صادق شکیب

نقدی به رمان 'مدار صفر درجه' نوشته ی احمد محمود

استخوان بندی رئالیسمی که احمد محمود در این رمان آنرا پی می ریزد بر خلاف آثار چند دهه پیش نویسندگانی که رئالیسم آنها تک خطی و یک بعدی می بود، چند وجهی و در ابعاد مختلف هنری پی ریزی و شکل گیری شده که بسی کار پر ارج و ستودنی است و دقیقاً حسن کار در اینجاست. ما به همین خاطر با یک رمان خوب و بەیادماندنی و اثری دلنشین که سالیان درازی در بین ما خواهدماند رو بروایم.

سیمای امپریالیسم در قرن بیست و یکم

به رغم سرکوب امپریالیسم برای تحمیل جهانی سازی در جای جای دنیا هسته های مقاومت مردمی در برابر سیل بنیان کن نئولیبرالیسم هردم افزون تر از قبل شکل می گیرد. انترناسیولیسم جدیدی با جنبش برای *جهانی سازی دیگر * فوران کرده است. این تحرکات با به چالش کشیدن اصول رقابت، فردگرایی و سود مشخص می شوند.

حسن آقا سیاسی می شود

حسن آقا رفوزه گشته نتوانست به شورای شهر راه یابد. حال سیاستمدار بزرگ ما مانده بود و بدهکاری های سنگینی که همه صرف تبلیغات و تعریف از خود شده بود. اینک حسن آقا می دید که چه بر سرش آمده و کارش مدام شده بود حساب دخل و خرج که تا چند سال دیگر می تواند بدهی اش را بپردازد.

مادر بزرگ و ترانه "كارگر،كشاورز، من فدائيم"

پیرزن كه تمامي نوه ها و نبيره هايش را دور وبرخود ديد، از فرط خوشحالي شروع به خواندن آن ترانه كرد. همه شروع به خنديدن كردند. مادر گفت : پسرم يك بار اين ترانه را پيش خاله ات خواندم.خاله گفت :خواهر ترانه آنهارا نخوان، مي گويند آنها كمونيست هستند . خاله ات راست مي گفت؟ خواندن اين ترانه گناه دارد؟

نقدی بر کتاب (سیر تحولات استعمار در ایران) نوشته ی علیرضا ثقفی خراسانی

نگارنده در این مقال نمی خواهد از لطماتی که استعمار گران با هم دستی حاکمان مزدور بر کشورمان زده اند، سخن بگوید. در کتاب نویسندە بە قدر کفایت در این زمینە ماوقع را شرح دادە است. اما بە نظر من در بخش هایی از این کتاب کاستی هایی هم وجود دارد کە من مایلم کمی بە آنها بپردازم.

ابرام ساندویچی و مشتری پولدارش !

بدون آن که سخنی در پاسخی بدهم، به خیابان زدم وساعت ها بی هدف قدم زدم تا شاید بتوانم قیافه ی غضبناک ابرام ساندویچی وسیمای جوان شرمزده و سخنان گزنده تلخ تر از زهر پیرایشگر را از مغزم بزدایم وتسکین خاطر یابم.

وقتی درگذشت علی اشرف درویشیان بهانه فحاشی بە دیگران قرار می گیرد

در همین ارتباط لازم می دانم توجە آقای معصوم بیگی را بەقضاوتی از آقای زیبا کلام در مورد حزب تودە ایران جلب نمایم. ایشان به نیکی می دانند که آقای صادق زیباکلام ضدیت آشکاری با حزب توده ایران دارد. با این وجود آقای زیبا کلام طی مصاحبه ای با "مجله ی رونا" در سال (1387) می گوید : در تاریخ معاصر کشورمان فقط حزب توده ایران را می توان از نظر علمی ودر مفهوم واقعی آن، حزب نامید. آقای معصوم بیگی شما که حزب توده ایران را حزبی کذایی می نامید، ای کاش در قضاوت تان حداقل بە اندازە آقای زیبا کمال انصاف را رعایت می کردید.

اشتراک در RSS - صادق شکیب