اردشیر قلندری

جنگ جهانی سوم

حزب حاکم با قبضه کردن رسانه ها و پراکندن دروغ، هستریک ضدکمونیستی شدید در روسیه، عملا کشور را بدون آلترناتیو گذاشته، حزب کمونیست روسیه نیز با وجود امکانات کافی و داشتن قریب به 19% کرسی در دوما، سخن تازه ای برای گفتن ندارد، همچنان در شعارهای سی سال پیش خود اسیر می باشد. از طرفی نیز، سیاست حزب کمونیست روسیه در شرایط سیاستهای گلوبالیستی، اقتصاد نئولیبرالیستی، چه می تواند باشد؟

الیگارشی پشت سر جنبش های اعتراضی

جهت توضیح این مبرم، و درک آن، یک مثال می زنیم. تصور کنید، شخصی در حال غرق شدن باشد، آخرین لحظات زندگی وی دستی از خشکی سوی او می آید! آیا برای فرد این موضوع مهم است، که ان دست متعلق به ناتو است، یا نه! در این لحظه مشخص، سخن از مرگ و زندگی است، نه، ناتو بمثابه دشمن یا دوست! فاجعه برای ما ایرانیان البته برای آن بخش از بدآموز شده های منتسب به افکار حزب توده، که جملگی بیش از ٨٠ سال دارند، است، که همه جا دست ناتو را می بینند، تا بدین وسیله جنایت حاکمان اصلی فراموش شود! بازی الیگارشی میهنی دور از قدرت پنهان می ماند.

فریاد دادخواهی در قزاقستان

همزمان با دشواریهای اقتصادی، مساله سیاسی نیز شرایط بهتری ندارد، هرگونه اعتراض به طروق گوناگون سرکوب می شوند. سنگین و زنان سیاسی با پرونده سازی به زندان های طولانی مدت گرفتار می شوند، آنانی که هنوز در آغاز مساله سیاسی قرار می گیرند، توسط باندهای تحت کنترل خانواده، ترور خاموش می گردند! با چنین ترفندهایی جامعه بظاهر آرام و فرمانبردار، در باطن ملتهب است!. همه جا سخن از مساله سیاسی و سرکوب و تضیقات، ولی از انجایی که حزبی یا سازمانی که این اعتراضات خاموش یا زیرپوستی را بطور علنی نمایندگی کند، موجود نیست و انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری نیز مخالفان جدی حضور ندارد،

خرده بورژوازی

انقلابیگری خرده بورژوازی زمانی است، که خطر پرولتر شدن بالای سرش قرار گیرد. جهت توضیح بیشتر این موضوع درمیان رهبران حزب های مارکسیستی، بخش عمده این جریانات را خرده بورژوا ها تشکیل می دهند، نه کارگران کارخانه ها. زندگی بسیار تجمل گرایانه اعضای رهبری حزب کمونیست روسیه، شواهدی است دال بر این ادعا!

نقش ضرورت در تاریخ

شاهان در کل تاریخ ایران هرگز وجود بیان ازاد اندیشه ها را تحمل نکرده اند، (برای مثال انوشیروان "عادل" پس از فریب مزدیکیان در باغ شاهی، همه میهمان خود را وارونه خاک کرد.) یک جامعه نیز زمانی متحول می شود، که بیان اندیشه، ابداع و نوآوری... آزادانه صورت بگیرد. در شرایط امروزین ایران، وجود دمکراسی ضرورت پیشرفت آن است، در نتیجه هرحکومتی که این زمینه را فراهم سازد، مثبت ارزیابی خواهد شد.

درآمدی بر چرایی شکست جنبش های معاصر

پس از فروریزی بلوک کشورهای سوسیالیستی (شرق) در بازه کنونی ما با معضلی بنام عدم پیروزی جنبش های اجتماعی روبر هستیم. در بیست واندی سال گذشته میتوان بجرات گفت که هیچ جنبشی در روند پویایی خود به پیروزی نرسیده است. حرکت چندمیلیونی در ایران در سال 88، تا دی 98، بهارعربی و تا وال استریت تا جلیقه زردهای فرانسه، هماکنون شرکت گسترده اعتراضات مردمی در بلاروس و بسیاری دیگر همگی بی نتیجه بوده اند. علل اصلی این امر در چه چیزی نهفته است؟.

فلسفه ماتریالیستی مارکسیسم

عمده ترین مساله ماتریالیسم دیالکتیک در این بازه زمانی طرح مبانی روش شناختی، یافتن زبان مشترک، درک متقابل و توافق بر مساله اصلی، اهداف گلوبال، مبنای هستی و روش های حفظ بشریت، فرهنگ و تمدن بمثابه بالاترین دستاورد فرازمندی جهانی می باشد. با شرکت فعال در فرایندهای روزرسان ایدئولوژیکی، ماتریالیسم دیالکتیک تلاش دارد از خطر اشتباهات و یکجانبه گرایی، که در سالهای کیش شخصیت استالین گسترش وسیعی در زمینه اقتصادی در کشورهای بلوک سوسیالیستی یافت که موجب رکود اجتماعی و اخلاقی در میان حزب های کمونیستی گردید، در امان بماند.

هیولایی ترین فرزند سرمایه داری!

آرزوی دیرینه ناسیونالیسم برهم زدن یکپارچکی ملی، ایجاد "کشور"های مستقل در ایران است. ناسیونالیسم های وطنی، از ستم مضاعفی که بر همه ملت ها و مردم زحمتکش ایران توسط فرادیکتاتوری ولایی اعمال می گردد، هدفمندانه بمثابه اعمال ستم یک قوم بر تمامی اقوام ایران جلوه می دهند. هدفمند برنامه های ویرانگر رژیم را نادیده می گیرند.

صدای شکستن استخوان های رژیم فرادیکتاتوری ولایی

رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد. حافظ

فرایند سیاسی کشور چنین است که رژیم در بسیاری از مساله دیپلماسی و روابط جهانی کاملا شکست خورده است. ترامپ نماینده جناح هار امپریالیسم امریکا، در راستای تامین منافع امریکا در رویارویی و مهار مقاصد امپریالیستی اروپا و روسیه در راستای باز تقسیم جهان، از توافقات هسته ای خارج گردید، تا بار دیگر فرادیکتاتور حاکم بر ایران را به میز مذاکرات نشانده، سهم باز هم بیشتری را به چنگ آورد.

ضرورت دولت مردم محور، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم

ما با وخامت اوضاع رژیم ولایی، ما بمثابه کمونیست جای برای خود در روز پسا رژیم در نظر گرفته ایم؟. چه راه حلی برای برون بُرد جامعه از باتلاقی که حاکمان فعلی ساخته اند، داریم ؟. حزب ها و سازمانهای سیاسی کمونیستی چه برنامه های اقتصادی برای فردای ایران پیشنهاد میدهند؟. شکل و محتوای پیکار آتی در راستای تصرف دولت، استقرار ساختار های اقتصادی بر چه مبنا میباشد.

اشتراک در RSS - اردشیر قلندری