیاسی به نقطه خطرناکی رسیده و آنها جز شمشیر عریان روی چیز دیگری نمی توانند حساب کنند

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - محمدرضا شالگونی