علی پورنقوی

آشتی جوئی یا یک فرصت سوزی دوجانبه دیگر؟

خبرگزاری فارس با استناد به اظهارات روز یکشنبه آقای خامنه ای خبر روزنامۀ نیویورک تایمز دایر بر اعلام آمادگی ایران برای مذاکره مستقیم با امریکا توسط المالکی را "التماس وارونه واشنگتن برای مذاکره با تهران، از زبان نخست‌وزیر عراق" نامیده است و سایت دیگری از "ناامیدی غرب از بیانات رهبر" گزارش داده و، بی هیچ قصدی برای افشاگری، نوشته است: "البته شاید هیچ کشوری جز رژیم غاصب اسرائیل از این ناامیدی غرب شادمان نباشد"

اولی کدام است؟

اولویت اصلی برنامۀ روحانی در آغاز دورۀ 4 سالۀ ریاست جمهوری اش حل مناقشه بر سر پروندۀ اتمی جمهوری اسلامی است. از این طریق است که جامعۀ ما فرصت خواهد یافت بی دغدغۀ برخوردهای نظامی به نقشه راه آتی اش اندیشه کند، درب مناسبات نوی با امریکا گشوده شود و تحریمها – که بدون رفع آنها هیچ اصلاح پایداری در اقتصاد تنیده به اقتصاد جهانی ایران در آن متصور نیست – رفع گردند.

"حماسۀ سیاسی"، الزام مهندسی، احمدی نژاد

انگیزه و الزام برای مهندسی انتخابات وجود دارد و باقی خواهد ماند. اما آیا احمدی نژاد، به عنوان رئیس جمهور، و وزارت کشور زیر مسئولیت او ... به این مهندسی تمکین خواهند کرد؟ احمدی نژاد، نه فقط از آن رو که کاندیدای برترین اش ردصلاحیت شده است، بلکه نیز از آن رو که مهندسی این انتخابات برای "خلق یک حماسۀ سیاسی" درست باید متوجه زدودن خاطرۀ خود او از پهنۀ سیاست در ایران باشد، می تواند با دعوی حفاظت از قانون، مخل مهندسی صندوقهای رأی گردد.

شعار روز: لغو نظارت استصوابی

علی پورنقوی در گفتگو با سایت ملی – مذهبی

مطالبۀ لغو نظارت استصوابی شورای نگهبان خواستی است که با تجربه نیروها از عملکرد واقعی این نظارت، در میان طیف وسیعی از نیروهای سیاسی، از جمله در نیروهای درون جمهوری اسلامی، از حمایت برخوردار است و می تواند شعار روز طیف وسیعی از نیروهای سیاسی – چنان که اشاره کردم، حتی در میان اصولگرایان درون حاکمیت، باشد.

بخش: 

اگر خاتمی نیاید

در تمام استدلالاتی که تاکنون اصلاح طلبان را از حضور پرقدرت - یا به عبارتی با حضور خاتمی و نه هر چهرۀ دیگری از آنان – برحذر می داشته اند، و از جمله استدلالهای خود خاتمی، این سؤال مرکزی بوده است: "اگر خاتمی بیاید، چه خواهد شد؟". روشن است که با سناریوپردازیهای مختلف حول این سؤال، این نتیجه که خاتمی نباید بیاید، از آنها استخراج می شده است. اما این استدلالها را با سؤال مرکزی دیگری باید تکمیل کرد: "اگر خاتمی نیاید، چه خواهد شد؟".

رسالت ناممکن

... تحقق این طرح اکنون به رسالتی ناممکن تبدیل شده است و انتخابهای چندانی هم پیشاروی خامنه ای وجود ندارند. انتخاب نمی تواند چندان بیرون از یکی از دو کادر عمومی زیر باشد:
- اتخاذ مشی سرکوب، خاصه در قبال نیروی احمدی نژاد، اما همچنین در قبال نیروهای اصلاح طلب و تحولخواه جامعه. اما این روش تماماً موجب انتفای هدف طرح است؛ ولو که با نیت "جنگ اول به از صلح آخر" صورت گیرد.
- نیل به توافقی میان خامنه ای و یکی دیگر از بازیگران اصلی صحنۀ سیاست امروز. نگاهی به منش خامنه ای و توازنهای موجود، کفه را به نفع احمدی نژاد، به عنوان سر دیگر این توافق، اکیداَ سنگین می کند.

دور دیگری از مذاکره علنی

آنچه در سخنان خامنه ای تازه است و در پوشش ضخیم قهر و چالش به اوباما ابلاغ می شود، اولاً همین است که سرانجام گفته شود: "البته من مخالفتی هم [با مذاکره دوجانبه با امریکا] ندارم" و ثانیاً موضوع حق ایران برای غنی سازی با تصریح "اجرای مقررات نظارتی آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز می تواند نگرانی ها را از بین ببرد" تکمیل گردد. ترجمۀ این سخنان می تواند آمادگی برای پذیرش پروتکل الحاقی باشد.

وجوه فزاینده تأثیر تحریمها بر حقوق بشر

به ابتکار جمعی از کنشگران و حامیان جنبش سبز، روز دوشنبه گذشته 21 اسفند 1391، برابر 11 مارس 2013، پانلی با عنوان "تحریم، حقوق بشر، جامعۀ مدنی" در مقر سازمان ملل در ژنو سازمان یافته بوده است. متن کامل سخنرانی علی پورنقوی زیر عنوان "وجوه فزاینده تأثیر تحریمها بر حقوق بشر" در اين پانل، از نظرتان می گذرد.

انقلاب بهمن، جنبش سبز و شعار "ایران برای همۀ ایرانیان"

جنبش سبز فقط زائیدۀ شوخ چشمی مردم ایران نیست که خواسته باشند از خلل در ساختار جمهوری اسلامی مفری برای عبور از آن بسازند. انقلاب بهمن و جنبش سبز نه در برابر هم که مکمل یکدیگر اند و برای نسلی که این دو حرکت را به چشم دیده است، یک استراتژی واقعبینانه برای تغییر تنها با نگاه به این دو به عنوان مکمل حاصل خواهد شد.

در سوی "مقابل": تقویت نشانه های امید

مهمترین فراز سخنرانی اوباما ... تکرار این نکته از سخنرانی خودش به مناسبت پیروزی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود: "یک دهه جنگ اکنون دارد پایان می گیرد". او به تعارض با تلقی مرسوم از امنیت برخاست و تصریح کرد که "امنیت و صلح پایدار مستلزم جنگ دائمی نیستند... ما این شهامت را ابراز خواهیم کرد که برای حل و فصل اختلافاتمان با دیگر ملل از طریق مسالمت آمیز بکوشیم، زیرا مراوده طریق بهتری برای غلبه پایدار بر ظنَ و ترس است."

موازنه شش ماه پیش از انتخابات

... با این حال این اظهارات علی اکبر ناطق نوری بودند که وضع دشوار "رهبر" و تنهائی تقریباً مطلق او در میان افراد "بابصیرت نظام" را به عریانی ترسیم کردند... پیام این رویداد به خامنه ای بسیار روشن است: "انتخابات" باشکوهی که او در پی سامان آن است، تا مگر به یمن شکوه آن و خروجی مطلوب او از آن، موقعیت مستحکمی در برابر امریکا کسب کند، در دایره تنگ بازیگران باقیمانده برای "رهبر" سامانپذیر نیست.

انتخابات پیشاروی "رهبر"

ماه ها و سال آینده…اصطکاکاتی از آن دست را که بین خامنه ای و احمدی نژاد بروز یافتند، بر نمی تابد. خامنه ای در خلال ماه های پیش رو می خواهد و می باید هم رئیس جمهورش را انتخاب کند و هم راه مناسبات با امریکا را. امروز بیشتر از هر موقع آشکار شده است که این دو سخت به هم گره خورده اند. تحولات بعدی در حاکمیت پس از این انتخاب هم اساساً در تعاقب و در تبعیت از این انتخاب رخ خواهند داد.

الزام مقدم: تجهیز به یک نظریه گذار سوسیالیستی

تکامل تئوری سوسیالیسم تاکنون چیزی جز تکامل چشم اندازهای آن نسبت به طریق دستیابی به جهانی عادلانه نبوده است... نوشته اند، و به درستی هم نوشته اند، که کار خطیر مارکس به عنوان یک جامعه شناس انقلابی، ترسیم چگونگی گذار به سوسیالیسم بوده است. اکنون نیز، پس از شکست تجربه "سوسیالیسم واقعاً موجود"، دشوار بتوان لزوم تکامل تئوری سوسیالیسم را به معنای دیگری جز لزوم تجهیز چپ به یک نظریه جدید برای گذار به سوسیالیسم تعبیر کرد.

پیروزی اوباما: فرصتی که دیگر نباید از دست داد

... می توان با تقویت نشانه های بروز یافته در سمت حل و فصل مسائل، با به فال نیک گرفتن گفته اوباما در نطق پیروزی اش دایر بر این که "یک دهه جنگ دارد خاتمه می یابد"، با دست زدن به ابتکارهای وسیعتر برای اعتمادسازی و ... هم بر سیر رویدادهای اسرائیل در روزهای آتی به نحو مثبتی مؤثر افتاد و هم به اکیدترین معنا در سمت تأمین منافع ملی ایران گام برداشت. این امکان را نباید از دست نهاد.

طرحی برای تنظیم موضع پیرامون انرژی به مثابه یک مسئله جهانی

واقعیت این است که زمان مدام بیشتر و بیشتر به زیان انرژیهای فسیلی و هسته ای و به سود انرژیهای تجدیدپذیر پیش رفته است. با این حال ساده نگری است اگر تصور شود انرژیهای تجدیدپذیر پاسخ فوری همه مشکلات ناشی از دیگر انواع انرژیها و تقاضای فزاینده در پهنۀ جهانی برای انرژی اند.

بپذیریم: تحریمها مؤثر بوده اند!

اگر رامنی، در زمانی که اکیداً به حمایت محافل پرواسرائیلی نیازمند است، از راه دراز حمله به ایران می گوید و ظاهراً به قول و قرارهای خود با "لابی پرواسرائیلی" پشت پا می زند، و نتانیاهو پس از انکار مکرر اثربخشی تحریمها سرانجام از این موضع عقب می نشیند و حتی کمی پس از آن برای تشدید تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران هلهله می کند، دلیل جز این نیست که آنان در تحریمها پیشرفت هدف و حصول به نتیجه ای را دیده اند که در زمانی آن را با توسل به [تهدید به] جنگ میسر می دیده اند. دلیل جز این نیست که آنها اثر تحریمها را دیده اند.

"مسئولیت برای حفاظت": نرمی در حال شکل گیری

طرحی برای تدوین موضع پیرامون "مسئولیت برای حفاظت"

رویدادهای لیبی و قطعنامه 1973 شورای امنیت در این ارتباط، نخستین موردی است که سازمان ملل و شورای امنیت با استناد به نرم "مسئولیت برای حفاظت" دست به عمل زدند. کمتر اختلافی در این باره وجود دارد که اگرچه مداخله در لیبی زیر عنوان "مسئولیت برای حفاظت" صورت گرفت، اما اجرای آن مشحون از انحراف از معیارها و محکهای این نرم بود... این واقعیت که چین و روسیه نسبت به رأی شان به قطعنامۀ 1973 شورای امنیت "احساس غبن" می کنند، قویاً گویای این نکته اند که "مسئولیت برای حفاظت" نرمی است در حال شکل گیری و تکمیل.

بحث زودرس انتخابات

تنشهای خارجی رقم زننده اصلی وضع در ماه های آتی خواهند بود و حاکمیت کنونی، که در مدیریت این تنشها دائماً تهیدست تر شده است، کوشیده و می کوشد یکدستی درونی و اقتدار داخلی را همچون نمایشی از موضع قدرت در مواجهه با تنشهای مذکور عرضه کند… حضور بامضمون در روند انتخابات برای نیروهای خواهان تحول و یا حتی اصلاح، مستلزم رویکردی وسیع و دورنگر به روندهای رقم زننده وضع است. آن گاه است که بحث انتخابات، به عنوان جزئی از این رویکرد، می تواند جای مناسب خود را بیابد.

شانزدهمین اجلاس جنبش غیرمتعهد:

تاریخی یا تقویمی

مقامات جمهوری اسلامی دوست دارند اجلاس شانزدهم جنبش غیرمتعهد را نقطه عطفی در تاریخ آن اعلام کنند. ممکن است چنین باشد. اما این که آیا این نقطۀ عطف، گردشی به سوی جنبشی متین و تأثیرگذار بر معادلات جهانی است یا به سوی جنبشی بی رسالت و یا حتی نیستی، اکیداً در گرو انتخابی است که این جنبش از میان یکی از این دو در برابر دیگری خواهد کرد: تاریخی یا تقویمی.

مکثی بر لحظه

نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی اکنون در موقعیتی نیستند که بتوانند آکتوری در مناقشات پیشگفته باشند، اما مطمئناً می توانند فاکتوری در آنها باشند. با این تشخیص که ما با یک لحظۀ بازگشت مواجهیم، آن گاه اهمیت دارد که آیا اپوزیسیون مسالمت خواه و صلح طلب ایران می خواهد خود را فاکتوری در رفع مناقشه تعریف کند و یا فاکتوری برای قرار دادن این یا آن طرف مناقشه در موقعیت دشوارتری برای انتخاب.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علی پورنقوی