فرخ نعمت پور

بورژوازی غیرکمپرادور بعد از انقلاب

اگر مهمترین دستاورد انقلاب بهمن را حذف وابستگی کشور بدانیم، حذفی کە از طریق نفی بورژوازی کمپرادور انجام شد، حال در خوانش تحولی کە در ایران قراراست اتفاق بیافتد، کە آن هم برکناری سیستم سیاسی تئوکراتیک بر کشور است، کدام بورژوازی بعنوان ستون فقرات چنین نظامی باید مورد توجە قراربگیرد تا بر دست گذاشتن بر روی آن بتوان بنیان طبقاتی نظام را نشانە رفت؟

جو بایدن و رقیب اصلی

ایران جزو کشورهای اقمار چین نیست تا تمرکز بر آن، بمانند تمرکز بر افغانستان در دهە هشتاد میلادی قرن گذشتە، و پیروزی در آن بتواند بعنوان پاشنە آشیل حریف عمل کند و روند شکست نهائی آن را رقم بزند. اما ایران مانع است، مانعی کە روند پیشروی بە سوی هدف اصلی را کند می کند، بویژە اینکە خاکریز این کشور با کشورهای دیگری از جملە اسرائیل و عربستان خط تماس دارد.

بلوچستانی کە معترض است

ولی آیا می توان کشوری را این چنین برای زمانی نامحدود در شرایط غیرمتعارف حفظ کرد؟ آیا می توان غیرمتعارف بودن را بە متعارف بودن تبدیل کرد؟ کشوری کە نتواند دستاوردهای خود را در ضمن موفقیتهایش بە داخل منتقل کند، کشوری کە نتواند در ضمن راە در کشور خود بە نفع مردم تغییر ایجاد کند، در واقع هیچ موفقیتی در خارج هم کسب نکردەاست. و این حکایت جمهوری اسلامیست.

ضرورت ایجاد نظام رفاە مدرن

دولت رفاە اساسا یک مقولە مدرن است کە ناشی از ایجاد دولتیست کە در آن بنوعی تعادل طبقاتی میان سرمایەدران در یک طرف و کارگران و زحمتکشان در طرف دیگر ایجاد شدەاست. و این تعادل طبقاتی کاملا ریشە در حضور کارگران و زحمتکشان در ارگانهای صنفی ـ طبقاتی خود و اعمال عملی ارادە و خواست آنها دارد؛ البتە همراە با تحول نسبی در نگاە سرمایەداران و دولت بورژوازی در امر چگونگی تسلط طبقاتی کە با اسلاف خود دارای فواصل معینی اند.

آمریکا در تکرار خود

آیا جهان اساسا احتیاج بە رهبری کردن از طرف یک کشور و یا مجموعەای از کشورهای همگن دارد؟

باید گفت آمریکا محق است کە از منافع خود دفاع کند، اما این دفاع بر اساس دکترینهای قدیمی دیگر امکان پذیر نیست. در جهان گلوبالیزەشدە کنونی باید سیاربودن قدرت و ابدی نبودن آن را بنوعی پذیرفت. شاید دنیای ما دنیای حضور قدرتهای سیاری است کە باید حضور همدیگر را در سیال بودن خود و همدیگر بپذیرند.

نیاز بە توزیع دوبارە ثروت

لیبرالیسم اجتماعی در برابر لیبرالیسم کلاسیک، نئولیبرالیسم در مقابل کینزیسم و سوسیال دمکراسی در تقابل با راست از جملە محملهای اصلی بروز این تقابلهایند، البتە با این تاکید کە جناح چپ همیشە مستقیم و غیرمستقیم از کمک نیروهای رادیکال ضد سرمایەداری هم برخورداربودەاند.

رقابتی نفس گیر

خاورمیانە، و از جملە ایران، میراثدار قدرتهائی از اعماق تاریخ اند کە هنوز در پی تثبیت جغرافیای سیاسی و حق حاکمیت خود هستند، و هنوز بمانند آن سالها چنین تثبیتی را اساسا در گرو امکانات سخت افزاری خود می یابند.

برجامی کە تهی می شود

گرایشی در دولت آمریکا وجود دارد کە با اهمیت ندادن نسبی بە برجام و مسئلە فعالیتهای اتمی ایران، می خواهد این پیام را بە جمهوری اسلامی بدهد کە بسیار خوب در شرایط تحریمهای شدید بە فعالیتهای اتمی خود ادامەبدهید، اما اینبار بر سر آن از ما امتیاز اقتصادی چندانی نخواهیدگرفت؛ می خواهند بگویند بسیار خود ادامە بدهید، اما کماکان در شرایط اقتصادی وحشتناکی بسر خواهیدبرد.

رقیبی کە میل بە نامرئی شدن دارد

در ادامە سخنان آخوندی می توان اضافەکرد کە برای پیشبرد امر مبارزە، ما یا بە مرئی کردن طرف مقابل نیازداریم و یا بە نامرئی کردن خود. دو نیرو برای اینکە بتوانند در مقابل هم قرار بگیرند باید از یک جنس باشند. اما اگر بحث بر سر وجود یک مبارزە مردمی است، نامرئی کردن ما امکان پذیر نیست. پس می ماند مرئی کردن طرف مقابل. و این تنها زمانی می تواند اتفاق بیافتد کە از جملە نیروی نامرئی توسط مرئی های خودی هم مرئی شوند.

احیای مرکزگرائی اجباری

البتە روندی کە آغازشدە هنوز در مراحل تکوین قراردارد و بە انجام نهائی خود نرسیدەاست، اما کیست کە نداند تاثیرات مشخص آن را مدتهاست می توان احساس کرد. از تاثیرات مشخص چنین روندی، بە احتمال قوی، بازتعریف نیروهای گریز از مرکز از هویت و برنامەهای خود است تا بتوانند در پارادایم جدیدی کە هر روز قدرت جدیدی می گیرد بتوانند بە زندگی خود ادامە دهند.

خورە استقلال

تحقیرهای تاریخی می توانند زخمهای عمیق در روح یک ملت ایجاد کنند، اما نمک پاشیدن مستمر بر این زخمها ربطی بە خود این تحقیرها ندارد آنقدر کە دال بر وجود یک بیماری روحی در حاملان آن است، بیماری کە هنوز تیمار نشدەاست و بیمار هم اصرار عجیبی دارد کە تیمار نشود!

اصلاح طلبان و تغییرات آیندە

مناقشات میان ایران و آمریکا کاملا بر آرایش جناحها و نیروهای درون و پیرامون حاکمیت تاثیر می گذارد و از این منظر باید بە آن شدیدا توجە داشت. پایان ماجرای اصلاح طلبی تنها بە خیابان بستگی ندارد. هر نوع بهبودی در روابط میان ایران و آمریکا در صعود نسبی آنها دوبارە تاثیرگذار خواهدبود.

منشهای کجدار و مریز

اما کماکان این سئوال زیباکلام باقیست کە در نبود فقدان استراتژی و ساختار واحد، در صورت پیروزی اصلاح طلبان آنها می خواهند چکار کنند؟ آیا می شود با همان منشهای کجدار و مریز با شرایط بشدت بحرانی کشور روبروشد؟

نیاز آمریکا

اما این بار در تاریخ آمریکا حادثە بی سابقەای اتفاق افتادەاست. حادثەای کە علیرغم شکست ترامپیسم، اما حاکی از بحران عمیق ساختاری در این کشور است، بحرانی کە ریشە در شکافهای شدید طبقاتی دارد. قدرت سیاسی در ایالات متحدە آمریکا باید راە چارەی در این مورد بیاندیشد، وگرنە بنیانهای صعود دوبارە امثال ترامپ کماکان بەجای خود باقی اند. تنها کافیست دوبارە فرصتی بیابند.

ناسیونالیسم سازمانی بە از سرگشتگی انترناسیونالی!

با توجە بە روندهای طی شدە می شود حزب چپ را نگە داشت، اما وجود این حزب بدون سازمان اکثریت یک وجود بی ریشە و فارغ از تاریخ است کە بە نفع خود حزب چپ هم نیست. پس برای اینکە این حزب بتواند پا بگیرد و رشد کند و در تاریخ ایران نقش ایفا کند، وجودش کماکان و تا برگشت بە کشور وابستە بە سازمان فدائیان خلق ایران ـ اکثریت بعنوان مولفە اصلی تشکیل دهندە آن است.

چپ در تماس با کدامین

می دانیم کە در چنین جهانی بدون داشتن استراتژی مشخص در مورد چگونگی رابطە با چنین نیروهائی نمی توان بە بازیگری جدی تبدیل شد. چپ بعلت خصلت فراگیر خود کە همانا ایدەای با رویای آشتی دادن آزادی و عدالت است با بخشی از این نیروها مشکل جدی دارد و با بخشی دیگر می تواند وارد مرحلە داد و ستد بشود.

انقلابی با خصلت معکوس

مدل "اول خارجی، دوم کمونیستها و سوم پارلمان" کە مدل ذهنی همە فاشیستها برای عروج از پلکان قدرت است و در زمان ترامپ هم تکرار شد، عملا افشا شدە و شکست خوردەاست. این اسم رمز دیگر رمزی مکشوف است. با این حساب باید فاشیستها دنبال مدل ذهنی دیگری بگردند.

روبنائی کە نقش دیگری می طلبد

رژیم جدید بعد از انقلاب با مصادرە و تحت تسلط درآوردن نهادهای اقتصادی بلافاصلە نقش روبنا را بە زیربنا انتقال می دهد. او کە بەشیوە غریزی می دانست روبنا در مقایسە با زیربنا موقتی عمل می کند و نمی تواند نقش خود را در درازمدت با همان استحکام قبلی ادامە دهد، علاوە بر تسخیر ماشین دولتی، دست بە ایجاد نهادهای خاص اقتصادی خود زد و حتی در درازمدت می بینیم کە نقش نیروهای نظامی و امنیتی را نیز در این زمینە بشدت گسترش داد.

نفی و نە اثبات

نظامهای میانی با خصلت تعرضی پایدار نمی مانند و در تمام عمر خود تنها بە کشورها آسیب می رسانند. جمهوری اسلامی هنوز یک وجود حقیقی است و نە واقعی. نسبت حقیقت این نظام با واقعیت آن، فرسنگها از همین نسبت در نظامهای دیگر فاصلە دارد.

عراق قربانی رقابت میان ایران و آمریکا

عراق بە آرامش نیاز دارد تا همانند دیگر کشورها بتواند بهتر بر مقابلە با کرونا متمرکز شود، و این تمرکز احتیاج بە هماهنگی و همکاری میان نیروهای ذی نفوذ در این کشور بحران زدە هم دارد. آمریکا و ایران باید از طموح سیاسی خود دست بردارند و در مرحلە فعلی سیاست های خود را بر اساس مواجهە با کرونا تنظیم کنند. کما اینکە گسترش کرونا در این دو کشور و ضعف مدیریت و سیستم بهداشتی آنها نشانی است از آنچە در عراق در پی آن هستند.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرخ نعمت پور