نقی

یاد حمید ارض پیما گرامی باد!

دو سه روز پیش از دادگاه مرا از آن اطاق عمومی به سلولی بردند که فریبرز سنجری، اصغر ایزدی و رحیم اسکوئی بودند. برای اولین بار بود که این رفقا را می دیدم. در نیمه دوم دی ماه 50 ما را به دادگاه بردند و در آن جا بود که حیرت بقیه را و از جمله حمید ارض پیما هم دیدم. دادگاه جمعی ما یک روز و نیم بیشتر ادامه نیافت. در روز دوم با سرود خوانی جمعی (به جز ما چهار نفر)، دادگاه به هم خورد. همه ی ما را با عصبانیت به سلول های انفرادی نموری بردند که تازه در قسمت بالاتر سلول های قدیمی ساخته بودند. صبح روز بعد، دوتا دوتا یا چهارتا چهارتا، جدا و بی خبر از هم، به اصطلاح محاکمه مان کردند.

اشتراک در RSS - نقی