علی پورنقوی

لختی پس از حل معما

امتیازات سرشاری که احمدی نژاد در اختیار سپاه قرار داده، "دستاوردهای هسته ای"اش، که می توانند خوشایند سپاه نیز باشند و پولهائی که او در میان بخشهائی از فقرزدگان جامعه پخش کرده است …او را متقاعد کرده بوده اند که او می تواند روی حمایت بخشهائی از سپاه و پشتیبانی نسبتاً توده گیر در درون جامعه حساب کند. اینک این هر دو حساب اشتباه از کار درآمده اند. گفتمان "اسلام ایرانی" هم که بسیار پیشتر از این نقطه اتکای او را در میان بخشی از روحانیت فروریخته بود. در تکانه ناشی از سیلی این واقعیتها است که احمدی نژاد متوجه می شود "ترمز هم می توان گرفت".

قضیه مصلحی

... استعفای حیدر مصلحی و سپس ابقای او در عرض چند ساعت، اعم از آن که استعفا را همچون کیهان شریعتمداری عزل مصلحی توسط "باند منحرف و نفوذی" بدانیم و یا اقدامی به اختیار خود مصلحی، تبارز چندوجهی حدت اختلافات و تعادلی شکننده در مناسبات گرایشهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی است.

نامه به یک رفیق

... باز هم صریحتر، صورت اول میگوید: "سرمایه داری حرف آخر تاریخ نیست". صورت دوم میگوید: "در برنامه حزبی فراتر از این نمیتوان و نباید گفت که سرمایه داری میتواند حرف آخر تاریخ نباشد و ما میکوشیم که نباشد."

در آیینه فوکوشیما

مطالبه سازمان ما از جمهوری اسلامی در ارتباط با استفاده از انرژی هسته ای این بوده است که برنامه بلندمدت اش برای تامين انرژی کشور را اعلام کند. این خواست نه از بی پاسخی به "خیر یا شرّ انرژی هسته ای" است، بلکه بر سازماندهی یک گفتمان و اخذ تصمیمی واقعاً ملی بر سر سیاست انرژیائی کشور نظر دارد. جامعۀ ما به این گفتمان نیاز دارد و "فوکوشیما" دلالت بر ضرورت آن.

تراز تغییر

می توان گفت که حاکمیت جمهوری اسلامی دیگر تقریباً تمامی امکانات و ابزارهائی را که مردم ما بتوانند از جمله با مدد جستن از آنها به تحول ضرور جامعه از مجرائی تدریجی، کم درد، نقارپرهیز و مسالمت آمیز جامۀ عمل بپوشانند، از آنان سلب کرده و روزنه های گذر از چنین مسیری را بسته است... صحبت بر سر کارنامۀ غیرقابل دفاعی که موجب انباشت تل ها از خشم و خشونت و حس انتقامجوئی و سرخوردگی در جان جامعه شده، نیست؛ صحبت بر سر اختتام ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی بر "مجلس خبرگان رهبری" است.

گفت و شنود با علی پورنقوی پیرامون جنبش در ۲۵ بهمن و پیامدهای آن

پاسخ به پرسش های نادر عصاره - ویژه عصرنو

اتکای یک جانبه به شعارهای فعلی جنبش اولاً به فاصله موجود میان رهبری و نیروی بالفعل آن می افزاید و ثانیاً طرق جذب لایه های غایب در آن را محدود خواهد کرد. اتکا به مواضع رهبری موجود آن، حمایت حامیان بالفعل آن را به قمار خواهد گذاشت و اتکا به عدم حضور لایه هائی از مردم در آن، آن را به بی عملی سوق خواهد داد.

بخش: 

آیا "بالائی"ها میتوانند؟

با این حال مهمترین ابزار "توانستن بالائی ها" ابزار سرکوب آنها است. سؤال "آیا بالائی ها می توانند" نیز در اساس نه بر پایه مناسبات درون حکومتی، بلکه در مناسبات میان حاکمیت و مردم است که پاسخ نهائی اش را دریافت می دارد. تسلط بر این ابزار توسط حکومت امکان سرکوب اعتراضات توده ای را فراهم می آورد و تسلط گرایشی از حاکمیت بر این ابزار، امکان از میدان بدر کردن رقبا در حکومت را. تقریباً عموم قراین حاکی از آنند که هم و غم اصلی حاکمیت و هر یک از گرایشهای درون آن دوام و نیل به این تسلط دوگانه است.

"عناصر اربعه" سیاست جاری

آیا بروز عواقب پیش بینی نشده قانون "هدفمند کردن یارانهها"، در شرایط تداوم تحریمها و تنش بین جمهوری اسلامی و جهان خارج از سوئی و از سوی دیگر تداوم سرکوب در جامعه ای که سرکوب آن صرفاً با توسل به ابزار معمول هر روز دشوارتر میشود، انتخابات سال آینده را به میدانی برای مطالبه "نان و آزادی" تبدیل نخواهد کرد؟ "عناصر اربعه سیاست جاری" عناصر تعقیب این پرسش برای پاسخ درخور به آنند.

من در رأس امورم

این سؤال که "چرا متکی به شکلی چنین موهن و ضرب الاجلی کنار گذاشته شد؟" پاسخ خود را ... در قالب مناسبات بین احمدی نژاد و مجلس و قویتر از این، در قالب مناسبات بین احمدی نژاد و خامنه ای و رقابتهای میان این دو می یابد. احمدی نژاد متکی را با پیامی برای رئیس جمهور سنگال به مأموریت رسمی می فرستد و در همین مأموریت دست به عزل او می زند تا خود پیام واجبتری را به خامنه ای و مجلس برساند: "من در رأس امورم".

خداحافظ مجلس شورای اسلامی؟

شورای نگهبان مجموعه ای را برای تصمیم گیری توسط خامنه ای تدارک دیده است که مجلس را بیشتر از پیش در کار قانونگزاری و نظارت محدود می کند. این محدودیت با توسل به توپ و تانک اعمال نخواهد شد، بلکه به سادگی از مجرای تصمیم "رهبر انقلاب"، که مجلس پیشاپیش از آن اعلام اطاعت کرده است، خواهد گذشت. در این صورت ما به توپ بستن نرم مجلس را مشاهده خواهیم کرد که این بار خود مجلس نیز می رود تا شریک جرم باشد.

در ضرورت و چگونگی های حضور

واقعیت این است که نیروهای غیرحکومتی - صرفنظر از این که به کدام دیدگاه و نحله تعلق دارند، در عرصه برنامه اتمی جمهوری اسلامی در قیاس با سایر عرصه ها، اولاً دارای قدرت عمل محدودی اند و ثانیاً بیشترین تنوع و اختلاف رویکرد و سیاست در میان آنها به چشم می خورد. درست به دلیل همین واقعیت ذوالجنبه است که گفتگو در میان نیروهای صلح و دموکراسی برای حصول به اشتراک نسبی اهمیت می یابد تا مگر در پرتو این اشتراکات، امکان حضور مؤثرتر آنان در این عرصه نیز فراهم آید.

تدارک رودرروئیهای آتی

محدود شدن آن تعداد اعضای مجلس که احمدی نژاد را از موازیکاری پرهیز دادند، به ۱۲۲ نفر از ۲۹۰ نماینده، انگاره ای نسبی از صف آرائی نیروها در مجلس را نیز به دست داد. این انگاره مطلقاً حاوی نشانه ای از تفوق بلامنازع خامنه ای در مجلس نبود و ای بسا درست به همین دلیل، احمدی نژاد برای فروکشیدن مجلس از "رأس امور" و فراکشیدن خویش به این جایگاه دیگر درنگ نکرد.

بر بساطی که بساطی نیست

رویدادهای پس از اظهارات خامنه ای قاعدتاً این نکته را نیز بایست بر او فاش کرده باشند که تکیه بر بساط ولایت فقیه، دیگر حتی نزدیکترین ها به او را هم به تمکین وا نمی دارد. خامنه ای در آخرین برآمد خود به احتیاط بسیار مخالفت اش را با انتصاب رحیم مشائی به سمت نمایندۀ ویژه رئیس جمهور به عنوان اقدامی موازی با وزارت امور خارجه، ابراز کرده است، اما پیشتر از آن نظر خویش را در مشاجرات بر سر "مکتب ایران" فروبلعیده بود. روزهای آتی نشان خواهند داد که آیا او موفق خواهد شد بساط ولایت اش را برپا نگاهدارد و یا ناگزیر است آمریت رقبای حکومتی اش را فروبلعد.

اعلام جنگ پیشرس؟

پس، ای بسا که نه در سال آینده بلکه در ماه های آینده، شاهد جنگ مغلوبۀ دیگری در درون حاکمیت باشیم. از هم اکنون کمابیش روشن است که احمدی نژاد می کوشد لایه های دیگری را، و این بار نه به یمن درآمدهای نفت، بلکه با اتکا به تمایلات ناسیونالیستی و "مدرنیستی" آن لایه ها به پشتوانه و حامی خود در این رویاروئی تبدیل کند. به نظر می رسد اتکای اصلی طرف مقابل "روحانیت" باشد؛ روحانیتی که برگهای برنده اش را مدام و بیش از پیش از دست داده است.

عناصر یک سیاست واقعبینانه و صلحجویانه

گام نخست در مسئولیت مقامات جمهوری اسلامی چشم گشودن بر همین واقعیت است: چه در داخل و چه در خارج کشور، درصد کسانی که نیت اصلی برنامۀ هسته ای جمهوری اسلامی را دسترسی به سلاح اتمی می دانند، دائم التزاید بوده است و تأکیدات مقامات بر این که "غرب در صدد محروم کردن ایران از دسترسی به فن آوری هسته ای است"، صرف نظر از درستی یا نادرستی آن، کمکی به تقویت همبستگی جهانی با آنان برای "احقاق حقوق حقۀ مردم ایران" نکرده است.

در ضرورت یک میانجی

در شرایطی که طرفین مدتهای طولانی را به سیاست افراط گذرانده اند، شاید تنها یک میانجی بتواند مانع از خاتمۀ انفجاری و فاجعه بار سیر اوضاع شود. ابتکار برزیل و ترکیه ... آشکار کرد که اولاً بازیگران صحنۀ دیپلماسی در مناقشه هسته ای ایران تنها ایران و کشورهای 1+5 نیستند و ... ثانیاً درست هم اکنون موقعیت مناسب و در عین حال خطیری برای آن که دیگر کشورها نیز دیپلماسی فعالی را در قبال مسئله در پیش گیرند، ایجاد شده است. دیپلماسی ای که امر مقدم اش نهادن راه حلی میانه در برابر طرفهای مناقشه است.

دمی از ماه بی رخداد خرداد

چه رئوس برنامه ای که در دو نوشتۀ مذکور به دست داده می شود و چه مناسبات ترسیم شده در میان نیروهای سیاسی به عنوان باور نویسندگان، حاکی از طی طریق مسئولانه و متهورانهای در میان نیروهای دموکرات غیرسکولار جامعۀ ما در یک سال اخیر اند. طی طریقی که می توان امیدوار بود برای پایان بخشیدن به بیش از یک قرن تقابل، یا در بهترین حالت رقابت، میان نیروهای دموکرات سکولار و غیرسکولار دری بگشاید و طلسم همکاری پایدار میان این دو را بگسلد.

مکثی بر نامه کروبی به موسوی اردبیلی

آنانی که جنایت ۱۳۶۷ را همچنان سربه مهر و غیرقابل گفتگو می خواهند و می دارند، در این حکم کروبی که "موضوع اعدامها در سال ۶۷ نامشخص و مبهم است" پتانسیلی "تهدیدآمیز" را تشخیص داده اند. این پتانسیل اولاً می تواند خواهان "بررسی قضایا و مشخص کردن چرائی آن"، به معنای حقوقی و سیاسی، گردد و ثانیاً دریچه ای را برای نقدپذیر کردن عملکرد خمینی در ابعاد جامعه گیر بگشاید.

بخش: 

"ژنو" "تهران" نیست، اما سایۀ "ژنو" بر سر "تهران" هست

البته توافق تهران نیز حاوی هیچ امتیاز سیاسی بلافصلی برای جمهوری اسلامی، حداقل در ارتباط با طرفهای مستقیم ایران در مناقشۀ اتمی نیست... افتراق اصلی بین "ژنو" و "تهران" اولاً در توازن قوای ضعیفتری در عرصۀ بین المللی است که اکنون جمهوری اسلامی خود را با آن روبرو می بیند و ثانیاً در "میزان مرزی" اورانیوم موضوع مبادله. در این واقعیت ساده که ذخیرۀ اورانیوم ایران در فاصلۀ "ژنو" تا "تهران" تقریباً یک و نیم برابر شده است.

یک فرصت مشروط

اظهارات احمدی نژاد، بی آن که از نیت احتمالی او برای خریدن وقت چشم پوشی شود، فرصتی را برای تلاش بامعنائی در راستای حل مسئلۀ پروندۀ اتمی فراهم آورده اند؛ تلاشی برای حل مسالمت آمیز مسئله و رفع خطر روزهای دشواری که، چه به صورت تحریمهای شدیدتر اقتصادی – سیاسی و چه به صورت سناریوهای مخربتر، ممکن است در انتظار مردم و کشور ما باشند؛ یک فرصت مشروط.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علی پورنقوی